«جهان اقتصاد» گزارش می دهد
نبض نفت در قرن بیستویکم
گلناز پرتوی مهر - روزنامه نگار
شصتوشش سال پس از آنکه پنج کشور در بغداد گردهم آمدند تا قواعد بازی نفت را از چنگال غولهای غربی خارج کنند، سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) در آستانه ورود به دهه هفتم حیات خود با صحنهآرایی کاملاً متفاوتی در ژئوپلیتیک انرژی روبهروست. این روزها یک پرسش بنیادین ذهن تحلیلگران و معاملهگران تالارهای انرژی را به خود مشغول کرده است: وزن واقعی اوپک در بازار امروز چقدر است و آیا قدرت کارتل نامآشنای قرن بیستم در گرداب نفت شیل، گذار انرژی و تحولات نوین رنگ باخته است؟
پاسخ به این پرسش نیازمند تفکیک قائلشدن میان «کاهش سهم عددی در تولید» و «از دست رفتن قدرت اثرگذاری راهبردی» است. تصویری که آمارهای رسمی و ساختار تجارت نفت ترسیم میکنند، از تولد یک بازی جدید با قواعدی تازه حکایت دارد.
بررسی تراز تولید جهانی در سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که کل تولید نفت خام دنیا به حدود ۷۴ میلیون و ۸۵۰ هزار بشکه در روز رسیده که نسبت به سال گذشته جهشی معادل ۲ میلیون و ۲۴۰ هزار بشکه را تجربه کرده است. در این میان، مجموع تولید اعضای اوپک رقمی نزدیک به ۲۷ میلیون و ۴۷۰ هزار بشکه در روز بوده که حدود ۳۷ درصد از کیک تولید نفت خام جهان را شامل میشد. نکته حائز اهمیت آنکه سهم سازمان از کل افزایش تولید نفت جهان در این دوره، بالغ بر ۵۵ درصد به ثبت رسید؛ شاخصی که گواهی میدهد نبض نوسان و ظرفیتهای جدید عرضه همچنان در دست این نهاد است.
البته بازآرایی درونی سازمان—از جمله خروج امارات در مه ۲۰۲۶—سهم تولید اعضا از تراز ۲۰۲۵ را به محدوده ۳۱ درصد تعدیل میکند. از سوی دیگر، جهش تولید نفت شیل در ایالات متحده و قد کشیدن رقبای نوظهوری در قاره آمریکا نظیر گویان و آرژانتین، دوران انحصار بلامنازع اوپک را به تاریخ سپرده است. با این حال، سنجش قدرت تنها از دریچه درصد تولید، خطایی فاحش در تحلیل است؛ قدرت امروز اوپک در عمق بازار، سطح ذخایر اثباتشده، ظرفیت مازاد بلااستفاده برای مهار بحرانها، و هنر هماهنگی از طریق چارچوب اوپکپلاس نهفته است.
عمیقترین دگردیسی در بازار نفت، دگرگونی جغرافیای جریان طلای سیاه است. از مجموع ۱۹ میلیون و ۸۵۰ هزار بشکه صادرات روزانه نفت خام اعضای اوپک در سال ۲۰۲۵ (با رشد ۸۵۰ هزار بشکهای نسبت به سال پیشین)، نزدیک به ۱۴ میلیون و ۷۹۰ هزار بشکه—یعنی تقریباً سه چهارم کل محمولهها—روانه بازارهای تشنه آسیا شده است.
این رقم نماد یک شیفت تاریخی در اقتصاد سیاسی انرژی است: مرکز ثقل مصرف و تقاضای نفت، دیگر پایتختهای غربی عضو OECD نیستند، بلکه پیشرانهای نوظهوری همچون چین، هند، غرب آسیا و اقتصادهای در حال توسعهاند. در شرایطی که تقاضای جهانی نفت در سال ۲۰۲۵ با رشدی معادل ۱.۳ میلیون بشکه به رکورد ۱۰۵ میلیون و ۱۵۰ هزار بشکه در روز رسید و ۳۰ درصد سبد انرژی دنیا را به خود اختصاص داد، برآوردهای بلندمدت برای افق ۲۰۵۰ حتی فراتر رفته و تقاضای روزانه ۱۲۴ میلیون بشکهای را پیشبینی میکنند.
این همگرایی بیسابقه نشان میدهد که سرنوشت اوپک در امتداد شاهراه صادراتی «تولیدکنندگان خلیج فارس ـ غولهای مصرف آسیا» رقم میخورد. امنیت کریدورهای دریایی، همپوشانی با ظرفیت پالایشگاههای پیچیده آسیایی و سرمایهگذاریهای مشترک در زنجیره پاییندستی، اکنون همسنگ با جلسات تعیین سهمیه اهمیت پیدا کردهاند.
برای آنکه اوپک بتواند در جهان پرتلاطم امروز از منافع جمعی دفاع کرده و ثبات بازار را پاس بدارد، نیازمند بازتعریف سه رکن اساسی در رفتار و سازوکار تشکیلاتی خود است:
مدیریت تفاوتها در سایه منافع مشترک: بقای اوپک منوط به واقعگرایی نسبت به ظرفیتها، تنگناهای ژئوپلیتیک و نیازهای توسعهای تکتک اعضاست. تصمیمات جمعی نباید به قیمت نادیدهگرفتن فشارهای بیرونی بر برخی تولیدکنندگان تمام شود. به رسمیت شناختن وضعیت ویژه کشورهایی که با محدودیتهای خارج از کنترل نظیر تحریم دستوپنجه نرم میکنند، ضامن حفظ انسجام سازمان در گردابهای پیشرو است.
ارتقای هوشمندی نهادی و سناریونویسی ریسک: بازار امروز اسیر امواج شتابان ریسکهای تعرفهای، مناقشات ژئوپلیتیکی و شوکهای فناوری است. دبیرخانه سازمان بیش از هر زمان نیازمند سامانههای تصمیمسازی متکی بر داده و ارائه هشدارهای زودهنگام برای مواجهه با شوکهای ناگهانی عرضه و تقاضا است.
گسترش مأموریت به سوی امنیت کلان انرژی: در دنیایی که تأمین مالی پروژههای نفتی تا سال ۲۰۵۰ نیازمند رقمی بالغ بر ۱۷.۷ تریلیون دلار سرمایهگذاری است، مأموریت سازمان نمیتواند به تنظیم روزانه چند صد هزار بشکه محدود بماند. ورود به عرصه فناوریهای جذب کربن، کربنزدایی از بالادستی، توسعه پالایشی و پایداری زنجیره عرضه، لازمه تبدیل شدن به بازیگری تعیینکننده در عصر گذار انرژی است.
در منظومه درونی اوپک، موقعیت کشورهایی با ذخایر عظیم هیدروکربوری نقشی بیبدیل دارد. داشتن بالغ بر ۲۰۸.۶ میلیارد بشکه نفت خام و نزدیک به ۳۴ تریلیون مترمکعب گاز طبیعی اثباتشده در کنار حفظ خروجی بیش از ۳.۲ میلیون بشکه در روز حتی در اوج تنگناها، نشاندهنده لنگرگاه ثبات برای تأمین بلندمدت انرژی جهان است. معافیت از قید سهمیهبندی به دلیل موانع ژئوپلیتیکی، این امکان را فراهم میسازد تا تمرکز بر چندجانبهگرایی انرژی، تقویت منشور همکاری تولیدکنندگان (CoC) و دفاع از تعادل ساختاری بازار معطوف گردد.
برخی تحلیلهای شتابزده، افت مقطعی صادرات و چالشهای اخیر پیرامون آبراههای حیاتی خلیج فارس را به منزله تضعیف جایگاه تاریخی اوپک تعبیر میکنند. اما واقعیت میدانی نشان میدهد این تکانهها، بازتاب تنشهای گذرا هستند؛ چراکه با فرونشستن غبار بحرانها، توازن جغرافیایی و ذخایر کمهزینه خاورمیانه بار دیگر بازیابی میشوند.
اوپک در ۶۶ سالگی خود پیر نشده، بلکه از یک کارتل سنتی با تمرکز بر غرب به یک هماهنگکننده چندبعدی در شاهراه انرژی شرق بدل شده است. وزن واقعی اوپک امروز نه در سهم ساده درصدی از استخراج، بلکه در اختیار داشتن کلید تنظیم تراز جهانی، ظرفیت سرمایهگذاری کلان و رهبری کریدورهای نفت به سوی آسیا تعریف میشود.