جهان اقتصاد گزارش می دهد؛
پاتک مسکن به سفره مردم
رضا پورحسین ـ روزنامه نگار
در همین رابطه، رئیس مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی اعلام کرد: مسکن در آمارهای رسمی ۳۰ درصد از هزینه خانوار را شامل میشود اما این سهم در شرایط کنونی و بهطور متوسط در ایران به بیش از ۵۰ درصد رسیده است. این وضعیت بسیار بد است و فشار را روی جوانان و خانوادهها زیاد میکند.
هزینه مسکن در ایران نه تنها مسکن را به یک کالای لاکچری تبدیل کرده، بلکه به عنوان یک بار اقتصادی سنگین بر دوش خانوارها قرار گرفته است.
طبق آمار رسمی مرکز پژوهشهای راه، مسکن و شهرسازی، در سالهای اخیر سهم هزینه مسکن از کل مخارج خانوار از حدود ۳۰ درصد در دهه گذشته به بیش از ۵۰ درصد رسیده است. این افزایش چشمگیر نشاندهنده تورم شدید قیمت مسکن، افزایش هزینههای ساخت و ساز، کمبود زمین و مسکن و همچنین سیاستهای نامناسب و تاثیر تحریم است.
در شهرهای بزرگ مانند تهران، مشهد و اصفهان، میانگین هزینه اجاره یا خرید مسکن برای یک خانواده چهار نفره به بیش از ۵۰ درصد درآمد خالص رسیده که این رقم برای جوانان و خانوادههای جدید بسیار خطرناک است. این فشار باعث شده بسیاری از جوانان به دلیل عدم امکان خرید یا اجاره مسکن، تصمیم به تأخیر در ازدواج بگیرند، تعداد فرزندان خود را محدود کنند یا حتی مهاجرت کنند.
این آمارها نشان میدهد که مسکن به عنوان یک نیاز ضروری به یک آرزوی اقتصادی تبدیل شده است. خانوادههای جوان که در سنین ۲۵ تا ۳۵ سالگی هستند، با درآمد متوسط کشور، باید بخش عمدهای از درآمد خود را صرف پرداخت اجارهخانه یا قسط خرید مسکن کنند. نتیجه این وضعیت، کاهش مصرف کالاهای دیگر مانند غذا، دارو و آموزش است. به عنوان مثال، طبق گزارشهای مرکز آمار ایران، خانوارهایی که بیش از ۵۰ درصد هزینهشان را صرف مسکن میکنند، در دستهبندی فقر مطلق یا نسبی قرار میگیرند.
این فشار نه تنها سلامت روان خانوادهها را به خطر میاندازد، بلکه تولد جمعیت را نیز کند کرده و به کاهش نیروی کار جوان کشور منجر میشود. در مناطق روستایی، این مشکل حتی بدتر است زیرا دسترسی به مسکن ارزان و مناسب وجود ندارد و مهاجرت به شهرها را اجباری کرده است.
دولت و سیاستگذاران باید فوراً به فکر راهحلهای ساختاری باشند. افزایش تولید مسکن، اصلاح قوانین زمین و مسکن، حمایت از طرحهای حمایتی مانند وامهای ارزان و مسکن مهر برای جوانان و کنترل قیمتگذاری در بازار مسکن ضروری است. بدون این اقدامات، وضعیت بدتر خواهد شد.
از سوی دیگر، بسیاری از خانوادهها مجبورند سالها در خانههای کوچک و نامناسب زندگی کنند که کیفیت زندگی را پایین میآورد. جوانان از فرصتهای تحصیلی و شغلی محروم میشوند زیرا مسکن برای شروع زندگی مستقل ضروری است. این وضعیت همچنین به نابرابری اجتماعی دامن میزند، زیرا افرادی با درآمد بالا میتوانند مسکن مناسب پیدا کنند، در حالی که دیگران در مناطق حاشیهای یا روستاها با مشکلات جدی روبرو هستند.
در کل، این روند نه تنها دارای اثرات ناخوشایند اقتصادی است، بلکه اجتماعی و فرهنگی هم هست. خانوادهها نمیتوانند به راحتی به زندگی آرام و آرامشبخش برسند و فشار روانی ناشی از این وضعیت، باعث افزایش افسردگی، اضطراب و طلاق در برخی موارد شده است.
برای بهبود این وضعیت، نیاز به یک سیاستگذاری بلندمدت و عدالتمحور وجود دارد که مسکن را از کالای سرمایهگذاری به یک حق اساسی تبدیل کند. در غیر این صورت، آینده جوانان ایران در خطر جدی قرار دارد و این امر میتواند به چرخه فقر و عدم پیشرفت نسلهای آینده منجر شود. مهم ترین گام برای تغییر این وضعیت اسفناک، تلاش برای رفع تحریم ها علیه کشور است.