جهان اقتصاد گزارش می دهد:
آفت برقی به جان زمینهای کشاورزی افتاد
آمنه قدیمپرست - روزنامهنگار
از اردیبهشتماه سال جاری تاکنون، برق چاههای کشاورزی در نقاط مختلف کشور به صورت روزانه حدود پنج ساعت قطع میشود.
این محدودیت که در چارچوب برنامههای مدیریت مصرف و مقابله با ناترازی شبکه اعمال میگردد، تأثیر مستقیمی بر فعالیتهای آبیاری و تولید محصولات زراعی و باغی گذاشته است.
بخش کشاورزی حدود سیزده تا چهارده درصد از کل برق مصرفی کشور را به خود اختصاص میدهد، با این حال اعمال چنین محدودیتهایی نشاندهنده آن است که شبکه برق کشور در تأمین کامل نیازهای تمام بخشها با مشکل جدی مواجه است و توان پاسخگویی همزمان به رشد مصرف در فصل گرم را ندارد. ناترازی موجود که برآوردها آن را در حدود ده تا دوازده هزار مگاوات ارزیابی میکنند، موجب شده تا حتی بخشی که سهم نسبتاً محدودی از مصرف کل دارد نیز مشمول برنامههای قطعی شود.
در سال جاری، علاوه بر محدودیتهای پنجساعته اولیه، اعمال محدودیت ششساعته برای چاههای کشاورزی برقی در بازه زمانی ساعت هفده تا بیستوسه نیز گزارش شده است.
این بازه زمانی که با ساعات اوج مصرف شبکه همپوشانی دارد، کشاورزان را مجبور میکند برنامههای آبیاری خود را تغییر دهند و در بسیاری از موارد از دسترسی به آب در زمانهای بحرانی رشد گیاهان محروم شوند.
قطعی برق نه تنها جریان آب را متوقف میکند، بلکه پس از وصل مجدد نیز زمانی صرف بازیابی پمپها و رسیدن آب به مزرعه میشود که عملاً ساعات مفید آبیاری را بیش از مدت قطعی کاهش میدهد.
در برخی مناطق، قطعیهای برنامهریزیشده با خاموشیهای منطقهای یا شبکهای ترکیب شده و مجموع ساعات بدون برق را به هفت یا حتی ده ساعت در شبانهروز رسانده است.
این قطعیها آسیب قابل توجهی به تولید کشاورزی وارد میسازند. پمپهای الکتریکی و تجهیزات چاه در اثر خاموش و روشن شدن مکرر دچار فرسودگی یا سوختن میشوند و هزینه تعمیر یا تعویض آنها برای بسیاری از بهرهبرداران سنگین است. کاهش ساعات آبیاری منجر به افت کمی و کیفی محصولات میشود؛ برآوردهای کارشناسی حاکی از کاهش ده تا هفتاد درصدی تولید در برخی محصولات اساسی مانند گندم، حبوبات، میوهها و سبزیجات است.
در شرایطی که نیاز گیاه به آب در فصل گرم به اوج میرسد، کمبود آبیاری باعث تنش آبی، کاهش عملکرد در واحد سطح و در نهایت افت تولید کل میگردد. خسارتهای وارده نه تنها به کشاورزان بلکه به زنجیره تأمین غذایی کشور آسیب میزند و امنیت غذایی را تهدید میکند.
بخش کشاورزی نقش محوری در تأمین مواد غذایی جمعیت و اشتغال روستایی دارد. وابستگی بخش قابل توجهی از آبیاری به چاههای برقی، به ویژه در مناطق خشک و نیمهخشک، باعث شده تا هرگونه اختلال در تأمین برق مستقیماً به کاهش تولید منجر شود.
کشاورزان ناچارند یا از سوخت دیزل پرهزینه استفاده کنند که قیمت تمامشده محصول را بالا میبرد، یا منتظر ساعات مجاز بمانند و ریسک از دست رفتن محصول را بپذیرند. افزایش تعرفههای برق در برخی دورهها نیز فشار مضاعفی بر هزینههای تولید وارد کرده و ادامه فعالیت بسیاری از واحدهای کوچک را دشوار ساخته است.
مشکل ناترازی برق ریشه در عواملی چون رشد مصرف، محدودیت در توسعه ظرفیت نیروگاهی، وابستگی به سوخت گاز در نیروگاهها و شرایط اقلیمی دارد. در ماههای گرم، افزایش استفاده از سیستمهای سرمایشی در بخش خانگی و صنعتی، فشار بر شبکه را تشدید میکند و مسئولان را به اعمال محدودیت بر بخشهایی مانند کشاورزی وادار میسازد.
هرچند مصوبات دولتی سقف قطعی را حدود پنج ساعت تعیین کردهاند، اما گزارشهای میدانی از استانهای مختلف نشان میدهد که در عمل این رقم گاهی فراتر رفته است. تلاشهایی برای نصب کنتورهای هوشمند و کنترلپذیر کردن چاهها صورت گرفته تا مدیریت مصرف دقیقتر انجام شود، اما این اقدامات به تنهایی نمیتواند جای خالی سرمایهگذاری در تولید برق را پر کند.
تداوم این وضعیت میتواند پیامدهای بلندمدتی داشته باشد. کاهش تولید داخلی، افزایش نیاز به واردات مواد غذایی، بالا رفتن قیمتها در بازار و فشار بر معیشت کشاورزان از جمله این پیامدهاست.
در عین حال، امنیت غذایی به عنوان یکی از اولویتهای ملی، ایجاب میکند که راهکارهای پایدارتری اندیشیده شود؛ از جمله توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر در مزارع، بهینهسازی سامانههای آبیاری، و برنامهریزی دقیقتر برای تخصیص برق بر اساس الگوی کشت و نیازهای واقعی مناطق.
بدون توجه به این ابعاد، محدودیتهای برق چاههای کشاورزی نه تنها تولید را مختل میکند بلکه پایداری بخش کشاورزی را نیز به چالش میکشد.
در مجموع، وضعیت کنونی نشان میدهد که شبکه برق کشور تحت فشار ناترازی قرار دارد و بخش کشاورزی با وجود سهم سیزده تا چهارده درصدی خود از مصرف، یکی از نخستین حوزههایی است که محدودیتها بر آن اعمال میشود.