«جهان اقتصاد» گزارش می دهد
بازی سایهوروشن در بازار نفت
گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار
یک گزارش تازه از اوپک نشان میدهد نفت ایران این روزها در برزخی میان بیم و امید ایستاده است؛ سناریویی دوگانه که در آن، ریزش سنگین حجم تولید روزانه در ماه می ۲۰۲۶ از یک سو، و صعود ۱۰ دلاری بهای نفت سنگین ایران از سوی دیگر، کفه ترازو را مدام جابهجا میکنند. شاید در نگاه نخست، تقابل این دو شاخص (سقوط تولید در برابر صعود قیمت) متناقض به نظر برسد، اما در شطرنج پیچیده اقتصاد انرژی، این دقیقاً همان نقطهای است که نشان میدهد قیمتها نه فقط با فرمولهای ساده عرضه و تقاضا، بلکه با ترکیبی از سیاست، ریسکهای ژئوپلیتیک و پیشبینیهای روانی بازار تعیین میشوند.
آمارهای منتشرشده از سوی اوپک گویای آن است که حجم تولید روزانه نفت ایران در ماه می به رقم ۲ میلیون و ۳۳۰ هزار بشکه نزول کرده است؛ کاهشی معادل ۵۴۶ هزار بشکه در روز نسبت به ماه قبل. این افت ۱۹ درصدی، شوکی جدی در زنجیره عرضه به شمار میرود. وقتی یک بازیگر بزرگ نفتی با چنین افتی روبهرو میشود، تبعات آن فراتر از چند عدد روی نمودار است؛ چرا که نفت بیش از هر کالای دیگری به متغیرهایی چون امنیت خطوط مواصلاتی، مسیرهای صادراتی و ریسکهای پیرامونی واکنش نشان میدهد.
نکته نگرانکننده این است که افت ماه می، اتفاقی ناگهانی نبوده بلکه امتداد مسیری است که از آوریل آغاز شده بود (کاهش ۱۷۹ هزار بشکهای تولید در آوریل نسبت به مارس). وقوع دو ماه پیاپی کاهش تولید، سیگنال واضحی به بازار ارسال میکند؛ پیامی که نشان میدهد این افت ناشی از یک اختلال موقت نیست، بلکه ریشه در ترکیبی از فرسودگی و محدودیتهای فنی در داخل و فشارهای فزاینده صادراتی در خارج دارد.
در سوی دیگر این معادله، جهش ۹ درصدی قیمت نفت سنگین ایران و رسیدن آن از ۱۰۵ دلار در آوریل به ۱۱۵ دلار در می، نقش یک ضربهگیر را بازی کرده است. این افزایش ۱۰ دلاری اگرچه بخشی از کاهش درآمدهای ناشی از افت تولید را پوشش میدهد، اما نمیتوان آن را یک پیروزی کامل دانست. در واقعیت، سود واقعی زمانی حاصل میشود که موازنه میان «حجم صادرات» و «نرخ فروش» برقرار باشد. در مورد ایران، هرچند قیمت بالا رفته، اما شدت افت تولید به اندازهای بوده که این رشد قیمتی نتوانسته تمام زیان را جبران کند.
تغییرات کلان بازار نیز در این دوره قابل توجه است. اوپک اعلام کرده که مجموع تولید اعضای این سازمان در ماه می با کاهش ۱۷۷ هزار بشکهای به ۱۸ میلیون و ۸۲۹ هزار بشکه در روز رسیده است. مقایسه این آمار با وضعیت ایران نشان میدهد که شدت کاهش عرضه ایران بسیار فراتر از میانگین اوپک بوده است؛ واقعیتی که ثابت میکند ایران در مرکز فشارهای بازار قرار دارد و هرگونه تحرک بینالمللی یا چالشهای ترانزیتی در خلیج فارس، مستقیماً گلوی درآمدهای نفتی کشور را میفشارد.
بخشی از این کاهش عملکرد به سیاستهای ایالات متحده در اواسط آوریل مبنی بر تشدید نظارت و محاصره دریایی علیه ناوگان حملونقل نفت ایران بازمیگردد. نفت تا زمانی که به دست مشتری نرسد و در پالایشگاهها تصفیه نشود، صرفاً داراییِ ذخیرهشده در اعماق زمین است. اختلال در زنجیره لجستیک و حملونقل دریایی، مستقیماً توانایی تبدیل این ماده خام به ارز را محدود میکند.
از طرفی، صعود قیمت نفت ایران جنبه دیگری نیز دارد: افزایش قیمت در شرایط بحرانی، بازتابدهنده بالا رفتن «ریسک خرید» است. وقتی خریداران با هزینههای سنگینتر بیمه کشتیها، چالشهای پرداخت مالی و ریسکهای توقیف مواجه میشوند، ارزش ذاتی نفت با هزینههای جانبی پنهان ترکیب شده و قیمت نهایی را بالا میبرد. بنابراین، بخشی از این افزایش قیمت نه سود خالص، بلکه بهای پذیرش نااطمینانی در بازار است.
ریزش بیش از نیم میلیون بشکهای تولید روزانه در عرض یک ماه، زنگ خطری جدی برای بودجه دولت، تأمین ارز مورد نیاز واردات و صنایع پاییندستی است. با این حال، حفظ تقاضا برای نفت سنگین ایران در قیمتهای بالا نشان میدهد بازار هنوز به این نفت تمایل دارد و مسیرهای فروش به طور کامل بسته نشدهاند.
گزارش اوپک، برشی از یک نبرد پنهان در بازارهای جهانی انرژی است. اگر روند کاهشی تولید در ماههای آینده مهار نشود، تکیه بر قیمتهای بالا برای نجات بودجه کافی نخواهد بود. کلید موفقیت ایران در این بنبست، مدیریت همزمان «توان تولید داخلی» و «پایدارسازی مسیرهای توزیع و فروش بینالمللی» در شرایط سخت تحریمی است.