«جهان اقتصاد» گزارش می دهد

گلوگاه نفتی جهان زیر سایه تنش‌های تازه

گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 188757
گلوگاه نفتی جهان زیر سایه تنش‌های تازه

در حالی‌که بازارهای جهانی انرژی هنوز از شوک‌های پیاپی سال‌های اخیر فاصله نگرفته‌اند، تنگه هرمز بار دیگر به کانون نگرانی معامله‌گران، پالایشگاه‌ها و دولت‌های مصرف‌کننده نفت تبدیل شده است. جهش اخیر قیمت نفت برنت، که در معاملات صبح دوشنبه در آسیا از مرز ۹۰ دلار در هر بشکه عبور کرد، تنها یک نوسان مقطعی در نمودارها نیست؛ بلکه نشانه‌ای روشن از بازگشت «ریسک ژئوپلیتیک» به قلب بازار نفت است. بازاری که هرگاه تنش در پیرامون این آبراهه باریک بالا می‌گیرد، بلافاصله با احتیاط، بیم و افزایش قیمت واکنش نشان می‌دهد.

تنگه هرمز صرفاً یک گذرگاه دریایی نیست؛ شاه‌راهی است که بخش بزرگی از نفت خام و فرآورده‌های نفتی جهان از آن عبور می‌کند. بر اساس داده‌های تازه اداره اطلاعات انرژی آمریکا، در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ به‌طور میانگین روزانه ۲۰.۹ میلیون بشکه نفت و مایعات نفتی از این تنگه عبور کرده است؛ رقمی معادل حدود ۲۰ درصد از مصرف جهانی مایعات نفتی. این عدد به‌خوبی نشان می‌دهد که هر تهدیدی علیه این مسیر، فقط یک مسئله منطقه‌ای نیست، بلکه مستقیماً شریان اصلی عرضه انرژی جهان را نشانه می‌گیرد.

افزایش اخیر قیمت نفت، در وهله نخست، بازتاب همین نگرانی است. بازارها به محض آنکه احتمال اختلال در جریان عبور و مرور نفتکش‌ها از تنگه هرمز را جدی‌تر احساس کردند، به سمت قیمت‌گذاری ریسک حرکت کردند. این رفتار در ذات بازار نفت پدیده‌ای آشناست: نفت تنها بر پایه عرضه و تقاضای فیزیکی قیمت‌گذاری نمی‌شود، بلکه «ترس از کمبود» نیز سهمی تعیین‌کننده در آن دارد. به بیان ساده، حتی پیش از آنکه یک بشکه نفت واقعاً از بازار حذف شود، کافی است نگرانی از این حذف شکل بگیرد تا قیمت‌ها مسیر صعودی را آغاز کنند.

اهمیت تنگه هرمز از آنجا دوچندان می‌شود که مسیر جایگزینِ مطمئن و فوری برای آن وجود ندارد. اگرچه برخی مسیرهای فرعی و گزینه‌های لجستیکی می‌توانند بخشی از فشار را کم کنند، اما هیچ‌کدام ظرفیت، سرعت و هزینه‌ای هم‌سنگ این گذرگاه ندارند. از همین رو، هرگونه تنش در منطقه خلیج فارس، به‌ویژه اگر پای اختلال در امنیت کشتیرانی یا تهدید زیرساخت‌های انرژی در میان باشد، به سرعت در قیمت نفت منعکس می‌شود. بازار پیش از آنکه منتظر واقعیت بماند، سناریوهای محتمل را پیش‌خور می‌کند.

نکته مهم آن است که این افزایش قیمت تنها ناشی از تقابل‌های نظامی نیست، بلکه به شبکه‌ای از نگرانی‌های به‌هم‌پیوسته مربوط می‌شود: امنیت نفتکش‌ها، بیمه حمل‌ونقل، هزینه‌های کشتیرانی، احتمال پاسخ متقابل بازیگران منطقه‌ای و حتی آثار جانبی بر زیرساخت‌های برق و آب‌شیرین‌کن در کشورهای پیرامونی. در چنین وضعی، هر ضربه به زیرساخت‌های حیاتی منطقه می‌تواند به موجی از نگرانی در بازار انرژی جهانی تبدیل شود.

آمارهای ذخایر نفتی آمریکا نیز بر این حساسیت می‌افزاید. بر پایه داده‌های EIA، تا ۱۰ ژوئیه موجودی نفت خام آمریکا ۶.۲ درصد، موجودی بنزین ۸.۴ درصد و ذخایر فرآورده‌های تقطیری ۱۱.۱ درصد کمتر از میانگین فصلی پنج‌ساله بوده است. این یعنی بازار در شرایطی وارد موج جدید تنش شده که از قبل نیز با حاشیه اطمینان بالایی حرکت نمی‌کرد. کاهش ذخایر به‌معنای آن است که هر اختلال تازه‌ای می‌تواند اثر بیشتری بر قیمت‌ها بگذارد، زیرا بازار ابزار کمتری برای جذب شوک در اختیار دارد.

در چنین فضایی، افزایش بهای نفت صرفاً به معنای گران‌تر شدن یک کالا نیست؛ بلکه زنجیره‌ای از اثرات ثانویه را فعال می‌کند. رشد قیمت نفت هزینه حمل‌ونقل، تولید و در نهایت قیمت تمام‌شده کالاها را بالا می‌برد. در اقتصادهای بزرگ مصرف‌کننده، این وضعیت می‌تواند به فشار تورمی تازه منجر شود. در سطح جهانی نیز، بازارهای سهام، ارز و کالا معمولاً هم‌زمان از این نوسان‌ها تأثیر می‌پذیرند. به‌ویژه کشورهایی که وابستگی بالایی به واردات انرژی دارند، در برابر چنین شوک‌هایی آسیب‌پذیرترند.

از سوی دیگر، باید توجه داشت که قیمت‌های بالاتر لزوماً به معنای ثبات بیشتر برای بازار نیستند. اگر جهش قیمت ناشی از ترس از اختلال عرضه باشد، این افزایش می‌تواند موقتی اما شدید باشد؛ با این حال، همین موج کوتاه نیز برای برهم‌زدن تعادل بازار کافی است. پالایشگاه‌ها، شرکت‌های حمل‌ونقل و حتی دولت‌ها در چنین شرایطی ناچارند با احتیاط بیشتری برنامه‌ریزی کنند و همین احتیاط، بر دامنه نوسان‌ها می‌افزاید.

در واقع، تنگه هرمز هر بار که در کانون بحران قرار می‌گیرد، یک حقیقت قدیمی را به بازار یادآوری می‌کند: انرژی همچنان عمیقاً سیاسی است. تا زمانی که بخش بزرگی از جریان نفت جهان از یک مسیر محدود و حساس عبور می‌کند، بازار نفت در برابر تنش‌های منطقه‌ای آسیب‌پذیر خواهد ماند. شاید فناوری، تنوع منابع و مسیرهای جدید بخشی از این آسیب‌پذیری را کاهش داده باشد، اما هنوز هیچ‌کدام نتوانسته‌اند نقش تنگه هرمز را از معادله انرژی حذف کنند.

اکنون نگاه‌ها به روزهای آینده دوخته شده است؛ به این‌که آیا تنش‌ها مهار می‌شوند یا بر دامنه نگرانی‌ها افزوده خواهد شد. اما آنچه فعلاً روشن است این است که بازار نفت، پیش از هر چیز، به زبان ریسک پاسخ می‌دهد. و وقتی نام تنگه هرمز در صدر اخبار می‌آید، این ریسک به‌سرعت به قیمت تبدیل می‌شود.

 

ارسال نظر