جهان اقتصاد بررسی می‌کند؛ مرغ روی پیشخوان هست، اما خوراک در انبارها گم شده است

راضیه احمدوند

شناسه خبر: 184967
جهان اقتصاد بررسی می‌کند؛
مرغ روی پیشخوان هست، اما خوراک در انبارها گم شده است

در روزهایی که ویترین فروشگاه‌ها پر از مرغ است و مسئولان از «ثبات بازار» سخن می‌گویند، پشت صحنه صنعت مرغداری کشور تصویری کاملاً متفاوت در حال شکل‌گیری است؛ تصویری که اگر امروز دیده نشود، فردا می‌تواند به بحرانی فراگیر در امنیت غذایی منجر شود. مسئله این‌بار کمبود مرغ نیست، بلکه کمبود چیزی است که مرغ را زنده نگه می‌دارد: نهاده‌های دامی، به‌ویژه سویا. تناقضی آشکار میان آمارهای رسمی و واقعیت میدانی، که پرسش‌های جدی درباره شفافیت، مدیریت و آینده این صنعت حیاتی ایجاد کرده است.

آرامش ظاهری بازار؛ طوفان پنهان در مزرعه

در نگاه نخست، بازار مرغ آرام است. عرضه ادامه دارد، صف‌های طولانی دیده نمی‌شود و تولید ظاهراً متوقف نشده است. اما این آرامش بیش از آن‌که حاصل مدیریت کارآمد باشد، نتیجه مقاومت تولیدکنندگانی است که با حداقل‌ها و گاه با زیان، چرخه تولید را سرپا نگه داشته‌اند. مرغدارانی که امروز مرغ به بازار می‌رسانند، نه به پشتوانه تأمین پایدار نهاده، بلکه با مصرف ذخایر قبلی، خرید آزاد با قیمت‌های بالا و تحمل فشار اقتصادی این کار را انجام داده‌اند.

واقعیت این است که تولید مرغ یک فرآیند لحظه‌ای نیست؛ تصمیمات امروز در تأمین نهاده، چند هفته بعد خود را در بازار نشان می‌دهد. بنابراین هرگونه اختلال در زنجیره خوراک دام، با تأخیر اما با شدت، به بازار مصرف منتقل می‌شود. خطری که اکنون در حال شکل‌گیری است، دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود.

سویا؛ گلوگاه خاموش تولید

در میان نهاده‌های دامی، سویا نقشی کلیدی در تغذیه طیور دارد. کاهش دسترسی به این نهاده، مستقیماً بر وزن‌گیری، سلامت و بهره‌وری مرغ تأثیر می‌گذارد. گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد میزان دسترسی مرغداران به سویا به شکل نگران‌کننده‌ای کاهش یافته و در بسیاری از موارد به کسری‌های جدی رسیده است. این کمبود نه مقطعی، بلکه ساختاری و ناشی از اختلال در سیاست‌گذاری و توزیع است.

در شرایطی که تولیدکننده باید با برنامه دقیق تغذیه‌ای کار کند، نااطمینانی نسبت به تأمین نهاده، کل محاسبات اقتصادی را به‌هم می‌ریزد. مرغدار نمی‌داند نهاده‌ای که امروز روی کاغذ به او تخصیص داده شده، چه زمانی و اصلاً آیا به دستش خواهد رسید یا نه. همین ابهام، تولید را از یک فعالیت قابل پیش‌بینی، به یک قمار پرریسک تبدیل کرده است.

توزیع؛ حلقه‌ای که خودش بحران‌ساز شد

مسئله تنها کمبود نهاده نیست؛ نحوه توزیع آن به بحرانی مضاعف تبدیل شده است. تصمیماتی که بدون مشارکت تشکل‌های تولیدی گرفته می‌شود، در عمل نه‌تنها گره‌ای باز نکرده، بلکه بر سردرگمی افزوده است. در بسیاری از موارد، نهاده‌هایی که فروخته شده‌اند، با تأخیرهای طولانی در بارگیری مواجه‌اند یا اساساً به مرحله تحویل نمی‌رسند.

برای تولیدکننده‌ای که هر روز تأخیر، هزینه‌ای مضاعف بر او تحمیل می‌کند، چنین وضعیتی به‌معنای فرسایش تدریجی توان مالی است. این تأخیرها نه‌تنها هزینه تولید را افزایش می‌دهد، بلکه اعتماد به سازوکار رسمی توزیع را نیز از بین می‌برد و تولیدکننده را به سمت بازار آزاد و قیمت‌های افسارگسیخته سوق می‌دهد.

آمارهایی که دیده نمی‌شوند

یکی از مهم‌ترین نقاط تاریک این بحران، نبود شفافیت آماری است. در حالی که تصمیمات کلان بر اساس اعداد و ارقام گرفته می‌شود، تولیدکنندگان و تشکل‌های صنفی به این آمار دسترسی ندارند. مشخص نیست چه میزان نهاده در کشور موجود است، چه مقدار وارد شده، چه بخشی توزیع شده و چه سهمی در صف انتظار مانده است.

محرمانه‌بودن این اطلاعات، نه‌تنها به مدیریت بحران کمکی نمی‌کند، بلکه زمینه‌ساز بی‌اعتمادی و شایعه‌سازی می‌شود. وقتی تولیدکننده نمی‌داند تصویر واقعی چیست، نمی‌تواند برای آینده برنامه‌ریزی کند و نتیجه آن، کاهش انگیزه برای ادامه تولید است. صنعتی که با بی‌اعتمادی اداره شود، دیر یا زود با ریزش فعالان خود مواجه خواهد شد.

قیمت‌گذاری؛ عددی که دیگر واقعی نیست

در چنین شرایطی، اصرار بر قیمت‌های مصوب گذشته، بیش از آن‌که به حمایت از مصرف‌کننده منجر شود، فشار مضاعفی بر تولیدکننده وارد می‌کند. وقتی نهاده دولتی به‌موقع و به‌میزان کافی نمی‌رسد، هزینه تولید به‌طور طبیعی افزایش می‌یابد. نادیده گرفتن این واقعیت، به‌معنای نادیده گرفتن منطق اقتصادی است.

تولیدکننده‌ای که نهاده را با قیمت آزاد تأمین می‌کند، نمی‌تواند محصول خود را با قیمتی بفروشد که بر پایه نهاده یارانه‌ای محاسبه شده است. ادامه این شکاف، یا به زیان انباشته و خروج مرغداران از چرخه تولید منجر می‌شود، یا به شکل‌گیری بازارهای غیررسمی و افزایش ناگهانی قیمت برای مصرف‌کننده.

مرغ فقط یک کالا نیست؛ بخش مهمی از سبد پروتئینی خانوارها را تشکیل می‌دهد. هرگونه اختلال در تولید آن، مستقیماً با امنیت غذایی جامعه گره خورده است. نادیده گرفتن هشدارهای امروز، ممکن است فردا به بحرانی تبدیل شود که مهار آن بسیار پرهزینه‌تر خواهد بود.

تجربه نشان داده است که بحران‌های غذایی، ناگهانی به نظر می‌رسند اما ریشه‌هایشان مدت‌ها قبل شکل گرفته است. امروز نشانه‌ها واضح‌اند: کاهش دسترسی به نهاده، توزیع ناکارآمد، نبود شفافیت و فشار اقتصادی بر تولیدکننده. اگر این نشانه‌ها جدی گرفته نشوند، آرامش فعلی بازار می‌تواند خیلی زود جای خود را به التهاب بدهد.

جمع‌بندی؛ مرغ هست، اما آینده در خطر است

امروز مرغ در بازار هست، اما این به‌معنای سلامت صنعت نیست. تولیدکنندگان با حداقل‌ها در حال ادامه کارند و این وضعیت نمی‌تواند برای همیشه ادامه پیدا کند. صنعت مرغداری به سیاست‌گذاری شفاف، توزیع کارآمد نهاده و واقع‌بینی در قیمت‌گذاری نیاز دارد؛ نه آمارهای پنهان و تصمیمات یک‌طرفه.

اگر نهاده به‌درستی تأمین و توزیع نشود، اگر آمارها همچنان پشت درهای بسته بماند و اگر هزینه واقعی تولید نادیده گرفته شود، بحران فعلی از یک هشدار خاموش به یک واقعیت پرصدا تبدیل خواهد شد. آن‌وقت دیگر گفتن «مرغ هست» کافی نخواهد بود؛ چون مسئله، نبود مرغ نخواهد بود، بلکه از کار افتادن یک زنجیره حیاتی خواهد بود

 

ارسال نظر
پربیننده‌ترین اخبار