هرمز؛ پارادایم «قدرتِ آبی» در هندسه انرژی جهان
فرضعلی سالاری کنشگر برنامه ریزی و توسعه منطقه ای
تنگه هرمز را نباید تنها در قالب یک معبر باریک دریایی در جنوب ایران نگریست؛ این آبراه، در ادبیات استراتژیک جهان، به عنوان «نعل اسب قدرت» شناخته میشود؛ کانون کانونی که جریانِ حیاتیِ انرژیِ جهانی از مجرای آن میگذرد. با نگاهی ژئوپلیتیک، این تنگه نه یک گذرگاه صرف، بلکه «شریان تپنده» اقتصاد بینالملل و عنصری کلیدی در موازنه قوا محسوب میشود که هرگونه نوسان در آن، امنیتِ انرژیِ قدرتهای صنعتی را در وضعیتی شکننده قرار میدهد.
۱. ژئواکونومیِ گلوگاههای انرژی
بخش قابلتوجهی از نفت خام و فرآوردههای پالایشی جهان (در حدود یکسوم تجارت دریایی انرژی)، از این گلوگاه عبور میکند. این «وابستگی متقابل» میان تولیدکنندگان خلیجفارس و مصرفکنندگان جهانی، تنگه هرمز را به یک «متغیر مستقل» در معادلات کلان تبدیل کرده است. در واقع، این آبراه، اهرم فشاری است که هرگونه رویداد در آن، بهسرعت به بازارهای مالی و پمپبنزینهای اروپا و آسیا سیگنالهای مثبت یا منفی مخابره میکند؛ واقعیتی که ضرورتِ درکِ جایگاهِ این تنگه را به عنوان ابزاری در دیپلماسیِ انرژی دوچندان میسازد.
۲. جغرافیا به مثابه کنشگریِ استراتژیک
قرارگیری این تنگه در حوزه حاکمیتی ایران، پارادایم موازنه قدرت در خلیجفارس را بازتولید کرده است. در علم سیاست، جغرافیا نه یک امر ایستا، بلکه زیرساختی برای قدرتِ بازدارندگی است. موقعیتِ هرمز، ایران را از یک بازیگرِ منطقهای به یک «کنشگرِ غیرقابل حذف» در معادلات فرامنطقهای ارتقا داده است. این تنگه، «میدان مینِ ژئوپلیتیکی» است که قدرتهای فرامنطقهای را ناچار میسازد تا در تنظیمِ دکترینهای امنیتی خود، نقش و نفوذ ایران را به عنوان یک متغیرِ ثابت لحاظ کنند.
۳. امنیتِ انرژی؛ معمای همکاری و تعارض
در عصر حاضر، تنگه هرمز بازتابدهنده پیوند میان «حاکمیت ملی» و «امنیت منطقهای» است. تحلیلهای آیندهپژوهانه در حوزه امنیت انرژی، همگی بر یک نقطه عزیمتِ واحد همنظرند: معادله امنیت در خلیجفارس بدونِ حضور و نقشآفرینی ایران، معادلهای مجهول و ناکارآمد است. امنیتِ پایدار در این منطقه، بیش از آنکه متأثر از حضور نیروهای بیگانه باشد، ریشه در واقعیتهای ژئوپلیتیک و توازنِ قدرت در درونِ منطقه دارد.
استمرارِ قدرت در قرن ۲۱
«نعل اسب قدرت» تنها یک مختصات جغرافیایی نیست، بلکه تجسمِ عینی «قدرتِ آبی» (Blue Power) است. تا زمانی که هیدروکربنها، سوختِ اصلیِ موتورِ اقتصاد جهانی باقی بمانند، تنگه هرمز در کانونِ دیپلماسیِ بازدارندگیِ قرن ۲۱ قرار خواهد داشت. این تنگه، تلاقیگاهِ سیاست و انرژی است؛ جایی که نظم جهانی، نه در پایتختهای دوردست، بلکه در آبهای نیلگون جنوب ایران، بازخوانی میشود.