جهان اقتصاد بررسی میکند؛ پالسهای مثبت سیاسی؛ جرقهای برای بازگشت اعتماد و نقدینگی به بازار سرمایه
راضیه احمدوند
با تقویت گمانهها درباره کاهش تنشهای سیاسی و بهبود فضای دیپلماتیک، بازار سرمایه ایران در آستانه تجربه دورهای تازه از امید و بازسازی اعتماد قرار گرفته است. تحلیلها نشان میدهد عبور شاخص کل از مرز چهار میلیون واحد، نهتنها یک اتفاق عددی، بلکه نشانهای از تغییر روانی گسترده میان سهامداران و فعالان بورسی است.
پس از هفتههایی پرتنش که بازار سهام زیر فشار هیجانات سیاسی و کاهش شدید تقاضا به رکود کشیده شد، اکنون نشانههای مثبتی از بازگشت اعتماد در بورس دیده میشود. این تغییر نگرش، همزمان با انتشار خبرهایی از تحرکات دیپلماتیک، به عنوان مهمترین عامل محرک برای گردش مجدد نقدینگی به سمت سهام ارزیابی میشود. کارشناسان بر این باورند که تثبیت فضای سیاسی و کاهش نگرانیهای غیراقتصادی، میتواند نقش کلیدی در احیای بازار سرمایه ایفا کند.
در ماههای اخیر، بازار سرمایه ایران یکی از دشوارترین دورههای خود را پشت سر گذاشت. تشدید التهاب سیاسی و تقویت نگرانیها نسبت به آینده تعاملات بینالمللی موجب شد شاخص کل بورس با کاهش کمسابقهای مواجه گردد و بسیاری از سرمایهگذاران از جریان معاملاتی خارج شوند. افت شدید تقاضا و حرکت شاخص به زیر سطح روانی چهار میلیون واحد، تصویری از فروکش اعتماد و افزایش احتیاط در رفتار معاملهگران را به نمایش گذاشت. این وضعیت، به تعبیر بسیاری از تحلیلگران، نتیجه مستقیم برهمخوردن تعادل میان ریسک و بازده در ذهن فعالان بازار بود؛ جایی که ریسکهای غیر اقتصادی بر تمام محاسبات برتری یافتند.
در چنین فضایی، هر نشانهای از آرامش یا کاهش تنش، میتواند به مثابه جرقهای برای تغییر مسیر بازار عمل کند. رویدادهای دیپلماتیک اخیر و انتشار خبرهایی در خصوص مذاکرات جدید میان طرفهای سیاسی، بازتاب گستردهای در فضای مالی و روانی جامعه سرمایهگذاری داشته است. آنچه از دل این نشانهها بیرون میآید، امید به گشایش نسبی در روابط و کاهش فشارهای بیرونی بر اقتصاد ملی است. این تغییر نه تنها در دادههای سیاسی بلکه در انتظارات اقتصادی نیز قابل ردیابی است. هنگامی که مرز اطمینان در فضای عمومی ارتقا یابد، سرمایهگذاران تمایل بیشتری برای پذیرش ریسک و بازگشت به بازارهای مولد نشان میدهند.
عبور شاخص کل از کانال چهار میلیون واحد، فراتر از یک حرکت عددی است. این رویداد، در واقع عبور از سد روانی بزرگی محسوب میشود که طی هفتههای گذشته مانع اصلی رشد تقاضا بود. شکستن این مقاومت ذهنی، پیام روشنی برای فعالان بازار دارد: بازسازی اعتماد ممکن شده است. تجربههای پیشین نشان دادهاند که هرگاه بورس از رکود روانی و ترس جمعی عبور کند، موجی از نقدینگی غیرفعال به سمت معاملات سهام بازمیگردد و همین جریان ورودی میتواند موتور رشد تازهای را روشن کند.
در شرایط فعلی، انتظار میرود حرکات مثبت ابتدایی بازار بیشتر از سوی صنایع بزرگ و شاخصساز رقم بخورد. گروههایی چون پالایش، پتروشیمی و فلزات پایه، به دلیل وابستگی شدید به متغیرهای سیاسی و صادراتی، همواره نخستین محل واکنش به تغییر فضای دیپلماتیک هستند. هنگامی که سرمایهگذاران احساس کنند سطح تهدیدهای بیرونی برای این صنایع کاهش یافته، جذابیت ارزش ذاتی آنها به طرز محسوسی افزایش مییابد. کاهش نرخ تنزیل در مدلهای ارزیابی سهام، یکی از نخستین آثار کاهش تنشهای سیاسی است؛ موضوعی که مستقیماً موجب بالا رفتن برآورد ارزش شرکتها در محاسبات تحلیلی میشود.
از سوی دیگر، تثبیت نسبی نرخ ارز نیز به تقویت جریان نقدینگی در بورس کمک خواهد کرد. نرخ ارز همواره محل انتقال نگرانیها یا امیدهای سیاسی به بازار سرمایه بوده است. اگر ثبات نرخ ارز در کنار کاهش ریسکهای نظامی رخ دهد، بخشی از منابع پارکشده در بازارهای موازی چون طلا و صندوقهای درآمد ثابت، به تدریج به سمت سهام حرکت میکند. این جابهجایی نقدینگی نه تنها حجم معاملات را افزایش میدهد، بلکه عمق بازار را نیز ارتقا میبخشد و امکان شکلگیری یک موج صعودی پایدار را فراهم میسازد.
با توجه به چشمانداز کنونی، پیشبینی میشود چنانچه روند گفتوگوهای دیپلماتیک از مرحله اعلام رضایت به سمت شکلگیری متن توافق پیش رود، اثر آن بر بورس بسیار گستردهتر شود. در چنین شرایطی، نسبت قیمت به درآمد کلی بازار (P/E) با تغییر انتظارات تورمی و بهبود دیدگاه سودآوری شرکتها، اصلاح خواهد شد. در واقع کاهش انتظارات منفی و آرامش در فضای سیاست، به کاهش نرخ تنزیل ذهنی سرمایهگذاران منجر میشود؛ امری که در نهایت موجب افزایش میل به خرید و رشد قیمتها در سطوح فعلی میگردد. این تغییر در رفتار سرمایهگذاران میتواند آغازگر یک رالی صعودی معتبر و نه هیجانی باشد.
اما باید توجه داشت که موج تازهای از خوشبینی نیز در ذات خود نیازمند احتیاط است. تجربههای تاریخی نشان دادهاند که واکنشهای ناگهانی بازار به تحولات سیاسی ممکن است در کوتاهمدت با شتاب بیش از حد همراه شود و تعادل قیمتها را برهم زند. بنابراین، آنچه میتواند این خوشبینی را به رشد پایدار تبدیل کند، ثبات نسبی در فضای اقتصادی و تصمیمگیری عقلانی از سوی دولت و نهادهای مالی است. کنترل هیجانات و جلوگیری از ورود نقدینگی غیر هدفمند از الزامات این مسیر محسوب میشود.
در بعد کلان، اثر این تحولات بر شاخصهای واقعی اقتصاد نیز قابل پیشبینی است. کاهش ریسکهای سیاسی معمولاً به افزایش جریان سرمایهگذاری مستقیم، تقویت تعاملات تجاری و افزایش ظرفیت تولید منتهی میشود. چنین تغییراتی در نهایت خود را در صورتهای مالی شرکتهای بورسی نشان خواهند داد و رشد سودآوری آنان را واقعیتر خواهند کرد. به عبارت دیگر، رشد بورس در این مرحله، بازتابی از اصلاح ساختار انتظارات در اقتصاد کلان خواهد بود نه صرفاً واکنش مقطعی به خبرهای روز.
با در نظر گرفتن مجموعه این عوامل، بازار سرمایه اکنون در نقطهای حساس از چرخه خود قرار دارد. بازگشت شاخص به محدوده بالای چهار میلیون واحد، نقطهای نمادین در مسیر احیای اعتماد است؛ اما تداوم این روند نیازمند پشتوانههای واقعی در بخشهای تولید و سیاستگذاری اقتصادی است. اگر گفتوگوهای دیپلماتیک بتوانند از قالب خبر عبور کرده و به مرحله اجرا برسند، بورس ایران میتواند دورهای از رشد واقعی و نه صرفاً روانی را تجربه کند.
در نهایت، پیام محوری این تغییر فضا آن است که بازار سرمایه، به عنوان آینهای از انتظارات عمومی، نسبت به رویدادهای سیاسی واکنشهای سریع و قابل اندازهگیری نشان میدهد. زمانی که پالسهای مثبت از دیپلماسی مخابره میشود، سرمایهگذاران نه تنها اعتماد از دسترفته را بازمیگردانند، بلکه با افق دید بلندمدتتر به تحلیل فرصتهای موجود میپردازند. آغاز این دوره تازه میتواند نقطه شروعی برای بازسازی ساختار سرمایهگذاری و انتقال نقدینگی از مسیرهای غیرمولد به بسترهای ارزشآفرین باشد.
بنابراین، هر چه سطح اعتماد سیاسی و اقتصادی افزایش یابد، مسیر رشد در بورس نیز هموارتر میشود. نشانههای اولیه از این اعتماد دیده میشوند و اگر این مسیر با تصمیمهای منطقی و ثبات سیاستی همراه شود، میتوان انتظار داشت که شاخص کل نه تنها از سد روانی خود عبور کند، بلکه با بنیادهای محکمتری به صعود ادامه دهد. آینده بازار سرمایه، بیش از هر چیز در گرو تداوم همین پالسهای مثبت و ترجمه آنها به اقدامات ملموس اقتصادی است؛ جایی که امید، جایگزین اضطراب شود و سرمایه، بار دیگر به حرکت درآید