«جهان اقتصاد» گزارش می دهد چرا سوآپ برای ایران حیاتی است؟

گلناز پرتوی مهر

شناسه خبر: 185170
«جهان اقتصاد» گزارش می دهد
چرا سوآپ برای ایران حیاتی است؟

 

 
در سکوتی معنادار و به‌دور از هیاهوی سیاسی، ایران بار دیگر در حال بازتعریف نقش خود در نقشه انرژی منطقه است؛ نه با قراردادهای پرزرق‌وبرق صادراتی و نه با افتتاح پروژه‌های غول‌آسا، بلکه از مسیری کم‌حاشیه اما مؤثر: سوآپ و ترانزیت انرژی. مسیری که اگرچه کمتر تیتر اول می‌شود، اما می‌تواند در عمل، جایگاه ایران را به‌عنوان یکی از گلوگاه‌های انرژی آسیای غربی و مرکزی احیا کند.
سوآپ انرژی مفهومی تازه نیست. ایران از دهه ۱۳۷۰ تجربه سوآپ نفت و گاز با کشورهای حوزه خزر را داشته، اما تحریم‌ها، اختلافات قراردادی و ضعف زیرساختی، این مسیر را سال‌ها کم‌رنگ کرد. حالا اما با تغییر موازنه‌های ژئوپلیتیکی، جنگ اوکراین، فشار غرب بر روسیه و عطش منطقه برای امنیت انرژی، سوآپ بار دیگر به گزینه‌ای جذاب برای همه بازیگران تبدیل شده است.
در ساده‌ترین تعریف، ایران انرژی (نفت، گاز یا برق) را در نقطه‌ای از مرز دریافت و معادل آن را از نقطه‌ای دیگر تحویل می‌دهد؛ بدون آنکه مالک انرژی شود، اما با دریافت کارمزد، تثبیت موقعیت ژئوپلیتیکی و فعال نگه‌داشتن شبکه انتقال.
در سال‌های اخیر، سوآپ گاز ترکمنستان به آذربایجان از مسیر ایران دوباره فعال شده و مذاکرات برای افزایش حجم آن ادامه دارد. هم‌زمان، گفت‌وگوهایی درباره سوآپ نفت و فرآورده با روسیه و کشورهای آسیای مرکزی مطرح است؛ کشورهایی که به‌دلیل محدودیت مسیرهای صادراتی یا فشار تحریم‌ها، به دنبال راه‌های امن‌تر و کوتاه‌تر برای رساندن انرژی خود به بازارهای مصرف هستند.
در حوزه برق نیز، اتصال شبکه ایران به کشورهای همسایه ـ از عراق و افغانستان گرفته تا ارمنستان و آذربایجان ـ امکان ترانزیت و تبادل برق را فراهم کرده است. هرچند کمبود برق داخلی چالش جدی محسوب می‌شود، اما همین زیرساخت می‌تواند در زمان‌های غیرپیک یا با مدیریت هوشمند، به منبع درآمد و نفوذ منطقه‌ای تبدیل شود.
چرا سوآپ برای ایران حیاتی است؟
برای ایرانِ تحت تحریم، سوآپ یک مزیت استراتژیک چندلایه دارد. نخست، درآمد ارزی کم‌ریسک؛ درآمدی که نه نیاز به بازاریابی جهانی دارد و نه مستقیماً در تیررس تحریم‌های فروش قرار می‌گیرد. دوم، حفظ و بهره‌برداری از زیرساخت‌های انتقال؛ خطوط لوله و شبکه برق زمانی ارزشمند می‌مانند که فعال باشند. سوم، تثبیت نقش ژئوپلیتیکی؛ کشوری که انرژی دیگران از خاکش عبور می‌کند، به‌سادگی قابل حذف از معادلات نیست.
به بیان دیگر، سوآپ برای ایران نه فقط یک قرارداد اقتصادی، بلکه ابزار سیاست خارجی بی‌صدا است؛ سیاستی که بدون بیانیه و شعار، وابستگی متقابل ایجاد می‌کند.
ترکیه سال‌هاست با سرمایه‌گذاری گسترده در خطوط لوله، پایانه‌های LNG و قراردادهای ترانزیتی، خود را به‌عنوان هاب انرژی منطقه معرفی کرده است. اما ایران، با وجود داشتن یکی از بزرگ‌ترین ذخایر گاز جهان و موقعیت جغرافیایی ممتاز، سهمی کمتر از ظرفیت واقعی خود دارد.
سوآپ می‌تواند پاسخی واقع‌بینانه به این عقب‌ماندگی باشد؛ چراکه برخلاف پروژه‌های عظیم صادراتی، نیازمند سرمایه‌گذاری خارجی گسترده نیست و سریع‌تر به نتیجه می‌رسد. با این حال، موفقیت در این رقابت نیازمند ثبات مقررات، شفافیت قراردادها و دیپلماسی فعال انرژی است؛ نقاط ضعفی که در گذشته بارها مانع تداوم پروژه‌ها شده‌اند.
با وجود همه مزایا، مسیر سوآپ بدون مانع نیست. برخی کشورهای همسایه هنوز خاطره توقف‌های ناگهانی یا اختلافات قراردادی گذشته را فراموش نکرده‌اند. از سوی دیگر، ناترازی گاز و برق در داخل کشور می‌تواند تعهدات خارجی را تحت فشار قرار دهد؛ موضوعی که در زمستان‌های سرد و تابستان‌های داغ، بارها خود را نشان داده است.
افزون بر این، نبود یک راهبرد جامع انرژی که نفت، گاز و برق را هم‌زمان ببیند، خطر تصمیم‌گیری‌های مقطعی و متناقض را افزایش می‌دهد. سوآپ نیازمند نگاه بلندمدت است، نه راه‌حل موقت برای عبور از یک بحران فصلی.
اگر ایران بتواند با اصلاح حکمرانی انرژی، اعتمادسازی منطقه‌ای و مدیریت مصرف داخلی، مسیر سوآپ را تثبیت کند، این ابزار می‌تواند به ستون ثابت درآمدی و ژئوپلیتیکی کشور تبدیل شود. ستونی که نه به قیمت‌های جهانی وابسته است و نه به توافق‌های پرریسک سیاسی.
در جهانی که انرژی بار دیگر به سلاح و ابزار چانه‌زنی تبدیل شده، شاید مهم‌ترین مزیت ایران همین باشد: عبور انرژی از خاکی که هنوز جایگزین ندارد. بازگشتی آرام، بدون پرچم و شعار؛ اما با اثری ماندگار بر آینده اقتصاد و سیاست انرژی کشور
 
 
ارسال نظر
پربیننده‌ترین اخبار