جهان اقتصاد گزارش می دهد؛
دست مردم از مسکن کوتاه تر شد
رضا پورحسین ـ روزنامه نگار
جهان اقتصاد: نرخ هر مترمربع واحد مسکونی در برخی مناطق تهران طی سالهای اخیر با جهشی چشمگیر مواجه شده و از حدود ۱۰ میلیون تومان به ۵۶ میلیون تومان رسیده است؛ رشدی که در مواردی تا ۴۶۰ درصد را ثبت کرده و تصویر هولناکی از بازار مسکن پایتخت ترسیم میکند.
این افزایش قیمت تنها به محلههای شمالی و مناطق لوکس محدود نمانده و بخش قابل توجهی از مناطق مصرفی و جنوبی شهر را نیز دربرگرفته است.
کارشناسان بازار مسکن این روند را زنگ خطری جدی برای تشدید شکاف میان قیمت مسکن و توان خرید خانوارها میدانند و معتقدند استمرار آن میتواند دسترسی بخش وسیعی از جامعه به سرپناه مناسب را بیش از پیش دشوار سازد.
بررسی روند قیمتها نشان میدهد که افزایش هزینه مسکن دیگر پدیدهای منحصر به مناطق اعیاننشین نیست. محلههایی مانند تهرانپارس، نارمک، پیروزی، نبرد، سیدخندان، شهرآرا و تهرانسر که پیشتر بهعنوان گزینههای نسبتاً در دسترس برای خانوارهای طبقه متوسط شناخته میشدند، طی پنج سال اخیر رشد قیمت قابل توجهی را تجربه کردهاند.
در این مناطق، میانگین قیمت هر مترمربع واحد مسکونی به سطوحی رسیده که بسیاری از متقاضیان واقعی را از بازار خارج کرده است. این جابهجایی تقاضا به سمت مناطق جنوبیتر و حاشیهایتر، فشار مضاعفی بر قیمتها در همان نواحی وارد آورده و چرخهای از افزایش مداوم را شکل داده است.
عوامل متعددی در شکلگیری این جهش قیمتی نقش داشتهاند. نوسانات شدید نرخ ارز، افزایش هزینههای ساختوساز شامل مصالح و دستمزد نیروی کار، محدودیت عرضه مسکن متناسب با نیاز واقعی، و ورود نقدینگی سرگردان به بازار املاک از جمله مهمترین محرکها بودهاند.
در شرایطی که تولید مسکن جدید نتوانسته پاسخگوی رشد جمعیت و تشکیل خانوارهای جدید باشد، تقاضا بهویژه در مناطق مصرفی تشدید شده و قیمتها را به سمت بالا سوق داده است.
همزمان، کاهش قدرت خرید خانوارها در اثر تورم عمومی اقتصاد، فاصله میان درآمد و هزینه تأمین مسکن را عمیقتر کرده است.
از نگاه کارشناسان، این وضعیت پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گستردهای به دنبال دارد. خانوارهای طبقه متوسط که پیشتر امید به خرید واحد مسکونی در محلههای میانی شهر داشتند، اکنون با گزینههای محدودتری روبهرو هستند و بسیاری ناچار به اجارهنشینی بلندمدت یا مهاجرت به شهرهای اقماری شدهاند.
افزایش نسبت هزینه مسکن به کل سبد خانوار، سهم سایر نیازهای اساسی مانند آموزش، بهداشت و تغذیه را کاهش داده و کیفیت زندگی را تحت تأثیر قرار داده است. همچنین، تشدید شکاف قیمتی میان مناطق مختلف شهر میتواند به قطبیشدن بیشتر فضای شهری و کاهش همبستگی اجتماعی منجر شود.
در مناطق جنوبی و مصرفی تهران، رشد قیمتها اگرچه از سطوح پایینتری آغاز شده، اما درصد افزایش آن گاه با مناطق شمالی رقابت کرده است. این امر نشان میدهد که موج گرانی مسکن بهصورت فراگیر عمل کرده و تقریباً هیچ منطقهای از تأثیر آن مصون نمانده است.
خریداران بالقوه در این محلهها اکنون با مبالغی روبهرو هستند که تا چند سال پیش برای تأمین مسکن در مناطق بالاتر کافی بود.
این تغییر سریع، برنامهریزی مالی خانوادهها را مختل کرده و بسیاری را مجبور به بازنگری در اهداف بلندمدت خود کرده است.
کارشناسان هشدار میدهند که بدون مداخله مؤثر در سمت عرضه و تقویت قدرت خرید متقاضیان واقعی، این روند میتواند ادامه یابد. افزایش تولید مسکن متناسب با نیاز، بهبود دسترسی به تسهیلات بانکی با شرایط منطقی، کنترل هزینههای ساخت، و ایجاد ثبات نسبی در متغیرهای کلان اقتصادی از جمله راهکارهایی است که میتواند به تعدیل بازار کمک کند.
در غیر این صورت، فاصله میان قیمت مسکن و درآمد خانوارها بیش از پیش افزایش خواهد یافت و بخش وسیعتری از جامعه از مالکیت مسکن محروم خواهند ماند.
در مجموع، جهش قیمتی مشاهدهشده از ۱۰ میلیون به ۵۶ میلیون تومان در هر مترمربع و رشد تا ۴۶۰ درصدی، صرفاً یک آمار عددی نیست؛ بلکه نشانهای از تحول ترسناک در ساختار دسترسی به مسکن در تهران است. گسترش این افزایش به محلههای مصرفی و جنوبی مانند تهرانپارس، نارمک، پیروزی، نبرد، سیدخندان، شهرآرا و تهرانسر، خرید مسکن را برای طبقه متوسط دشوارتر از همیشه ساخته و زنگ خطر تشدید نابرابری در بازار مسکن را به صدا درآورده است.
ادامه این مسیر بدون اصلاحات ساختاری، میتواند پیامدهای پایداری بر رفاه خانوارها و تعادل شهری برجای بگذارد.