جهان اقتصاد گزارش می دهد؛
۱۵ سال؛ عمر مفید یک ساختمان نوساز
رضا پورحسین ـ روزنامه نگار
جهان اقتصاد: با عبور از کنار بخش قابل توجهی از مناطق مسکونی با پدیده ای متناقض رو به رو می شویم به شکلی که ظاهری جدید و نو از ساختمان ها دیده می شود که به صورت غیراستاندارد ساخته شده اند و یا در همان نگاه اول مشخص است که از مصالح با کیفیت در ساخت آن ها استفاده نشده است. پدیده ای که باعث ایجاد ساختمان های نوساز فرسوده در کشور شده است.
در این رابطه، رئیس کمیسیون عمران مجلس، وضعیت کیفیت ساختمانسازی در کشور را نامطلوب ارزیابی کرد و با ابراز نگرانی از روند کنونی، تأکید دارد که به دلیل کیفیت پایین مصالح ساختمانی و ضعف جدی در اجرای پروژهها، یک ساختمان نوساز در کمتر از ۱۵ سال به بافت فرسوده تبدیل میشود.
این اظهارات که در نشستهای تخصصی کمیسیون مطرح شده، بازتابدهنده چالشهای عمیق صنعت ساختوساز ایران است.
رئیس کمیسیون عمران با اشاره به آمار و گزارشهای میدانی، هشدار داد که ادامه این روند نه تنها سرمایههای ملی را هدر میدهد، بلکه جان و مال شهروندان را نیز در معرض خطر قرار میدهد.
در این میان باید توجه داشت که در سالهای اخیر، رشد جمعیت شهری و تقاضای رو به افزایش برای مسکن، منجر به انبوهسازی گسترده در شهرهای بزرگ شده است اما این گسترش کمی، با کیفیت مطلوبی همراه نبوده است.
رضایی کوچی در توضیحات خود به عوامل متعددی اشاره کرد. نخست، کیفیت پایین مصالح ساختمانی است. بسیاری از تولیدکنندگان به دلیل فشارهای اقتصادی و رقابت ناسالم، از مواد اولیه استاندارد استفاده نمیکنند. سیمانهای کمکیفیت، میلگردهای فاقد استانداردهای لازم و مصالح ضعیف، از جمله مواردی هستند که عمر مفید بنا را به شدت کاهش میدهند.
دوم، ضعف در نظارت و اجرا است. مجریان پروژهها اغلب با کمبود نیروی متخصص فنی مواجهاند و فرآیندهای کنترل کیفیت در مراحل مختلف ساخت، به درستی انجام نمیشود. نتیجه این بیتوجهی، ظاهر شدن ترکها، نفوذ رطوبت و مشکلات سازهای در ساختمانهای نو است که گاهی حتی پیش از اتمام دوره ضمانت خود را نشان میدهند.
این وضعیت در حالی رخ میدهد که قیمت خانهها در ایران به سطوحی رسیده که با بسیاری از کشورهای توسعهیافته قابل مقایسه است اما فاقد ایمنی و دوام کافی هستند.
در تهران و کلانشهرهایی مانند مشهد، اصفهان و شیراز، میانگین قیمت هر متر مربع مسکن گاهی از کشورهای اروپایی یا همسایگانی مانند ترکیه و امارات فراتر میرود. با این حال، یک آپارتمان در این شهرها، در برابر زلزلههای احتمالی یا حتی شرایط جوی معمولی، مقاومت لازم را ندارد.
کارشناسان بر این باورند که بخشی از این گرانی ناشی از تورم، افزایش قیمت زمین و هزینههای جانبی است اما بخش عمده آن به سوداگری و دلالی در بازار مسکن بازمیگردد. سرمایهگذاران به جای تمرکز بر کیفیت، بر سرعت ساخت و فروش سریع تاکید دارند تا سرمایه خود را در برابر تورم حفظ کنند.
این رویکرد کوتاهمدت، کیفیت را قربانی کرده و چرخهای معیوب ایجاد کرده است.
بافتهای فرسوده امروز، که بخش قابل توجهی از شهرهای ایران را پوشش میدهند، الگویی از آیندهای هستند که اگر اقدامی جدی نشود، کل شهرها را در بر خواهد گرفت. ساختمانهایی که کمتر از دو دهه از ساخت آنها نگذشته، اکنون نیازمند تخریب یا بازسازی اساسی هستند.
این امر هزینههای هنگفتی بر دوش دولت، شهرداریها و مالکان تحمیل میکند. علاوه بر این، از منظر ایمنی، خطر زلزله در ایران به عنوان یکی از کشورهای زلزلهخیز جهان، این مسئله را حیاتیتر میسازد. زلزلههای گذشته مانند بم و سرپل ذهاب نشان داد که ساختمانهای غیراستاندارد چگونه میتوانند فاجعه انسانی به بار آورند.
به همین علت رضایی کوچی نیز بر لزوم بازنگری در مقررات ملی ساختمان و تقویت نظارتهای دولتی تأکید داشته است.
از سوی دیگر، چالشهای اقتصادی بر این مشکلات افزوده است. تحریمها، نوسانات ارزی و افزایش قیمت مصالح وارداتی، تولیدکنندگان داخلی را تحت فشار قرار داده و آنها را به سمت استفاده از جایگزینهای ارزان اما نامرغوب سوق داده است.
در چنین شرایطی، در سطح جامعه، شهروندان به عنوان مصرفکنندگان نهایی بیشترین آسیب را میبینند. خانوادههایی که با سختی تمام، پسانداز خود را برای خرید خانه صرف میکنند، انتظار دارند که این سرمایه برای نسلهای آینده ماندگار باشد، نه اینکه به سرعت به یک بنای فرسوده تبدیل شود.
این نارضایتی، اعتماد به بازار مسکن را کاهش داده و سرمایهگذاری در بخش واقعی اقتصاد را تضعیف کرده است. علاوه بر این، از منظر زیستمحیطی نیز ساختوسازهای بیکیفیت، مصرف انرژی را افزایش میدهد و به دلیل نیاز مداوم به بازسازی، منابع طبیعی را هدر میدهد.