جهان اقتصاد بررسی میکند؛
چرا کالابرگ باید تقویت شود؟
راضیه احمدوند ـ روزنامه نگار
تصور رایج این است که کالابرگ تنها یک ابزار حمایتی برای اقشار کمدرآمد محسوب میشود؛ سیاستی که هدف آن کمک به تأمین کالاهای اساسی خانوارهاست. اما واقعیت این است که در شرایط اقتصادی امروز ایران، کالابرگ دیگر صرفاً یک برنامه رفاهی نیست، بلکه به یکی از مهمترین ابزارهای سیاستگذاری اقتصادی برای حفظ قدرت خرید مردم، مدیریت بازار و حمایت از تولید ملی تبدیل شده است. در اقتصادی که از یک سو با تورم مزمن دست و پنجه نرم میکند و از سوی دیگر تولیدکنندگان با کاهش تقاضا و افزایش هزینههای تولید مواجه هستند، هر سیاستی که بتواند میان مصرف و تولید پیوند برقرار کند، از اهمیت راهبردی برخوردار خواهد بود. کالابرگ دقیقاً در همین نقطه قرار دارد؛ نقطهای که معیشت خانوارها و بقای بنگاههای اقتصادی به یکدیگر گره میخورند.
افزایش مستمر قیمت کالاهای اساسی طی سالهای اخیر باعث شده است بخش قابل توجهی از خانوارها برای تأمین نیازهای روزمره خود با دشواری مواجه شوند. در چنین شرایطی، سیاستهای حمایتی دولت بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است. با این حال، اهمیت کالابرگ تنها در کاهش فشار معیشتی خلاصه نمیشود. این ابزار میتواند به عاملی برای حفظ سطح مصرف، تثبیت تقاضا در بازار، تقویت زنجیره تولید و جلوگیری از رکود در بخشهای مختلف اقتصادی تبدیل شود. از این منظر، توسعه کالابرگ نه یک هزینه اضافی برای دولت، بلکه نوعی سرمایهگذاری در جهت حفظ ثبات اقتصادی و حمایت از تولید داخلی محسوب میشود.
اقتصاد ایران طی دهه گذشته با پدیدهای مواجه بوده که اقتصاددانان از آن با عنوان «فرسایش قدرت خرید» یاد میکنند. رشد مداوم نرخ تورم موجب شده است درآمد خانوارها نتواند همگام با افزایش قیمتها حرکت کند. نتیجه این روند، کاهش توان خرید مردم و محدود شدن سبد مصرفی خانوارها بوده است. در بسیاری از خانوادهها، کالاهایی که زمانی جزء نیازهای روزمره محسوب میشدند، امروز به کالاهای کممصرف یا حتی حذفشده از سفره خانوار تبدیل شدهاند.
این وضعیت تنها یک مسئله اجتماعی نیست، بلکه پیامدهای اقتصادی گستردهای نیز به همراه دارد. زمانی که مردم کمتر خرید میکنند، فروش بنگاهها کاهش مییابد. کاهش فروش به معنای افت درآمد تولیدکنندگان است و این مسئله در نهایت میتواند به کاهش ظرفیت تولید، تعویق سرمایهگذاریهای جدید، کاهش اشتغال و حتی تعطیلی برخی واحدهای تولیدی منجر شود. به همین دلیل، حفظ قدرت خرید مردم در واقع به معنای حفظ موتور محرک تولید در اقتصاد است.
یکی از مهمترین مزیتهای کالابرگ آن است که حمایت دولت را به شکلی هدفمند به سمت کالاهای ضروری هدایت میکند. در شرایط تورمی، پرداختهای نقدی به سرعت ارزش واقعی خود را از دست میدهند. مبلغی که امروز میتواند بخشی از نیازهای یک خانواده را پوشش دهد، ممکن است چند ماه بعد قدرت خرید بسیار کمتری داشته باشد. اما کالابرگ این امکان را فراهم میکند که خانوارها بدون نگرانی از کاهش ارزش حمایتهای دریافتی، به کالاهای مشخص و ضروری دسترسی داشته باشند.
این ویژگی علاوه بر حمایت از مصرفکننده، برای تولیدکنندگان نیز مزیت بزرگی محسوب میشود. زمانی که دولت خرید برخی کالاهای اساسی را از طریق کالابرگ تضمین میکند، در واقع بخشی از تقاضای بازار را تثبیت میسازد. تولیدکنندهای که از وجود بازار مصرف اطمینان داشته باشد، با انگیزه بیشتری برای افزایش تولید، توسعه خطوط تولید و جذب نیروی کار اقدام خواهد کرد.
در اقتصاد، تقاضا مهمترین محرک تولید است. بسیاری از واحدهای تولیدی نه به دلیل ضعف فنی یا کمبود ظرفیت، بلکه به دلیل نبود بازار مصرف با مشکل مواجه میشوند. هنگامی که تقاضا کاهش پیدا میکند، حتی توانمندترین بنگاهها نیز با چالش روبهرو خواهند شد. از این رو، کالابرگ را میتوان ابزاری برای حفظ تقاضای مؤثر در اقتصاد دانست؛ تقاضایی که به صورت مستقیم از تولید ملی حمایت میکند.
از سوی دیگر، اجرای گستردهتر کالابرگ میتواند به مدیریت بهتر بازار کالاهای اساسی کمک کند. در شرایطی که قیمت برخی کالاها تحت تأثیر عوامل مختلف دچار نوسان میشود، وجود یک نظام حمایتی هدفمند باعث میشود مصرفکنندگان نگرانی کمتری نسبت به تأمین نیازهای اولیه خود داشته باشند. این مسئله به کاهش رفتارهای هیجانی در بازار و افزایش ثبات اقتصادی کمک میکند.
موضوع مهم دیگر، امنیت غذایی است. در دنیای امروز امنیت غذایی تنها یک مسئله رفاهی نیست، بلکه بخشی از امنیت ملی کشورها محسوب میشود. کشوری که نتواند دسترسی شهروندان خود به کالاهای اساسی را تضمین کند، در برابر بحرانهای اقتصادی و سیاسی آسیبپذیر خواهد بود. کالابرگ از این منظر میتواند نقش مهمی در حفظ حداقل استانداردهای معیشتی و جلوگیری از آسیبدیدن اقشار مختلف جامعه ایفا کند.
علاوه بر این، توسعه کالابرگ میتواند به رونق زنجیرههای تولید داخلی منجر شود. صنایع غذایی، کشاورزی، دامپروری، لبنیات، روغن، بستهبندی، حملونقل و شبکه توزیع همگی از افزایش تقاضا منتفع خواهند شد. به عبارت دیگر، اثرات این سیاست تنها به مصرفکننده نهایی محدود نمیشود، بلکه طیف وسیعی از فعالان اقتصادی را در بر میگیرد.
نکته قابل توجه این است که بسیاری از کشورهای جهان در دورههای بحران اقتصادی از الگوهای مشابه استفاده کردهاند. تجربه جهانی نشان میدهد سیاستهای حمایتی زمانی موفق هستند که بتوانند همزمان از مصرفکننده و تولیدکننده حمایت کنند. اگر حمایتها صرفاً به مصرف محدود شود، اثرات آن کوتاهمدت خواهد بود و اگر تنها بر تولید تمرکز شود، بدون وجود قدرت خرید کافی در جامعه نتیجه مطلوب حاصل نخواهد شد. کالابرگ یکی از معدود ابزارهایی است که میتواند این دو هدف را به صورت همزمان محقق کند.
البته موفقیت این سیاست نیازمند تکمیل زیرساختهای اجرایی و اصلاح برخی فرآیندهاست. افزایش اعتبار کالابرگ متناسب با نرخ تورم، گسترش پوشش دهکهای هدف، تضمین تأمین کالاهای مورد نیاز، جلوگیری از ایجاد رانت در شبکه توزیع، حمایت از تولیدکنندگان داخلی و نظارت مستمر بر اجرای طرح از جمله الزامات موفقیت آن به شمار میرود. بدون توجه به این مؤلفهها، حتی بهترین سیاستهای حمایتی نیز نمیتوانند به نتایج مورد انتظار دست پیدا کنند.
از سوی دیگر، توسعه کالابرگ باید در چارچوب یک برنامه جامع اقتصادی تعریف شود. این ابزار به تنهایی قادر به حل همه مشکلات معیشتی و تولیدی کشور نیست، اما میتواند مکمل سیاستهای کلان اقتصادی در حوزه کنترل تورم، حمایت از تولید، ایجاد اشتغال و ارتقای رفاه عمومی باشد. هرچه هماهنگی میان این سیاستها بیشتر باشد، اثربخشی کالابرگ نیز افزایش خواهد یافت.
در شرایطی که اقتصاد ایران نیازمند حفظ ثبات اجتماعی و اقتصادی است، تقویت نظام کالابرگ میتواند نقش مهمی در کاهش فشارهای معیشتی و جلوگیری از تعمیق رکود ایفا کند. این سیاست نه تنها به حفظ کرامت خانوارها کمک میکند، بلکه با ایجاد تقاضای پایدار، انگیزه تولید و سرمایهگذاری را نیز افزایش میدهد. به همین دلیل، توسعه کالابرگ را باید فراتر از یک اقدام حمایتی کوتاهمدت ارزیابی کرد.
امروز بیش از هر زمان دیگری روشن شده است که حمایت از معیشت مردم و حمایت از تولید دو مسیر جداگانه نیستند، بلکه دو ضلع یک هدف مشترک به شمار میروند. کالابرگ در صورت اجرای صحیح و توسعه هدفمند میتواند حلقه اتصال این دو ضلع باشد؛ حلقهای که از یک سو امنیت غذایی و قدرت خرید خانوارها را تقویت میکند و از سوی دیگر به پایداری تولید، حفظ اشتغال و رونق اقتصاد ملی کمک خواهد کرد. از این رو، افزایش اعتبار و گسترش دامنه کالابرگ نه یک انتخاب سیاسی یا رفاهی، بلکه ضرورتی اقتصادی برای عبور از شرایط کنونی و حرکت به سمت ثبات و رشد پایدار است.