روز مبادا، همین امروز است

مهدی کریمی _روزنامه نگار

شناسه خبر: 190238
روز مبادا، همین امروز است

هر بار که اقتصاد ایران به دیوار می‌خورد، یک عبارت آشنا از راه می‌رسد: «مقطع حساس کنونی». عبارتی که قرار بود توصیف یک وضعیت استثنایی باشد اما آن‌قدر تکرار شده که خود به بخشی از ساختار حکمرانی تبدیل شده است. گویی در این جغرافیا بحران دیگر حادثه نیست و تبدیل به قاعده شده است.

تحریم، جنگ، تنش‌های منطقه‌ای و نااطمینانی سیاسی واقعیت‌های انکارناپذیر اقتصاد ایران‌ هستند . هیچ اقتصاددانی نمی‌تواند اثر این متغیرها را نادیده بگیرد. اما پرسش اساسی این است که آیا همه بار تورم ۸۹ درصدی را می‌توان بر دوش همین عوامل خارجی گذاشت؟

 تازه‌ترین آمار رسمی، تورم نقطه‌به‌نقطه مرداد ۱۴۰۵ را ۸۹ درصد اعلام کرده یعنی خانوار ایرانی برای خرید همان سبد کالای سال گذشته، تقریباً دو برابر هزینه می‌پردازد.

برای پاسخ، کافی است از مرزهای خود فاصله بگیریم. اوکراین کشوری است که از سال ۲۰۲۲ درگیر جنگی تمام‌عیار، تخریب زیرساخت‌ها و انقباض شدید اقتصادی بوده است با این حال تورم نقطه‌به‌نقطه آن در ژوئیه ۲۰۲۶ حدود ۷.۷ درصد گزارش شده است. این مقایسه قرار نیست اوکراین را الگوی بی‌نقص معرفی کند بلکه یک حقیقت ساده را یادآوری می‌کند: جنگ الزاماً به معنای تورم افسارگسیخته نیست. کیفیت سیاست‌گذاری تعیین می‌کند که بحران به رکود ختم شود یا به فروپاشی قدرت خرید.

ریشه تورم ایران بیش از آنکه در مرزها باشد، در بودجه است. سال‌هاست کسری بودجه مزمن با استقراض، خلق پول و افزایش نقدینگی جبران می‌شود و نتیجه آن، مالیاتی است که هیچ شهروندی برای پرداختش رأی نداده است. میلتون فریدمن این پدیده را «مالیات بدون قانون‌گذاری» می‌نامید مالیاتی که فقیر و غنی را یکسان نمی‌زند، بلکه بیشترین فشارش بر دوش حقوق‌بگیران و طبقه متوسط است.

تناقض بزرگ اما جای دیگری نمود دارد. هرگاه منابع دولت کاهش می‌یابد، نسخه آزادسازی قیمت‌ها، حذف یارانه و افزایش هزینه‌های زندگی با عنوان «جراحی اقتصادی» اجرا می‌شود‌ اما تیغ این جراحی هرگز به انحصارهای خصولتی، رانت‌های ساختاری و ثروت‌های انباشته‌شده نزدیک نمی‌شود. انگار همیشه سفره مردم آماده اصلاح است، اما ساختار قدرت از هر اصلاحی مصون مانده است.

اگر واقعاً در «مقطع حساس کنونی» قرار داریم، باید پرسید فلسفه وجودی نهادها و بنیادهایی که چهار دهه از مواهب اقتصاد بسته برخوردار بوده‌اند چیست؟ اگر قرار نیست در روزی که تورم، معیشت مردم را به مرز فرسایش رسانده، بخشی از بار کشور را بر دوش بکشند، پس این همه انباشت ثروت برای کدام روز مبادا ذخیره شده است؟

شاید بزرگ‌ترین خطای سیاست‌گذاری ایران همین باشد؛ اینکه سال‌هاست بحران را مدیریت نمی‌کنیم، بلکه با بحران زندگی می‌کنیم. و تا زمانی که «وضعیت استثنایی» جایگزین پاسخ‌گویی شود، تورم نه یک شاخص اقتصادی، که روایت روزمره کوچک‌شدن زندگی مردم خواهد بود

 

ارسال نظر