جهان اقتصاد بررسی می‌کند؛

دفتر و مدادرنگی؛ آرزوی ساده‌ای که گران شد

راضیه احمدوند - روزنامه نگار

شناسه خبر: 190340
دفتر و مدادرنگی؛ آرزوی ساده‌ای که گران شد

مهر هنوز نیامده، اما هزینه‌هایش زودتر از زنگ مدرسه خودشان را به خانواده‌ها رسانده‌اند. دفتر، مدادرنگی، کوله، جامدادی و ده‌ها قلم دیگر که تا همین چند سال قبل بخشی عادی از خریدهای مدرسه بودند، حالا برای بخشی از خانواده‌ها به یک حساب‌وکتاب جدی تبدیل شده‌اند. پشت ویترین لوازم‌التحریر، کودکی ایستاده که دلش یک مدادرنگی رنگارنگ می‌خواهد و پدر و مادری که پیش از برداشتن آن، قیمت را نگاه می‌کنند؛ تصویری ساده، اما نشانه‌ای روشن از اینکه فشار هزینه‌های زندگی حتی به وسایل ابتدایی مدرسه هم رسیده است.

بازگشایی مدارس همیشه برای خانواده‌ها با هزینه همراه بوده، اما تفاوت امروز در این است که بسیاری از خانوارها دیگر با یک هزینه ثابت و قابل پیش‌بینی روبه‌رو نیستند. افزایش هزینه‌های زندگی باعث شده خریدهای کوچک نیز اهمیت بیشتری پیدا کنند. خانواده‌ای که باید هم‌زمان هزینه خوراک، مسکن، درمان و سایر نیازهای روزمره را مدیریت کند، وقتی با فهرست بلند خرید مدرسه مواجه می‌شود، ناچار است اولویت‌بندی کند؛ چه چیزی ضروری است، چه چیزی می‌تواند عقب بیفتد و چه چیزی را اصلاً می‌توان نخرید.

فهرست خرید مدرسه فقط یک دفتر و مداد نیست. کوله، کفش، لباس مدرسه، جامدادی، مداد، خودکار، پاک‌کن، تراش، مدادرنگی، دفترهای مختلف و وسایل آموزشی هر کدام سهمی از بودجه خانواده می‌گیرند. اگر خانواده چند دانش‌آموز داشته باشد، این هزینه‌ها چند برابر می‌شود. به همین دلیل است که فشار اصلی لزوماً از قیمت یک کالای خاص نمی‌آید؛ مسئله، جمع شدن ده‌ها هزینه کوچک و تبدیل آنها به یک رقم قابل‌توجه است.

در چنین شرایطی، رفتار مصرفی خانواده‌ها نیز تغییر می‌کند. خرید کوله نو ممکن است به سال بعد موکول شود، دفترهای نیمه‌استفاده دوباره به کار گرفته شوند و خانواده به جای خرید یک بسته کامل لوازم‌التحریر، تنها ضروری‌ترین اقلام را تهیه کند. این رفتار از یک سو نشانه مدیریت هزینه است، اما از سوی دیگر نشان می‌دهد قدرت انتخاب خانوار محدودتر شده است. وقتی خانواده فقط بر اساس قیمت خرید می‌کند، کیفیت و دوام کالا در اولویت دوم قرار می‌گیرد.

وقتی کودک قیمت را نمی‌فهمد، اما شرمندگی را می‌فهمد

در اقتصاد خانوار، شاید خرید یک جعبه مدادرنگی هزینه بزرگی نباشد، اما برای یک کودک، همین وسیله می‌تواند بخشی از تجربه مدرسه و دوران کودکی باشد. تفاوت زمانی پررنگ می‌شود که یک دانش‌آموز با وسایل کامل و نو وارد کلاس شود و دانش‌آموز دیگری به دلیل محدودیت مالی خانواده، با وسایل قدیمی یا ناقص سر کلاس حاضر شود.

نباید هر تفاوتی را به بحران تبدیل کرد، اما نمی‌توان اثر فشار اقتصادی بر کودکان را نیز نادیده گرفت. احساس محرومیت، مقایسه با همسالان و نگرانی والدین از تأمین نیازهای فرزند، بخشی از هزینه پنهان گرانی است؛ هزینه‌ای که در فاکتور فروشگاه ثبت نمی‌شود، اما می‌تواند بر اعتمادبه‌نفس و تجربه دانش‌آموز از مدرسه اثر بگذارد.

از همین‌جا است که مسئله لوازم‌التحریر از یک موضوع صرفاً تجاری فراتر می‌رود. اگر خانواده‌ای برای خرید چند قلم ساده مدرسه با دشواری جدی مواجه باشد، باید پرسید فشار هزینه‌های تحصیل در مجموع چه اثری بر ادامه آموزش فرزندان دارد. هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند که گرانی یک دفتر به‌تنهایی موجب ترک تحصیل می‌شود؛ بازماندن از تحصیل پدیده‌ای چندعاملی است. اما وقتی فشار اقتصادی با مشکلات دیگر خانوار ترکیب شود، هزینه‌های آموزشی می‌تواند به یکی از عواملی تبدیل شود که ادامه تحصیل را برای گروه‌های کم‌برخوردار دشوارتر می‌کند.

لوازم‌التحریر؛ بازار کوچک با دغدغه بزرگ

بازار لوازم‌التحریر در ظاهر بازار بزرگی نیست، اما در روزهای منتهی به مهر، حجم تقاضا در آن افزایش می‌یابد. همین موضوع اهمیت نظارت بر قیمت و کیفیت را بیشتر می‌کند. خانواده باید بتواند بداند کالایی که خریداری می‌کند، چه کیفیتی دارد و قیمت آن تا چه اندازه با هزینه واقعی تولید و توزیع تناسب دارد.

البته همه افزایش قیمت‌ها را نمی‌توان به فروشنده نسبت داد. هزینه مواد اولیه، تولید، واردات برخی اقلام، بسته‌بندی، اجاره و توزیع بر قیمت نهایی اثر می‌گذارد. اما در چنین بازاری، شفافیت اهمیت زیادی دارد. مصرف‌کننده نباید در فصل بازگشایی مدارس احساس کند به دلیل افزایش تقاضا، امکان انتخاب اقتصادی از او گرفته شده است.

راهکار نیز صرفاً کنترل دستوری قیمت نیست. تجربه نشان داده که قیمت‌گذاری بدون توجه به هزینه تولید می‌تواند به کاهش عرضه یا افت کیفیت منجر شود. آنچه اهمیت دارد، ایجاد رقابت، شفافیت قیمت، جلوگیری از گران‌فروشی و فراهم کردن امکان خرید مستقیم و اقتصادی برای خانواده‌هاست.

حمایت باید قبل از زنگ مدرسه باشد

برای خانواده‌های کم‌درآمد، حمایت از دانش‌آموز نباید به زمانی موکول شود که مشکلات تحصیلی ایجاد شده است. بسته‌های لوازم‌التحریر، کوله و سایر اقلام آموزشی می‌تواند به شکل هدفمند در اختیار خانواده‌های نیازمند قرار گیرد. این حمایت اگر با شناسایی دقیق خانوارها انجام شود، هم هزینه کمتری خواهد داشت و هم اثر بیشتری بر جلوگیری از محرومیت آموزشی می‌گذارد.

مدارس، خیرین، تشکل‌های اجتماعی و نهادهای حمایتی نیز می‌توانند در این زمینه نقش مهمی داشته باشند. حتی طرح‌هایی مانند جمع‌آوری و بازتوزیع کوله و لوازم سالم، ایجاد بازارچه‌های عرضه مستقیم یا ارائه بسته‌های اقتصادی مدرسه می‌تواند بخشی از فشار مهر را از دوش خانواده‌ها بردارد.

از طرف دیگر، حمایت از تولید داخلی باکیفیت نیز می‌تواند در بلندمدت اهمیت داشته باشد. اگر تولیدکننده داخلی بتواند کالاهای استاندارد و بادوام را با قیمت رقابتی عرضه کند، خانواده مجبور نیست میان کیفیت و توان مالی یکی را انتخاب کند. این مسئله هم به مصرف‌کننده کمک می‌کند و هم بازار تولید را از وابستگی به واردات برخی اقلام دورتر می‌کند.

در نهایت، مسئله فقط قیمت یک دفتر یا مدادرنگی نیست. مسئله این است که فشار اقتصادی تا کجا قرار است وارد جزئی‌ترین بخش‌های زندگی خانواده شود. وقتی کودک برای داشتن یک وسیله ساده مدرسه احساس کمبود می‌کند و والدین برای تأمین همان وسیله دچار نگرانی می‌شوند، اقتصاد دیگر یک مفهوم دور از زندگی روزمره نیست؛ مستقیماً وارد کلاس درس شده است.

مدرسه باید جایی باشد که دانش‌آموز با امید و انگیزه وارد آن شود، نه جایی که توان مالی خانواده‌اش به بخشی از تجربه تحصیلی او تبدیل شود. گرانی لوازم‌التحریر شاید در ظاهر یک مسئله کوچک اقتصادی باشد، اما اگر در کنار سایر فشارهای معیشتی قرار بگیرد، می‌تواند شکاف آموزشی را عمیق‌تر کند.

مهر نباید آزمون توان مالی خانواده‌ها باشد. دفتر و مدادرنگی شاید ساده‌ترین ابزارهای مدرسه باشند، اما برای کودکی که چشم‌انتظار شروع سال تحصیلی است، معنای بزرگی دارند. اگر قرار است آموزش فرصت برابر برای ساختن آینده باشد، باید مراقب بود قیمت همین ابزارهای ساده، درِ این فرصت را به روی بخشی از کودکان نبندد.

 

ارسال نظر