گزارش «جهان اقتصاد» از هشدار صندوق بینالمللی پول درباره سهبرابر شدن قیمت گاز وقتی جهان روی لبه هرمز میایستد!
گلناز پرتوی مهر
جهان بار دیگر بوی بحران انرژی را احساس میکند؛ بحرانی که این بار نه از سرمای زمستان اروپا آغاز شده و نه از جنگ اوکراین، بلکه از گلوگاهی باریک و فوقالعاده مهم در جنوب خلیج فارس؛ تنگه هرمز. صندوق بینالمللی پول (IMF) هشدار داده است که اگر تنشها در این منطقه تشدید شود و اختلال در عبور نفتکشها و کشتیهای حامل گاز ادامه یابد، قیمت جهانی نفت میتواند تا دو برابر و بهای گاز طبیعی حتی تا سه برابر افزایش پیدا کند.
این هشدار در حالی منتشر شده که بازارهای جهانی هنوز از شوکهای تورمی سالهای گذشته فاصله نگرفتهاند و اقتصادهای بزرگ جهان با رشد پایین، بدهی بالا و کاهش قدرت خرید خانوارها دستوپنجه نرم میکنند. به زبان ساده، جهان در شرایطی نیست که بتواند یک شوک انرژی دیگر را بهراحتی تحمل کند.
تنگه هرمز شاید روی نقشه کوچک به نظر برسد، اما در واقع یکی از حیاتیترین شاهراههای انرژی جهان است. بخش بزرگی از صادرات نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس و همچنین حجم مهمی از صادرات گاز طبیعی مایعشده (LNG)، بهویژه از سوی قطر، از این مسیر عبور میکند. اداره اطلاعات انرژی آمریکا نیز در گزارش تازه خود تأکید کرده که اختلال در هرمز مستقیماً بر بازار جهانی نفت، فرآوردههای سوختی و LNG اثر میگذارد.
به همین دلیل، هرگونه تهدید امنیتی، درگیری نظامی، افزایش هزینه بیمه کشتیها یا کاهش تردد دریایی، بلافاصله خود را در قیمت نفت و گاز نشان میدهد. بازار انرژی بیش از آنکه به واقعیتها واکنش نشان دهد، به «ترس از آینده» واکنش نشان میدهد.
اگر قیمت گاز در بازار جهانی سه برابر شود، این فقط یک عدد اقتصادی نیست؛ زنجیرهای از پیامدهای بزرگ در سراسر جهان را فعال میکند.
نخستین اثر، جهش قبوض انرژی خانوارها خواهد بود. در اروپا که وابستگی بالایی به واردات گاز دارد، هر افزایش قیمت به سرعت وارد هزینه گرمایش، برق و حملونقل میشود. در سالهای گذشته مردم اروپا تجربه قبضهای چندبرابری را پشت سر گذاشتند و اکنون تکرار آن میتواند نارضایتی اجتماعی ایجاد کند.
دومین اثر، ضربه به صنایع است. کارخانههای فولاد، پتروشیمی، سیمان، کود شیمیایی و تولید برق از جمله مصرفکنندگان بزرگ گاز هستند. گران شدن گاز یعنی کاهش تولید، تعطیلی خطوط صنعتی و در نهایت بیکاری.
سومین پیامد، افزایش قیمت مواد غذایی است. بسیاری از کودهای شیمیایی با گاز تولید میشوند. بنابراین جهش قیمت گاز، مستقیماً قیمت گندم، ذرت، برنج و سایر محصولات کشاورزی را نیز بالا میبرد.
صندوق بینالمللی پول به دولتهای اروپایی هشدار داده که در برابر موج جدید افزایش قیمت انرژی، از حمایتهای گسترده و غیرهدفمند پرهیز کنند؛ زیرا این حمایتها میتواند بار مالی سنگینی بر بودجه کشورها تحمیل کند و در عین حال، انگیزه صرفهجویی انرژی را کاهش دهد. این نهاد توصیه کرده کمکها فقط به اقشار آسیبپذیر برسد. یا باید یارانه بدهد و کسری بودجه را بالا ببرد، یا یارانه ندهد و فشار اجتماعی را تحمل کند.
این همان وضعیتی است که بسیاری از اقتصاددانان از آن با عنوان «بحران چندوجهی» یاد میکنند؛ جایی که راهحل سادهای وجود ندارد.
گرچه آمریکا تولیدکننده بزرگ نفت و گاز است، اما از بازار جهانی جدا نیست. قیمت بنزین در آمریکا بهشدت به تحولات بینالمللی حساس است. گزارشها نشان میدهد در برخی ایالتها مانند کالیفرنیا، ذخایر سوخت کاهش یافته و قیمتها به سطوح کمسابقه رسیده است.
در سالهای انتخاباتی، افزایش قیمت سوخت در آمریکا فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ یک مسئله سیاسی است. هر جهش قیمتی میتواند محبوبیت دولتها را کاهش دهد و سیاستگذاری داخلی را تحت فشار قرار دهد.
ممکن است تصور شود افزایش قیمت نفت و گاز به نفع صادرکنندگان انرژی است، اما ماجرا به این سادگی نیست. اگر صادرات به دلیل ناامنی مختل شود، حتی قیمتهای بالا هم درآمدی ایجاد نمیکند. صندوق بینالمللی پول نیز تأکید کرده که برخی اقتصادهای منطقه با افت صادرات، کاهش سرمایهگذاری و کندی رشد مواجه خواهند شد. به بیان دیگر، نفت گران زمانی سودآور است که امکان فروش وجود داشته باشد.
یکی از مهمترین نگرانیها، بازگشت سناریوی «رکود تورمی» است؛ وضعیتی که در آن رشد اقتصادی کاهش مییابد اما تورم بالا میماند. صندوق بینالمللی پول اخیراً پیشبینی رشد اقتصاد جهانی را کاهش داده و هشدار داده تداوم بحران انرژی میتواند وضعیت را بدتر
رکود تورمی برای دولتها کابوس است؛ زیرا اگر نرخ بهره را بالا ببرند، رشد کمتر میشود و اگر پایین نگه دارند، تورم بیشتر میشود.
واقعیت این است که تنگه هرمز فقط یک مسیر دریایی نیست؛ اهرم مهم ژئوپلیتیک منطقه است. هر زمان تنش در این محدوده افزایش یافته، بازارهای جهانی بلافاصله واکنش نشان دادهاند. همین موضوع نشان میدهد امنیت انرژی جهان تا چه اندازه به ثبات خلیج فارس وابسته است.
برای ایران نیز این منطقه نهتنها اهمیت امنیتی، بلکه اهمیت اقتصادی و سیاسی دارد. هرگونه بحران طولانیمدت در هرمز، معادلات منطقهای و جهانی را دگرگون میکند.
هشدار صندوق بینالمللی پول را نباید صرفاً یک پیشبینی فنی دانست. این هشدار در واقع زنگ خطر برای اقتصاد جهانی است؛ اقتصادی که هنوز از زخمهای کرونا، جنگ اوکراین، تورم جهانی و بدهیهای انباشته رها نشده است.
اگر تنشها در تنگه هرمز تشدید شود و قیمت گاز سه برابر بالا برود، جهان با موج تازهای از گرانی، رکود، بیکاری و نارضایتی اجتماعی روبهرو خواهد شد. شاید به همین دلیل است که این بار نگاه بازارها نه به والاستریت، نه به بروکسل و نه به پکن، بلکه به آبراهی باریک در جنوب ایران دوخته شده است. آنجا که سرنوشت انرژی جهان، از میان چند کیلومتر آب عبور میکند.