گزارش «جهان اقتصاد» از ناترازی انرژی و آزمون بزرگ مدیریت مصرف

تابستان روی لبه برق

گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 187004
تابستان روی لبه برق

با نزدیک شدن به تابستان، موضوع ناترازی انرژی بار دیگر به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های اقتصاد و زندگی روزمره تبدیل شده است. تجربه سال‌های اخیر نشان داده که با افزایش دما، شبکه برق کشور به نقطه‌ای حساس می‌رسد؛ نقطه‌ای که فاصله میان تولید و مصرف به حداقل می‌رسد و هر افزایش ناگهانی در مصرف می‌تواند به خاموشی‌های گسترده منجر شود. امسال اما نگرانی‌ها بیش از گذشته است، زیرا علاوه بر روند رو به رشد مصرف، برخی آسیب‌ها در بخش زیرساخت‌های انرژی نیز فشار مضاعفی بر شبکه وارد کرده است.

در واقع مسئله ناترازی انرژی در ایران پدیده تازه‌ای نیست. طی سال‌های گذشته، هم در بخش گاز و هم در حوزه برق، فاصله میان ظرفیت تولید و میزان مصرف به‌تدریج افزایش یافته است. رشد جمعیت، گسترش شهرنشینی، افزایش تعداد وسایل برقی در خانه‌ها و مصرف بالای انرژی در بخش‌های مختلف اقتصادی، همگی موجب شده‌اند تقاضا با سرعت بیشتری نسبت به توسعه زیرساخت‌ها افزایش پیدا کند. نتیجه این روند، شکل‌گیری شکافی است که هر سال با آغاز فصل‌های اوج مصرف، خود را به شکل قطعی برق یا محدودیت‌های انرژی نشان می‌دهد.

یکی از ویژگی‌های ساختار انرژی در ایران، وابستگی قابل توجه تولید برق به گاز طبیعی است. بخش بزرگی از نیروگاه‌های کشور با گاز کار می‌کنند و همین مسئله باعث شده هر اختلالی در بخش گاز، بلافاصله بر تولید برق اثر بگذارد. در سال‌های گذشته، این موضوع بیشتر در زمستان و همزمان با افزایش مصرف خانگی گاز دیده می‌شد؛ زمانی که نیروگاه‌ها با محدودیت سوخت روبه‌رو می‌شدند.

اما در شرایط فعلی، فشار بر شبکه گاز می‌تواند در تابستان نیز بر وضعیت برق اثرگذار باشد. وقتی بخشی از ظرفیت تأمین گاز با محدودیت روبه‌رو شود، نیروگاه‌ها نیز با چالش‌هایی در تأمین سوخت مواجه می‌شوند و این مسئله در نهایت توان تولید برق را کاهش می‌دهد. در چنین شرایطی، حتی اگر تقاضای برق به شکل طبیعی افزایش یابد، شبکه با ناترازی جدی‌تری روبه‌رو خواهد شد.

در کنار محدودیت‌های تولید، الگوی مصرف انرژی نیز نقش مهمی در تشدید ناترازی دارد. ایران از جمله کشورهایی است که سرانه مصرف انرژی در آن نسبت به بسیاری از اقتصادهای مشابه بالاتر است. قیمت پایین حامل‌های انرژی، نبود انگیزه اقتصادی برای صرفه‌جویی و استفاده گسترده از تجهیزات کم‌بازده از جمله عواملی هستند که مصرف را بالا نگه داشته‌اند.

در بخش خانگی، استفاده همزمان از چندین وسیله سرمایشی در ماه‌های گرم سال، فشار قابل توجهی به شبکه وارد می‌کند. در ساعات اوج مصرف، میلیون‌ها کولر آبی و گازی به‌طور همزمان روشن می‌شوند و همین موضوع باعث می‌شود بار شبکه برق به شکل ناگهانی افزایش پیدا کند. در چنین شرایطی حتی چند درجه افزایش دما می‌تواند چند هزار مگاوات به مصرف برق اضافه کند.

از سوی دیگر، در بخش حمل‌ونقل نیز مصرف بنزین طی سال‌های اخیر روندی صعودی داشته است. رشد تعداد خودروها، افزایش سفرهای درون‌شهری و نبود زیرساخت‌های کافی برای حمل‌ونقل عمومی کارآمد، موجب شده مصرف سوخت به‌طور مداوم بالا بماند. همین موضوع فشار بیشتری بر سیستم انرژی کشور وارد می‌کند.

در شرایطی که توسعه زیرساخت‌های انرژی زمان‌بر و پرهزینه است، مدیریت مصرف به عنوان سریع‌ترین ابزار برای کنترل ناترازی مطرح می‌شود. تجربه بسیاری از کشورها نشان می‌دهد که تغییرات کوچک در الگوی مصرف می‌تواند تأثیر قابل توجهی در کاهش فشار بر شبکه داشته باشد.

برای مثال، جابه‌جایی استفاده از برخی وسایل برقی از ساعات اوج مصرف به ساعات کم‌مصرف، می‌تواند بار شبکه را به شکل محسوسی کاهش دهد. استفاده از ماشین لباسشویی یا ظرفشویی در ساعات غیر اوج، خاموش کردن وسایل برقی غیرضروری و تنظیم دمای وسایل سرمایشی در محدوده استاندارد، از جمله اقداماتی هستند که بدون ایجاد اختلال در زندگی روزمره، مصرف انرژی را کاهش می‌دهند.

در حوزه سوخت نیز کاهش مصرف حتی به میزان اندک در سطح هر خانواده، در مقیاس ملی اثر قابل توجهی خواهد داشت. اگر هر خانوار روزانه مقدار کمی از مصرف بنزین خود را کاهش دهد، در مجموع میلیون‌ها لیتر صرفه‌جویی ایجاد می‌شود؛ رقمی که می‌تواند فشار بر سیستم تأمین سوخت را کاهش دهد.

یکی از ویژگی‌های بحران‌های انرژی آن است که مدیریت آن تنها با تصمیم‌های دولتی ممکن نیست. شبکه انرژی زمانی پایدار می‌ماند که میان عرضه و مصرف تعادل برقرار باشد و این تعادل بدون مشارکت مصرف‌کنندگان شکل نمی‌گیرد. به همین دلیل در بسیاری از کشورها، کمپین‌های گسترده‌ای برای فرهنگ‌سازی در زمینه مصرف انرژی اجرا می‌شود.

در ایران نیز تجربه سال‌های گذشته نشان داده که همکاری عمومی می‌تواند نقش مهمی در کاهش فشار بر شبکه داشته باشد. کاهش چند درجه‌ای مصرف در ساعات اوج، خاموش کردن تجهیزات غیرضروری و مدیریت بهتر مصرف در خانه‌ها و محل‌های کار، اقداماتی هستند که در مجموع می‌توانند از بروز خاموشی‌های گسترده جلوگیری کنند.

در صورتی که مصرف انرژی از سطح قابل مدیریت فراتر برود، دولت ناچار به استفاده از ابزارهای سخت‌گیرانه‌تر خواهد شد. این ابزارها ممکن است شامل محدودیت در مصرف، اعمال برنامه‌های مدیریت بار یا حتی قطعی‌های برنامه‌ریزی‌شده برق باشد؛ اقداماتی که هرچند برای حفظ پایداری شبکه ضروری هستند، اما می‌توانند بر فعالیت‌های اقتصادی و زندگی روزمره مردم اثر بگذارند.

از این رو، مدیریت مصرف پیش از رسیدن به چنین مرحله‌ای اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. هر میزان کاهش مصرف در مرحله اول، می‌تواند از نیاز به تصمیم‌های محدودکننده در مراحل بعدی جلوگیری کند.

تابستان پیش رو برای شبکه انرژی کشور آزمونی جدی به شمار می‌رود. افزایش تقاضا، فشار بر منابع سوخت و محدودیت‌های زیرساختی، شرایطی ایجاد کرده که مدیریت مصرف به یک ضرورت تبدیل شده است. در چنین وضعیتی، کوچک‌ترین تغییر در رفتار مصرفی می‌تواند اثر قابل توجهی بر پایداری شبکه داشته باشد.

اقتصاد انرژی نشان می‌دهد که همیشه افزایش تولید تنها راه حل نیست؛ گاهی مدیریت مصرف می‌تواند همان اندازه مؤثر باشد. اگر الگوی مصرف انرژی به شکل معقول‌تری تنظیم شود، حتی در شرایطی که منابع تحت فشار هستند نیز می‌توان از دوره‌های اوج تقاضا عبور کرد.

در نهایت، تابستان امسال بیش از آنکه آزمونی برای ظرفیت نیروگاه‌ها باشد، آزمونی برای شیوه مصرف انرژی است. اینکه جامعه تا چه اندازه بتواند میان رفاه روزمره و مسئولیت جمعی در مصرف منابع تعادل ایجاد کند، تعیین خواهد کرد که شبکه برق کشور تابستان را با ثبات پشت سر می‌گذارد یا با خاموشی‌های گسترده‌تر مواجه می‌شود.

 

ارسال نظر