کالابرگ زیر سایه گرانی؛ چرا افزایش اعتبار دیگر یک انتخاب نیست بلکه اجبار معیشتی است؟
راضیه احمدوند ـ روزنامه نگار
در ماههایی که بازار کالاهای اساسی هر روز با برچسبهای قیمتی تازه روبهرو میشود، پرسش مهمی پیشروی سیاستگذاران و حتی مردم قرار دارد: آیا کالابرگ الکترونیکی با اعتبار فعلی میتواند نقشی واقعی در حفظ معیشت خانوارها ایفا کند؟
پاسخ صریح و بیتعارف این است: نه.نه به این دلیل که اصل طرح ناکارآمد است، بلکه چون فاصله ارزش کالابرگ با قیمت واقعی کالاها چنان زیاد شده که کارکرد حمایتی آن را عملاً تهی کرده است.
برای فهم دقیقتر موضوع، کافی است مسیر چند ماه اخیر بازار کالاهای اساسی را مرور کنیم. قیمت کالاهایی مثل برنج، روغن، مرغ، لبنیات، تخممرغ و حتی کالاهایی که روزگاری «کمنوسان» محسوب میشدند، مانند نان و حبوبات روند افزایشی کمسابقهای را تجربه کردهاند. این افزایش فقط بهصورت عددی روی برچسبها دیده نمیشود؛ بلکه مستقیماً در سبد مصرفی خانوادههای طبقه متوسط و کمدرآمد اثر میگذارد و تعادل ماهانه معیشت آنان را بههم میزند.
اینجاست که نقش کالابرگ الکترونیکی باید پررنگ شود. اما در شرایطی که قیمتها رو به بالا در حرکتاند، ثابت ماندن میزان اعتبار کالابرگ، آن را به ابزاری کماثر و حتی تشریفاتی تبدیل میکند. کالابرگ باید متناسب با قیمت کالاهای ضروری رشد کند؛ وگرنه هدف اولیهاش که حفظ قدرت خرید مردم است، از دست میرود.
کالابرگ؛ ابزاری خوب اما ناتمام
در ماههای نخست اجرای طرح، کالابرگ با شعار حمایت از اقشار آسیبپذیر و کاهش فشار تورم معرفی شد. این طرح قرار بود جایگزین یا مکمل ماهرانهای برای یارانه نقدی باشد؛ ابزاری که به خانوادهها اجازه دهد بدون نگرانی از افزایش قیمتها، حداقل کالاهای اساسی خود را تأمین کنند.
اما مشکل اصلی اینجاست که کالابرگ در شرایط تورمی، نمیتواند با اعتباری ثابت باقی بماند.
تورم یعنی قیمتها در یک چرخه مداوم افزایش مییابند. اگر تسهیلات حمایتی با این افزایش همراه نشوند، فاصله میان هزینه واقعی زندگی و میزان حمایت، روزبهروز بیشتر میشود.
خانوارها نه تنها تقویت نمیشوند، بلکه مجبورند با همان اعتبار سابق، کالاهایی گرانتر بخرند و این یعنی کاهش قدرت خرید.
چرا افزایش اعتبار کالابرگ یک ضرورت است؟
نخستین دلیل، واقعیت اقتصادی است. قیمت کالاهای اساسی نه تنها افزایش یافته، بلکه نوسان آن بهگونهای است که پیشبینی هزینهها را برای خانوادهها دشوار کرده است.
در چنین شرایطی، یک اعتبار ثابت بهمرور زمان ارزش حمایتی خود را از دست میدهد. درست مانند یارانه نقدی که با وجود ثبات عددی، ارزش واقعیاش طی سالها بهشدت کاهش یافت.
دومین دلیل، واقعیت اجتماعی است. معیشت خانوار تنها یک مسئله اقتصادی نیست؛ یک مسئله اجتماعی است که میتواند بر شاخصهای کلیدی کیفیت زندگی تأثیر بگذارد: تغذیه مناسب، سلامت، آرامش روانی، امنیت حداقلی خانوار و ثبات برنامههای ماهانه.
وقتی خانوادهها برای خرید چند قلم کالای ضروری دچار چالش میشوند، فشار روانی و بیثباتی در بودجه خانوار افزایش مییابد.
سومین دلیل، حفظ اعتماد عمومی به سیاستهای حمایتی است. اگر اعتبار کالابرگ با شرایط واقعی جامعه هماهنگ نشده و افزایش نیابد، مردم احساس میکنند این طرح بر کاغذ خوب است اما در عمل کماثر. کاهش اعتماد عمومی به هر برنامه حمایتی، اجرای آن را دشوارتر میکند و اهداف اولیهاش را تحتالشعاع قرار میدهد.
کالابرگ و فاصلهای که هر روز بیشتر میشود
در بررسیهای میدانی مشخص شده است که بسیاری از خانوادهها کالابرگ را دریافت میکنند اما همچنان برای خرید کالاهای ضروری مجبورند مبلغ اضافی پرداخت کنند.
به عنوان مثال، اگر خانواری بخواهد سبد غذایی پایه ماهانه شامل پروتئین، لبنیات، غلات و روغن تهیه کند، افزایش قیمتها باعث شده هزینه این سبد گاهی تا ۲ برابر اعتبار کالابرگ رشد کند.
این فاصله زمانی خطرناکتر میشود که کالاهای اساسی، به دلیل تورم، با افزایشهای دورهای و حتی ناگهانی مواجه میشوند.
در چنین فضایی، اعتبار ثابت کارکرد خود را از دست میدهد و کالابرگ از ابزار توانمندسازی به ابزاری ناقص تبدیل میشود.
چرا همراهی کالابرگ با قیمتها ضروری است؟
برای حفظ اثرگذاری کالابرگ، سه شرط کلیدی وجود دارد:
نخست، اعتبار کالابرگ باید متناسب با نرخ تورم کالاهای اساسی بهروزرسانی شود. یعنی اگر سبد کالاهای اساسی ۲۰ درصد گرانتر شده، کالابرگ هم باید همین مقدار افزایش یابد.
دوم، بهروزرسانی باید دورهای، منظم و قابل پیشبینی باشد. نه فقط سالی یکبار در بودجه، بلکه بهصورت فصلی یا حتی ماهانه بر اساس شاخصهای رسمی قیمت.
و سوم افزایش اعتبار باید واقعی باشد، نه عددی و نمادین. یعنی افزایشها باید اثر ملموس بر قدرت خرید مردم بگذارد، نه آنکه فقط روی کاغذ عددها تغییر کنند.
کالابرگ باید با واقعیت زندگی مردم حرکت کند
واقعیت این است که هزینههای واقعی زندگی مردم تغییر کرده و افزایش یافته است. شاخص قیمت سبد خوراکی خانوارها که از مهمترین شاخصهای معیشتی است، در ماههای گذشته رشد قابلتوجهی داشته است.
وقتی قیمت چند قلم کالا مثل برنج، روغن و مرغ افزایش مییابد، اثر آن بر کل سبد خانوار ضربدر میشود.
این یعنی اگر اعتبار کالابرگ همراه با این رشد افزایش پیدا نکند، مردم مجبور میشوند بخش بیشتری از درآمد خود را برای کالاهای ضروری هزینه کنند و همین موضوع فشار اقتصادی را تشدید میکند.
کالابرگ یک ابزار حمایتی مهم است و میتواند نقش کلیدی در حفظ معیشت مردم داشته باشد. اما این نقش صرفاً زمانی تحقق مییابد که اعتبار آن بهروز، پویا و هماهنگ با قیمت کالاهای اساسی باشد.
اعتبار ثابت در اقتصادی با قیمتهای متغیر، نمیتواند از قدرت خرید مردم محافظت کند.
افزایش قیمت کالاهای اساسی یک واقعیت است.
افزایش اعتبار کالابرگ هم باید به یک واقعیت تبدیل شود.
برای حفظ آرامش خانوادهها، کاهش فشار معیشتی و حفظ کارکرد حمایتی این طرح، افزایش اعتبار کالابرگ دیگر انتخاب نیست؛ یک اجبار اقتصادی و معیشتی است.