مالیات؛ هزینه دولت یا ابزار حکمرانی ثروت؟

اکبر علیزاده اعتمادی - پژوهشگر مسائل اجتماعی

شناسه خبر: 191001
مالیات؛ هزینه دولت یا ابزار حکمرانی ثروت؟

در نگاه نخست، مالیات یکی از منابع تأمین هزینه‌های دولت است؛ اما در اقتصادهای کارآمد، نقش مالیات به تأمین درآمد عمومی محدود نمی‌شود. نظام مالیاتی با انتخاب اینکه از چه فعالیتی مالیات گرفته شود، چه فعالیتی مشمول مشوق قرار گیرد و بار مالیاتی چگونه توزیع شود، رفتار اقتصادی را شکل می‌دهد. از همین منظر، مالیات یکی از مهم‌ترین ابزارهای حکمرانی ثروت است؛ ابزاری که می‌تواند سرمایه را به سوی تولید، اشتغال و نوآوری هدایت کند یا در صورت طراحی نامناسب، انگیزه فعالیت‌های مولد را کاهش دهد.

مالیات؛ زبان سیاست اقتصادی
هر نظام مالیاتی به فعالان اقتصادی پیام می‌دهد که کدام رفتار از نظر سیاست‌گذار مطلوب‌تر است. هنگامی که تولید، اشتغال، سرمایه‌گذاری و نوآوری با هزینه‌های مالیاتی سنگین روبه‌رو باشند و فعالیت‌های نامولد سهم کمتری در تأمین هزینه‌های عمومی داشته باشند، انگیزه‌ها به‌تدریج تغییر می‌کند و سرمایه می‌تواند از مسیر تولید به سمت سوداگری حرکت کند.
از این منظر، مالیات زبان سیاست‌گذاری اقتصادی است. نرخ، پایه، معافیت و شیوه وصول مالیات هرکدام بخشی از این پیام سیاستی را منتقل می‌کنند.
عدالت مالیاتی؛ سهم منصفانه
عدالت مالیاتی به معنای دریافت مبلغی یکسان از همه فعالان اقتصادی نیست. عدالت زمانی شکل می‌گیرد که سهم هر فرد و بنگاه از هزینه‌های عمومی با توان اقتصادی و آثار فعالیت آن بر اقتصاد و جامعه تناسب داشته باشد.
سرمایه‌گذاری که کارخانه ایجاد می‌کند، اشتغال می‌سازد و زنجیره‌ای از فعالیت‌های اقتصادی را به حرکت درمی‌آورد، نقشی متفاوت با فعالیتی دارد که سود خود را از افزایش قیمت دارایی‌ها به دست می‌آورد. بنابراین، سیاست مالیاتی باید میان خلق ارزش و کسب سود از تغییر قیمت دارایی‌ها تمایز قائل شود.
شفافیت؛ پایه مالیات عادلانه
حکمرانی مالیاتی بدون اطلاعات دقیق درباره جریان ثروت، درآمد و معاملات شکل نمی‌گیرد. اقتصاد شفاف، امکان شناسایی فعالیت‌های اقتصادی و توزیع منصفانه‌تر بار مالیاتی را فراهم می‌کند.
توسعه سامانه‌های اطلاعاتی، ثبت دقیق معاملات و تبادل داده میان نهادهای قانونی، در این چارچوب بخشی از زیرساخت حکمرانی ثروت محسوب می‌شود. نتیجه چنین رویکردی، کاهش فشار بر فعالیت‌های شفاف و افزایش امکان شناسایی فعالیت‌های پنهان خواهد بود.
تجربه جهان؛ حمایت از خلق ارزش
تجربه بسیاری از اقتصادهای پیشرفته نشان می‌دهد که سیاست مالیاتی می‌تواند هم‌زمان دو هدف را دنبال کند: تأمین منابع عمومی و ایجاد انگیزه برای فعالیت‌های مولد.
سرمایه‌گذاری مولد به امنیت و پیش‌بینی‌پذیری نیاز دارد؛ در مقابل، فعالیت‌هایی که بدون خلق ارزش اقتصادی از رانت یا نوسانات دارایی‌ها سود می‌برند، می‌توانند سهم بیشتری در تأمین هزینه‌های عمومی داشته باشند.
در چنین الگویی، موفقیت نظام مالیاتی با میزان درآمد وصول‌شده سنجیده نمی‌شود؛ کیفیت رفتار اقتصادی حاصل از سیاست مالیاتی نیز بخشی از کارنامه آن است.
مالیات در خدمت حکمرانی ثروت
حکمرانی ثروت، جایگاه مالیات را از یک ابزار درآمدی به یک ابزار سیاستی ارتقا می‌دهد. در این چارچوب، مالیات می‌تواند از تولید حمایت کند، سرمایه‌های ملی را به سمت فعالیت‌های مولد هدایت کند، رانت را کاهش دهد، رقابت را تقویت کند و به توزیع عادلانه‌تر فرصت‌های اقتصادی کمک کند.
اعتماد عمومی نیز در همین مسیر اهمیت پیدا می‌کند. مردم زمانی مشارکت مالیاتی بیشتری خواهند داشت که رابطه میان مالیات پرداختی و خدمات عمومی را روشن ببینند و توزیع بار مالیاتی را منصفانه ارزیابی کنند.
از مالیات‌ستانی تا حکمرانی مالیاتی
حرکت به سوی حکمرانی مالیاتی، چند الزام اساسی دارد.
نخست؛ سیاست مالیاتی باید بر پایه اطلاعات دقیق از جریان درآمد و ثروت طراحی شود.
دوم؛ میان درآمد حاصل از تولید و درآمد ناشی از فعالیت‌های نامولد تمایز روشن ایجاد شود.
سوم؛ بخشی از منابع مالیاتی به حوزه‌هایی مانند آموزش، سلامت، زیرساخت و فناوری اختصاص یابد تا آثار مشارکت مالیاتی در زندگی عمومی قابل مشاهده باشد.
در کنار این موارد، ثبات، پیش‌بینی‌پذیری و سادگی قوانین اهمیت ویژه‌ای دارد. فعال اقتصادی برای تصمیم‌گیری بلندمدت به محیطی نیاز دارد که قواعد آن روشن و قابل پیش‌بینی باشد.
مالیات؛ آینه حکمرانی ثروت
هر نظام مالیاتی تصویری از نگاه یک کشور به ثروت و تولید ارائه می‌کند. ساختار مالیاتی می‌تواند سرمایه را به سمت تولید و اشتغال هدایت کند یا انگیزه‌های اقتصادی را به مسیرهای کم‌ثمرتر سوق دهد.
از این منظر، مالیات صرفاً رقمی در جدول درآمدهای دولت نیست؛ بخشی از معماری اقتصاد است. هنگامی که مالیات در کنار شفافیت، عدالت، حمایت از تولید و مهار رانت قرار گیرد، به یکی از ابزارهای اصلی حکمرانی ثروت تبدیل می‌شود.

اکنون پرسش اصلی برای سیاست‌گذار می‌تواند این باشد: نظام مالیاتی کشور چه نوع رفتار اقتصادی را پاداش می‌دهد و چه نوع رفتاری را پرهزینه می‌کند؟ پاسخ به این پرسش، شاید مهم‌تر از میزان مالیات وصول‌شده، مسیر آینده اقتصاد را مشخص کند.
 

ارسال نظر