تأمین مالی تولید؛ مسئله کمبود پول نیست، تخصیص درست منابع است

جعفر قادری - عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی

شناسه خبر: 190590
تأمین مالی تولید؛ مسئله کمبود پول نیست، تخصیص درست منابع است

 

 

یکی از مشکلات مهم اقتصاد ایران در حوزه تأمین مالی، صرفاً محدود بودن منابع نیست؛ مسئله مهم‌تر، نحوه توزیع منابع موجود میان بخش‌های مختلف اقتصاد است. وقتی منابع مالی به شکل متناسب با اندازه، ظرفیت و نیاز بنگاه‌ها تخصیص پیدا نکند، حتی افزایش حجم منابع نیز الزاماً به رشد تولید منجر نخواهد شد.

در این میان، نباید حمایت از بنگاه‌های کوچک و متوسط را به معنای کنار گذاشتن شرکت‌های بزرگ از نظام تأمین مالی تعبیر کرد. مسئله اصلی، طراحی یک تقسیم کار منطقی میان ابزارهای مختلف تأمین مالی است. هر بنگاه باید متناسب با اندازه و توان خود، از مسیری استفاده کند که کمترین هزینه و بیشترین کارایی را برای تأمین سرمایه مورد نیاز آن ایجاد کند.

بانک‌ها می‌توانند نقش مهم‌تری در تأمین مالی بنگاه‌های کوچک و متوسط داشته باشند؛ بنگاه‌هایی که معمولاً دسترسی محدودتری به بازار سرمایه دارند و برای سرمایه در گردش یا توسعه فعالیت خود به منابع بانکی وابسته‌ترند. در مقابل، شرکت‌های بزرگ با توجه به ساختار مالی، حجم فعالیت و امکان انتشار اوراق، می‌توانند سهم بیشتری از منابع مورد نیاز خود را از بازار سرمایه تأمین کنند.

این تفکیک به معنای حذف هیچ گروهی از چرخه تأمین مالی نیست. برعکس، هدف آن است که فشار از روی یک کانال برداشته شود و ظرفیت سایر ابزارها نیز فعال شود. اگر تمام بنگاه‌ها، صرف‌نظر از اندازه و توان مالی، برای دریافت منابع به شبکه بانکی مراجعه کنند، طبیعی است که ظرفیت بانک‌ها با تقاضای گسترده مواجه شود و دسترسی واحدهای کوچک‌تر دشوارتر شود.

بازار سرمایه نیز در این میان باید از نقش محدود خود فاصله بگیرد. بورس نباید تنها محلی برای خرید و فروش سهام باشد؛ این بازار می‌تواند به یکی از مهم‌ترین مسیرهای تأمین مالی مستقیم تولید تبدیل شود. انتشار اوراق، تأمین مالی پروژه‌ها و ابزارهای متنوع سرمایه‌گذاری می‌توانند منابع سرگردان را به سمت فعالیت‌های مولد هدایت کنند.

موضوع دیگری که نیازمند اصلاح است، تمرکز تصمیم‌گیری‌های اعتباری در مرکز کشور است. وقتی بخش مهمی از تصمیمات مربوط به تأمین مالی در تهران متمرکز باشد، ممکن است شرایط واقعی بنگاه‌های فعال در استان‌ها و مناطق مختلف به اندازه کافی در فرآیند تصمیم‌گیری دیده نشود. شناخت بهتر ظرفیت‌های منطقه‌ای و واگذاری بخشی از اختیارات می‌تواند روند دسترسی بنگاه‌ها به منابع را تسهیل کند.

از سوی دیگر، منابع بانکی باید به سمت فعالیت‌هایی هدایت شوند که اثر واقعی بر تولید و اشتغال دارند. تأمین مالی صرفاً زمانی می‌تواند به رشد اقتصادی کمک کند که منابع به سرمایه در گردش، توسعه ظرفیت، نوسازی تجهیزات و پروژه‌های مولد برسد، نه اینکه صرفاً به افزایش بدهی یا فعالیت‌های غیرمولد منجر شود.

بنابراین اصلاح نظام تأمین مالی نیازمند یک تغییر نگاه است: به جای تمرکز صرف بر میزان پول موجود، باید درباره مسیر حرکت این منابع تصمیم گرفت. بانک و بازار سرمایه نباید رقیب یکدیگر باشند؛ هر دو باید در یک تقسیم کار مشخص، بخشی از نیاز مالی اقتصاد را پوشش دهند.

حمایت از بنگاه‌های کوچک زمانی موفق خواهد بود که همزمان ظرفیت تأمین مالی بنگاه‌های بزرگ نیز حفظ شود. اقتصاد برای رشد به هر دو نیاز دارد؛ مسئله، حذف یکی به نفع دیگری نیست، بلکه باید برای هر اندازه بنگاه، ابزار مالی متناسب طراحی شود. این تغییر می‌تواند منابع محدود موجود را کارآمدتر کند و مسیر تأمین مالی تولید را از یک گلوگاه ساختاری به یک موتور رشد تبدیل کند.

 

 

ارسال نظر