بازچرخانی آب و امید تازه برای سرزمین خشک

مریم زارع پور (یگانه) ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 188546
بازچرخانی آب و امید تازه برای سرزمین خشک

کم‌آبی سال‌هاست که از یک هشدار کارشناسی عبور کرده و به واقعیتی ملموس در زندگی ایرانیان تبدیل شده است. کاهش بارندگی، افت شدید سطح سفره‌های زیرزمینی، خشک شدن تالاب‌ها و افزایش تنش آبی در بسیاری از شهرها نشان می‌دهد که منابع آب کشور دیگر توان پاسخگویی به الگوی مصرف گذشته را ندارند. در چنین شرایطی نگاه تازه‌ای به منابع آبی شکل گرفته است؛ نگاهی که فاضلاب شهری را نه یک پسماند مزاحم، بلکه منبعی ارزشمند برای بازگرداندن آب به چرخه مصرف می‌داند. این همان چیزی است که در ادبیات مدیریت آب از آن با عنوان «طلای خاکستری» یاد می‌شود.

ایران روی کمربند خشک زمین قرار گرفته و میانگین بارندگی آن به حدود ۲۳۰ میلی‌متر در سال می‌رسد؛ رقمی که فاصله زیادی با میانگین جهانی دارد. در مقابل، رشد جمعیت، توسعه شهرها، گسترش صنعت و نیاز روزافزون کشاورزی باعث شده مصرف آب به شکل مداوم افزایش یابد. نتیجه این شکاف میان عرضه و تقاضا، فشار بی‌سابقه بر منابع آب زیرزمینی است. بسیاری از دشت‌های کشور با افت شدید سطح آبخوان‌ها مواجه شده‌اند و برخی تالاب‌ها نیز در اثر کمبود آب به کانون‌های گرد و غبار و نمکزار تبدیل شده‌اند. در چنین شرایطی، مدیریت منابع آب دیگر فقط به معنای تأمین آب جدید نیست، بلکه به معنای استفاده دوباره از منابع موجود است.

بازچرخانی آب دقیقاً از همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند. در این رویکرد، فاضلاب پس از جمع‌آوری و تصفیه به آبی تبدیل می‌شود که می‌تواند در بخش‌های مختلف مورد استفاده قرار گیرد؛ از آبیاری فضای سبز شهری گرفته تا مصرف در صنایع و حتی در برخی موارد تغذیه منابع آب زیرزمینی. در واقع این فرایند، چرخه مصرف آب را طولانی‌تر می‌کند و اجازه می‌دهد هر واحد آب بیش از یک بار در اقتصاد و محیط زیست مورد استفاده قرار گیرد.

برآوردها نشان می‌دهد سالانه حدود ۱.۹ میلیارد مترمکعب پساب در کشور تولید می‌شود؛ حجمی که اگر به درستی مدیریت شود می‌تواند بخش قابل توجهی از نیاز آبی برخی حوزه‌ها را تأمین کند. بخشی از این پساب در صنعت مورد استفاده قرار می‌گیرد، بخشی برای آبیاری فضای سبز شهری مصرف می‌شود و سهمی نیز به بخش کشاورزی اختصاص دارد. در واقع پساب می‌تواند جایگزینی برای مصرف آب شیرین در فعالیت‌هایی باشد که الزامی به استفاده از آب شرب ندارند.

اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار می‌شود که بدانیم استفاده از آب شرب در بسیاری از فعالیت‌های غیرضروری همچنان رایج است. آبیاری فضای سبز شهری یا برخی فرآیندهای صنعتی نمونه‌هایی از این موارد هستند. در حالی که با توسعه شبکه‌های فاضلاب و تصفیه‌خانه‌ها می‌توان همین نیازها را از طریق پساب تأمین کرد و آب باکیفیت‌تر را برای مصارف حیاتی‌تر مانند شرب ذخیره کرد.

بازچرخانی آب البته فقط به معنای تأمین یک منبع جایگزین نیست، بلکه مزایای زیست‌محیطی مهمی نیز به همراه دارد. یکی از مهم‌ترین این مزایا جلوگیری از آلودگی منابع آب زیرزمینی است. در بسیاری از مناطق، دفع نامناسب فاضلاب باعث نفوذ آلاینده‌ها به سفره‌های زیرزمینی شده و کیفیت آب را به شدت کاهش داده است. آلودگی به نیترات از جمله مشکلاتی است که در صورت ورود به آبخوان‌ها می‌تواند سال‌ها باقی بماند و حتی تا چند قرن طول بکشد تا اثر آن از بین برود. توسعه شبکه‌های جمع‌آوری و تصفیه فاضلاب می‌تواند از بروز چنین آلودگی‌هایی جلوگیری کند و سلامت منابع آب زیرزمینی را حفظ کند.

افزون بر این، تصفیه فاضلاب تنها به تولید آب قابل استفاده محدود نمی‌شود. در بسیاری از تصفیه‌خانه‌ها امکان بازیابی انرژی و مواد مفید نیز وجود دارد. لجن حاصل از فرایند تصفیه می‌تواند به کود ارگانیک تبدیل شود و در بخش کشاورزی مورد استفاده قرار گیرد. همچنین در برخی تصفیه‌خانه‌ها از گاز تولیدشده در فرایندهای بیولوژیک برای تولید برق استفاده می‌شود؛ رویکردی که هم به کاهش هزینه‌های بهره‌برداری کمک می‌کند و هم به افزایش بهره‌وری در مدیریت منابع منجر می‌شود.

با وجود این ظرفیت‌ها، توسعه زیرساخت‌های فاضلاب در کشور هنوز کامل نشده است. شبکه جمع‌آوری و تصفیه فاضلاب در بسیاری از شهرها در حال توسعه است و طی سال‌های اخیر پیشرفت قابل توجهی داشته، اما همچنان فاصله‌ای با پوشش کامل وجود دارد. ده‌ها هزار کیلومتر شبکه فاضلاب در کشور احداث شده و صدها تصفیه‌خانه در حال بهره‌برداری یا ساخت هستند، با این حال نیاز به سرمایه‌گذاری و تکمیل این زیرساخت‌ها همچنان جدی است.

 

در کلانشهرها به ویژه تهران، حجم پساب تولیدی بسیار بالاست و همین موضوع فرصت بزرگی برای استفاده مجدد از آب فراهم می‌کند. در عین حال، استفاده از پساب در برخی حوزه‌ها هنوز با مقاومت یا کندی همراه بوده است. یکی از نمونه‌های آن آبیاری فضای سبز شهری است که در گذشته بیشتر از طریق چاه‌های آب زیرزمینی انجام می‌شد. این در حالی است که استفاده از پساب تصفیه‌شده می‌تواند هم مصرف آب زیرزمینی را کاهش دهد و هم به حفظ تعادل آبخوان‌ها کمک کند.

ارتباط این موضوع با مسئله فرونشست زمین نیز قابل توجه است. در بسیاری از دشت‌های کشور، برداشت بیش از حد از منابع آب زیرزمینی باعث ایجاد حفره‌هایی در لایه‌های زمین شده که در نهایت به فرونشست منجر می‌شود. جایگزینی مصرف آب زیرزمینی با پساب می‌تواند بخشی از این فشار را کاهش دهد و به تثبیت شرایط آبخوان‌ها کمک کند.

در کنار همه این مزایا، توسعه بازچرخانی آب نیازمند زیرساخت‌های گسترده، سرمایه‌گذاری مستمر و برنامه‌ریزی دقیق است. احداث شبکه‌های فاضلاب در برخی مناطق با چالش‌هایی مانند کمبود زمین برای تصفیه‌خانه‌ها، سطح بالای آب زیرزمینی یا هزینه‌های بالای اجرایی مواجه است. این مشکلات به‌ویژه در شهرهای ساحلی بیشتر دیده می‌شود و روند توسعه زیرساخت‌ها را کندتر کرده است.

با این حال، پیشرفت فناوری و بومی‌سازی بسیاری از تجهیزات مورد نیاز در سال‌های اخیر شرایط را تا حدی تغییر داده است. بخش قابل توجهی از تجهیزات و سازه‌های مورد استفاده در تصفیه‌خانه‌های فاضلاب اکنون در داخل کشور طراحی و ساخته می‌شود و این موضوع می‌تواند هزینه اجرای پروژه‌ها را کاهش دهد و سرعت توسعه آنها را افزایش دهد.

واقعیت این است که بحران آب در ایران راه‌حل ساده و کوتاه‌مدت ندارد. مدیریت مصرف، اصلاح الگوی کشت، کاهش هدررفت در شبکه‌های توزیع و توسعه منابع جایگزین همگی بخشی از پازل حل این بحران هستند. در این میان، بازچرخانی آب یکی از ابزارهای کلیدی به شمار می‌رود؛ ابزاری که می‌تواند بدون فشار بیشتر بر منابع طبیعی، بخشی از نیازهای آبی کشور را تأمین کند.

شاید زمانی فاضلاب تنها به عنوان یک پسماند شهری دیده می‌شد، اما امروز نگاه‌ها به آن تغییر کرده است. در شرایطی که هر قطره آب اهمیت پیدا کرده، پساب دیگر یک ماده دورریختنی نیست؛ منبعی استراتژیک است که اگر به درستی مدیریت شود می‌تواند بخشی از آینده آبی کشور را تضمین کند. در سرزمینی که همواره با محدودیت منابع آب روبه‌رو بوده، بازچرخانی آب می‌تواند همان حلقه‌ای باشد که چرخه حیات را پایدارتر نگه می‌دارد.

 

ارسال نظر