جهان اقتصاد بررسی می‌کند؛

راه افتادن موتور تولید در اقتصاد تورمی؛ فرصت یا چالش؟

راضیه احمدوند ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 188392
راه افتادن موتور تولید در اقتصاد تورمی؛ فرصت یا چالش؟

در اقتصادی که تورم به مهم‌ترین متغیر اثرگذار بر تصمیم‌های تولیدکنندگان، سرمایه‌گذاران و مصرف‌کنندگان تبدیل شده است، هرگونه نشانه از افزایش تولید، هم امیدبخش است و هم نیازمند تحلیل دقیق. اگرچه رشد تولید می‌تواند به افزایش اشتغال، رونق سرمایه‌گذاری و تقویت عرضه کالا منجر شود، اما در اقتصادهای تورمی، این رشد همواره با پرسش‌هایی درباره پایداری، کیفیت و آثار واقعی آن همراه است. بنابراین، راه افتادن موتور تولید را باید فراتر از آمارهای کوتاه‌مدت و در بستر ساختارهای اقتصادی مورد بررسی قرار داد.

راه افتادن موتور تولید؛ آغاز یک حرکت یا واکنش به تورم؟

اقتصادهای تورمی ویژگی متفاوتی نسبت به اقتصادهای با ثبات دارند. در چنین شرایطی، افزایش فعالیت برخی واحدهای تولیدی لزوماً به معنای رشد پایدار تولید نیست. گاهی بنگاه‌ها به دلیل نگرانی از افزایش بیشتر قیمت مواد اولیه، نرخ ارز یا هزینه‌های تأمین، تولید خود را افزایش می‌دهند تا موجودی انبار ایجاد کنند یا از سرمایه در برابر کاهش ارزش پول محافظت کنند.

از سوی دیگر، رشد تولید می‌تواند نتیجه افزایش تقاضا برای کالاهای داخلی باشد؛ به‌ویژه زمانی که افزایش نرخ ارز واردات را گران‌تر کرده و مصرف‌کنندگان به سمت محصولات داخلی سوق پیدا می‌کنند. این اتفاق اگر با ارتقای کیفیت و افزایش بهره‌وری همراه باشد، می‌تواند زمینه‌ساز توسعه صنعتی شود، اما اگر صرفاً ناشی از محدود شدن واردات باشد، دوام آن محل تردید خواهد بود.

نقش تورم در تغییر رفتار تولیدکنندگان

تورم تنها قیمت کالاها را افزایش نمی‌دهد، بلکه شیوه تصمیم‌گیری فعالان اقتصادی را نیز تغییر می‌دهد. تولیدکننده در اقتصادی با تورم بالا، بیش از آنکه به برنامه‌ریزی بلندمدت فکر کند، ناچار است بر مدیریت هزینه‌های روزانه، تأمین نقدینگی و حفظ سرمایه در گردش تمرکز کند.

افزایش مستمر قیمت مواد اولیه، رشد هزینه حمل‌ونقل، بالا رفتن دستمزدها و دشوار شدن دسترسی به منابع مالی، فشار زیادی بر بنگاه‌های تولیدی وارد می‌کند. در نتیجه حتی اگر ظرفیت تولید افزایش یابد، بخش قابل توجهی از سود حاصل از آن صرف جبران هزینه‌های ناشی از تورم می‌شود.

سرمایه‌گذاری؛ حلقه مفقوده رشد پایدار تولید

هیچ اقتصادی بدون سرمایه‌گذاری مستمر نمی‌تواند موتور تولید خود را روشن نگه دارد. در اقتصاد تورمی، سرمایه‌گذاران معمولاً با نااطمینانی بیشتری روبه‌رو هستند. تغییرات سریع قیمت‌ها، نوسان نرخ ارز و ابهام در سیاست‌های اقتصادی، افق سرمایه‌گذاری را کوتاه‌تر می‌کند.

در چنین فضایی، بخشی از سرمایه‌ها به جای ورود به بخش‌های مولد، به سمت بازارهای دارایی مانند ارز، طلا، مسکن یا سایر بازارهای سوداگرانه حرکت می‌کند. بنابراین اگر قرار باشد رشد تولید پایدار باشد، باید بازده سرمایه‌گذاری در بخش تولید نسبت به فعالیت‌های غیرمولد افزایش پیدا کند.

تأمین مالی؛ مهم‌ترین نیاز تولیدکنندگان

تولید بدون دسترسی به منابع مالی کافی امکان توسعه ندارد. افزایش نرخ تورم باعث می‌شود نیاز واحدهای تولیدی به سرمایه در گردش به شکل چشمگیری افزایش پیدا کند. بسیاری از بنگاه‌ها اگرچه بازار فروش مناسبی دارند، اما به دلیل کمبود نقدینگی یا دشواری دریافت تسهیلات بانکی، امکان افزایش ظرفیت تولید را از دست می‌دهند.

به همین دلیل، اصلاح نظام تأمین مالی، کاهش هزینه دسترسی به منابع اعتباری و هدایت تسهیلات به سمت فعالیت‌های مولد، از مهم‌ترین پیش‌نیازهای تقویت تولید در اقتصاد تورمی محسوب می‌شود.

ثبات سیاست‌گذاری؛ شرط روشن ماندن موتور تولید

تولیدکننده بیش از هر چیز به پیش‌بینی‌پذیر بودن اقتصاد نیاز دارد. تغییر مداوم مقررات، بخشنامه‌های ناگهانی، نوسان سیاست‌های ارزی و مالیاتی و نبود چشم‌انداز روشن، هزینه تصمیم‌گیری را افزایش می‌دهد.

در مقابل، ثبات در سیاست‌های اقتصادی باعث می‌شود فعالان اقتصادی بتوانند برنامه‌ریزی میان‌مدت و بلندمدت انجام دهند، سرمایه‌گذاری جدید تعریف کنند و با اطمینان بیشتری ظرفیت تولید را افزایش دهند.

تولید؛ راهکار مهار تورم یا قربانی آن؟

در ادبیات اقتصادی، افزایش تولید یکی از مهم‌ترین ابزارهای کنترل تورم از سمت عرضه به شمار می‌رود. زمانی که حجم کالا و خدمات متناسب با رشد تقاضا افزایش یابد، فشار قیمتی کاهش پیدا می‌کند و بازار به تعادل نزدیک‌تر می‌شود.

اما اگر تورم ناشی از رشد نقدینگی، کسری بودجه یا شوک‌های ارزی باشد، رشد محدود تولید به تنهایی قادر به مهار آن نخواهد بود. در این شرایط، سیاست‌های پولی، مالی و ارزی نیز باید همسو با سیاست‌های حمایتی از تولید عمل کنند تا آثار رشد تولید در اقتصاد تثبیت شود.

چشم‌انداز پیش‌رو

راه افتادن موتور تولید در اقتصاد تورمی، اگرچه می‌تواند نشانه‌ای امیدوارکننده برای خروج تدریجی از رکود باشد، اما موفقیت آن به مجموعه‌ای از عوامل وابسته است؛ از مهار تورم و ایجاد ثبات اقتصادی گرفته تا اصلاح نظام بانکی، بهبود فضای کسب‌وکار، افزایش سرمایه‌گذاری و تقویت بهره‌وری.

در نهایت، رشد واقعی تولید زمانی معنا پیدا می‌کند که علاوه بر افزایش حجم تولید، بهبود کیفیت محصولات، افزایش صادرات، رشد اشتغال پایدار و ارتقای قدرت رقابت بنگاه‌ها نیز محقق شود. تنها در چنین شرایطی می‌توان گفت موتور تولید نه به‌عنوان واکنشی موقت به تورم، بلکه به‌عنوان پیشران اصلی رشد اقتصادی، با قدرت و پایداری به حرکت درآمده است.

 

ارسال نظر