رهبر شهید و صنعت نفت؛ از نقد خامفروشی تا تأکید بر تکمیل زنجیره ارزش
نگاه راهبردی رهبر شهید به صنعت نفت ایران، فراتر از یک رویکرد اقتصادی، ترسیمکننده یک دکترین ملی برای عبور از وابستگی و رسیدن به اقتدار است؛ نگاهی که با نقد صریح الگوی خامفروشی و تکیه بر ضرورت تکمیل زنجیره ارزش، نفت را نه یک کالای صادراتی برای تأمین بودجه جاری، بلکه ابزاری استراتژیک برای تولید ثروت، اشتغالزایی و تقویت توان دفاعی-اقتصادی کشور در برابر فشارهای بینالمللی تعریف میکند.
برای درک موقعیت امروز صنعت نفت ایران، باید به تاریخ ۱۱۸ ساله آن نگاه کرد، به مسیری که همزمان با فراز و فرودهای تاریخی در پیش گرفته و اکنون ایران را به یکی از قدرت های نفتی جهان تبدیل کرده است،چه از منظر تاثیر گذاری در بازارهای جهانی چه در حوزه فرآوری با اتکا به توان بومی و صنعت داخلی.
اما این روزها که کشور درگیر وداع با رهبری عالم و مجاهد است، موضوعی می تواند بار دیگر مورد توجه قرار گیرد، موضوعی که به طور مستقیم ارتباطی به متراژ لولهها و شمارش بشکههای صادراتی ندارد اما چالشی را یکبار دیگر پررنگ میکند. توقف بر سر یک دوراهی راهبردی خامفروشی یک ثروت ملی یا ارزشآفرینی مقتدرانه.
در کانون تحلیلهای رهبر شهید، یک واقعیت تلخ نهفته است نابرابری ساختاری در تجارت جهانی انرژی. ایشان در سالهای نخست در اختیار گرفتن رهبری جمهوری اسلامی ایران، زمانی که جهان هنوز در آستانه تحولات بزرگ صنعتی بود، با نگاهی آیندهنگرانه، تله «فروش ارزان» را پیشبینی کرده بودند.
ایشان در بیانات تاریخی رهبر شهید که در سخنرانی نوروزی سال ۷۳ انجام شد، این پارادایم را ترسیم کرد: کشورهای تولیدکننده نفت، در واقع با فروختن خام، بخشی از آیندهی خود را به کشورهای صنعتی هدیه میدهند.
ایشان با طرح این پرسش کلیدی که اگر نفت در اختیار قدرتهای بزرگ بود، آیا آنها حتی یک قطره را ارزان میفروختند؟ بر این نکته تأکید کردند که تمدن صنعتی غرب بر پایه نفت ما بنا شده است؛ اما این ثروت، با خام فروشی نفت، از دست ما خارج و هزینه آن از طریق فروش فرآوردههای گرانقیمت نفتی، به آنها بازمیگردد.
یکی از اصلیترین دغدغههای مطرح شده در نگاه رهبر شهید، استفاده نادرست از درآمد نفت برای مصارف جاری بود. ایشان بارها تاکید کردند که استفاده از نفت برای هزینههای روزمره، نه فقط عاقلانه نیست، بلکه میتواند بنیه تولید را از بین ببرد. چرا که رسالت اصلی ثروت حاصل از فروش همین ماده خام نیز باید در مسیر تامین زیر ساختهای ملی و ساخت آینده کشور به کار گرفته شود.
در این راستا، نگاه رهبر شهید بر ۲ رکن جلوگیری از وابستگی بودجه دولت به نوسانات قیمت نفت و تبدیل درآمد نفتی به سرمایه ماندگار از طریق صندوق توسعه ملی متمرکز بود. با همین نگاه هم تاکید معظم له بر نگاه صرف بر بقا با درآمدهای نفتی نبود، بلکه هدف بر توسعه و تبدیل درآمدهای این منبع به تجهیز و به روزرسانی صنایع، حمایت از دانش بنیانها و ایجاد زیر ساختها استوار بود.
چنین نگاهی از منظر رهبر شهید نمی توانست با خام فروشی حاصل شود، خام فروشی به معنای انحصار دانش و درآمد در مرحله نخست استخراج و استحصال نفت است و ایشان چنین نقطه ای را برای صنعتگران بهایی همچون نفت نمی پسندیدند از همین رو در هر فرصتی این موضوع را مورد تاکید قرار می دادند که زنجیره فرآوری نفت خام باید تا آخرین حلقه ادامه یابد و این مسیر نیز با راه اندازی و تاسیس پتروپالایشگاهها تامین می شود.
اگر بخواهیم نگاه رهبر شهید را در قالب یک استراتژی عملیاتی ترجمه کنیم، به بحث مهم و استراتژیک تکمیل زنجیره ارزش می رسیم. معظم له همواره بر این باور بودند که قدرت واقعی در فرآوری نهفته است. این یعنی عبور از مرزهای پالایشگاههای ساده و ورود به دنیای پتروشیمیها، محصولات پلیمری و صنایع پاییندستی.
این رویکرد، تنها یک بحث اقتصادی نیست، بلکه یک ضرورت امنیتی است. در حالی که تحریم صادرات نفت خام میتواند در بلند و شرایط تحریمی که سالهاست گریبان جمهوری اسلامی را گرفته، ضربهای سنگین به اقتصاد وارد کند، اما تحریم بازار متنوع هزاران محصول پتروشیمی و فرآوردهی نهایی، در عمل برای دشمنان ناممکن و هزینهبر است. ضمن آنکه بازگشت سرمایه در این صنعت، هرچه به حلقههای نهایی نزدیک میشود، به صورت تساعدی افزایش مییابد و با حرکت به سوی صنایع پاییندستی، ایران از یک تامینکننده آسیبپذیر به یک تولیدکننده مقاوم تبدیل میشود.
آنچه که بیش از هر موضوعی در سخنان رهبر شهید در موقعیت های مختلف مدام تکرار و تاکید شده است، نه بحث درآمدهای حاصل از صادرات نفت یا هر بخش دیگری که اتکا بر توانی است که بیش از طلای سیاه برای کشور و ساخت آینده آن، ماندگار است، موضوع که شاید در تحلیلهای فنی بخش نفت نادیده گرفته می شود: سرمایه انسانی.
رهبر شهید بر این باور تاکید داشتند که نفت و گاز تنها زمانی ثروتآفرین هستند که در دستان متخصصان، مهندسان و جوانان دانشبنیان باشند. و این زنجیره متخصصان هنگامی به کار گرفته می شوند که بتوان از ظرفیت آنان در زنجیره ارزش افزوده بهره گرفت.
امروز، دستاوردهای ملموس در بخشهایی نظیر ساخت داخلی دکلهای حفاری، دستیابی به دانش فنی تولید کاتالیستها، توسعه فناوریهای نانوساختار در صنایع پتروشیمی و پیشرفت در حوزه GTL، همگی تجسم همان شعار ما میتوانیم است که از نگاه ایشان نشأت گرفته. این موفقیتها نشان میدهد که وقتی نگاه از استخراج به سمت دانشبنیانی تغییر میکند، صنعت نفت از یک صنعتِ استخراجی، به یک صنعتِ دانشمحور تبدیل میشود.
در نهایت، نگاه رهبر شهید به صنعت نفت، نگاهی به آینده است؛ آیندهای که در آن نفت، نه برای تامین ارز، بلکه برای تامین اقتدار به کار گرفته میشود. از طریق تکمیل زنجیره ارزش، ایجاد اشتغال در بخشهای مهندسی و فنی و تبدیل منابع طبیعی به صنایع قدرتمند، ایران نه فقط از تله خامفروشی رهایی مییابد، بلکه به یکی از ستونهای اصلی اقتصاد مقاومتی و صنعتِ باارزش جهان تبدیل خواهد شد.
شاید این روزها که زمانی برای آخرین وداع با رهبر شهید است، نگاهی به تاکیدات معظم له در خصوص ثروت ملی و آینده ساز ایران، خالی از لطف نباشد و بتواند تلنگری در سیاستها و تصمیمگیری مسئولان ایجاد کند.