«جهان اقتصاد» گزارش می دهد

تابستان؛ فصل پرمصرف و پرریسک نفت

گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 187501
تابستان؛ فصل پرمصرف و پرریسک نفت

بازار نفت بار دیگر به همان نقطه‌ای رسیده که یک تکانه تازه می‌تواند آن را از وضعیت پرنوسان به مرحله بحران تمام‌عیار وارد کند. قیمت‌ها هنوز در محدوده‌ای حرکت می‌کنند که برای اقتصاد جهانی سنگین است، اما هشدارهای تازه نشان می‌دهد مسئله فقط گرانی امروز نفت نیست؛ نگرانی اصلی از فردایی است که در آن ذخایر راهبردی و تجاری دیگر توان مهار التهاب بازار را نداشته باشند. وقتی از ورود بازار نفت به «منطقه قرمز» سخن گفته می‌شود، منظور فقط عبور از یک عدد خاص در تابلوهای معاملاتی نیست؛ منظور بازاری است که حاشیه امن خود را از دست داده و هر افت قیمت در آن، کوتاه، شکننده و موقتی خواهد بود.

در هفته منتهی به یکم خرداد ۱۴۰۵، بازار نفت تصویری دوگانه از خود نشان داد. از یک‌سو قیمت‌ها در برخی روزها تحت‌تأثیر خوش‌بینی‌های مقطعی کاهش یافتند، اما از سوی دیگر ساختار کلی بازار همچنان سنگین، پرریسک و ملتهب باقی ماند. نفت برنت بالای مرز روانی ۱۰۰ دلار و نفت وست تگزاس اینترمدیت بالای محدوده ۹۵ دلار تثبیت شد؛ یعنی بازار، حتی در روزهای کاهش قیمت نیز حاضر نیست ریسک‌های بزرگ عرضه را نادیده بگیرد. این همان نکته‌ای است که نشان می‌دهد افت‌های اخیر بیش از آنکه نشانه آرامش باشد، نوعی تنفس کوتاه در میانه بحران است.

سال‌ها ذخایر راهبردی نفت نقش ضربه‌گیر بحران‌ها را بازی می‌کردند. هر زمان عرضه دچار اختلال می‌شد یا قیمت‌ها جهش می‌کرد، دولت‌ها با آزادسازی بخشی از ذخایر، بازار را آرام می‌کردند. اما اکنون مسئله این است که همین سپر دفاعی نیز در حال نازک شدن است. گزارش‌های تازه از کاهش بی‌سابقه ذخایر تجاری و راهبردی نفت در جهان حکایت دارد؛ کاهشی که اگر با همین سرعت ادامه پیدا کند، بازار را تا میانه تابستان در وضعیتی بسیار پرخطر قرار می‌دهد.

برداشت از ذخایر، راه‌حل دائمی نیست. ذخایر برای خریدن زمان ساخته شده‌اند، نه برای جایگزینی تولید از دست‌رفته. اگر اختلال در عرضه کوتاه‌مدت باشد، آزادسازی ذخایر می‌تواند مؤثر باشد، اما وقتی کمبود عرضه به یک روند ادامه‌دار تبدیل شود، ذخایر هم به‌تدریج نقش خود را از دست می‌دهند. در چنین شرایطی بازار به‌جای آرام شدن، نگران‌تر می‌شود؛ چون می‌بیند آخرین ابزار مهار بحران نیز با سرعت مصرف می‌شود.

نرخ تخلیه روزانه میلیون‌ها بشکه از ذخایر جهانی، پیامی روشن دارد: بازار با کمبودی روبه‌روست که تنها با چند تصمیم اداری یا آزادسازی مقطعی قابل جبران نیست. اینجاست که مفهوم «منطقه قرمز» معنا پیدا می‌کند؛ جایی که دیگر مسئله فقط قیمت نیست، بلکه امنیت عرضه، مسیر تجارت انرژی، هزینه حمل‌ونقل و حتی چشم‌انداز رشد اقتصاد جهانی زیر سؤال می‌رود.

ورود به تابستان، برای بازار نفت همیشه به معنای افزایش مصرف است. سفرهای هوایی و زمینی بیشتر می‌شود، مصرف بنزین بالا می‌رود، تقاضا برای سوخت جت رشد می‌کند و پالایشگاه‌ها زیر فشار تأمین سوخت قرار می‌گیرند. حالا همین فصل پرتقاضا قرار است با بازاری روبه‌رو شود که پیش از شروع کامل تابستان، نشانه‌های کمبود را بروز داده است.

در چنین فضایی، سوخت جت یکی از نخستین بخش‌هایی است که فشار را نشان می‌دهد. وقتی قیمت سوخت هواپیما بالا می‌رود، هزینه عملیاتی شرکت‌های هواپیمایی افزایش می‌یابد و نتیجه آن می‌تواند در قالب افزایش قیمت بلیت، کاهش ظرفیت پروازها یا حذف مسیرهای کم‌سود ظاهر شود. این روند فقط به صنعت هوایی محدود نمی‌ماند؛ گردشگری، تجارت، زنجیره تأمین و حتی قیمت کالاهایی که با حمل‌ونقل سریع جابه‌جا می‌شوند نیز از آن اثر می‌پذیرند.

تابستان پیش‌رو از این جهت متفاوت است که بازار نفت هم‌زمان با چند فشار حرکت می‌کند: کاهش ذخایر، اختلال در عرضه، رشد فصلی تقاضا و نگرانی از مسیرهای حساس انتقال انرژی. وقتی این عوامل کنار هم قرار می‌گیرند، قیمت نفت می‌تواند با سرعتی بیشتر از انتظار بالا برود؛ حتی اگر بخشی از تقاضا در برخی اقتصادهای بزرگ ضعیف شده باشد.

در روزهای اخیر سناریوهای مختلفی درباره آینده قیمت نفت مطرح شده است؛ از جهش دوباره تا محدوده ۱۳۰ دلار در ماه‌های نزدیک گرفته تا احتمال نفت ۱۵۰ دلاری در سناریوهای بدبینانه‌تر و حتی نفت ۲۰۰ دلاری در صورت تداوم بسته‌ماندن مسیرهای حیاتی انتقال انرژی. این عددها را نباید صرفاً پیش‌بینی قطعی دانست، بلکه باید آن‌ها را نشانه سطح نگرانی بازار دانست.

 

نفت ۱۳۰ دلاری یعنی تورم انرژی در جهان دوباره شعله‌ور می‌شود. نفت ۱۵۰ دلاری یعنی فشار بر بودجه خانوارها، هزینه صنایع و سیاست‌های اقتصادی کشورها به‌شدت افزایش می‌یابد. نفت ۲۰۰ دلاری اما دیگر فقط یک مسئله بازاری نیست؛ چنین قیمتی می‌تواند اقتصاد جهانی را به سمت رکود بکشاند، تجارت بین‌المللی را کند کند و کشورهای واردکننده انرژی را وادار به تصمیم‌های اضطراری کند.

نکته مهم این است که در بازارهای بحرانی، قیمت فقط تابع عرضه و تقاضای امروز نیست. انتظارات آینده، ترس از کمبود، هزینه بیمه کشتی‌ها، ریسک مسیرهای حمل‌ونقل و رفتار دولت‌ها همگی وارد قیمت می‌شوند. به همین دلیل، حتی شایعه اختلال در مسیرهای مهم انرژی می‌تواند نفت را بالا ببرد و هر خبر امیدوارکننده نیز فقط برای مدتی کوتاه از شدت التهاب بکاهد.

یکی از پیامدهای مهم بحران‌های عرضه، تغییر مسیر تجارت نفت است. وقتی مسیرهای معمول دچار اختلال می‌شوند یا برخی تولیدکنندگان توان صادراتی خود را از دست می‌دهند، خریداران بزرگ به سمت منابع جایگزین می‌روند. این تغییرات شاید در کوتاه‌مدت راهی برای ادامه تأمین باشد، اما هزینه‌های تازه‌ای به بازار تحمیل می‌کند؛ از افزایش هزینه حمل‌ونقل گرفته تا تغییر کیفیت نفت ورودی پالایشگاه‌ها و پیچیده‌تر شدن قراردادهای تجاری.

در چنین وضعیتی، کشورهایی که به واردات انرژی وابسته‌اند، آسیب‌پذیرتر می‌شوند. این کشورها ناچارند برای تأمین نفت، رقابت شدیدتری داشته باشند و هزینه بیشتری بپردازند. از سوی دیگر، کشورهای تولیدکننده‌ای که هنوز امکان صادرات دارند، با فرصت افزایش درآمد روبه‌رو می‌شوند؛ هرچند این فرصت نیز در بازاری بحرانی، همیشه پایدار نیست. نفت بسیار گران می‌تواند در نهایت مصرف را پایین بیاورد، تقاضا را تخریب کند و اقتصاد جهانی را وارد رکود کند؛ رکودی که به زیان تولیدکنندگان نیز تمام خواهد شد.

بازار نفت جدا از بازارهای مالی حرکت نمی‌کند. وقتی قیمت انرژی بالا می‌رود، انتظارات تورمی نیز افزایش می‌یابد. سرمایه‌گذاران نگران می‌شوند که بانک‌های مرکزی نتوانند به‌راحتی سیاست‌های پولی را نرم کنند. بازدهی اوراق قرضه بالا می‌رود، بازار سهام تحت فشار قرار می‌گیرد و سرمایه‌ها به سمت دارایی‌های امن‌تر حرکت می‌کنند.

این همان زنجیره‌ای است که می‌تواند یک بحران انرژی را به بحران اقتصادی گسترده‌تر تبدیل کند. اگر نفت در سطوح بالا ماندگار شود، هزینه تولید بالا می‌رود، مصرف خانوار کاهش می‌یابد و شرکت‌ها با حاشیه سود کمتر روبه‌رو می‌شوند. کشورهای فقیرتر و واردکننده انرژی بیشترین فشار را احساس می‌کنند، زیرا هم باید نفت گران بخرند و هم توان مالی کمتری برای حمایت از مردم و صنایع خود دارند.

هشدار درباره امکان انقباض اقتصاد جهانی در صورت رسیدن نفت به سطوح بسیار بالا، به همین دلیل جدی است. اقتصاد جهان در برابر نفت گران حساس است؛ شاید کمتر از دهه‌های گذشته، اما هنوز به اندازه‌ای وابسته هست که یک شوک بزرگ انرژی بتواند رشد جهانی را کند یا حتی منفی کند.

بازار نفت در ظاهر هنوز معامله می‌شود، قیمت‌ها بالا و پایین می‌روند و گاهی خبرهای مثبت، چند روزی از شدت نگرانی کم می‌کند؛ اما زیر پوست بازار، آرامشی واقعی وجود ندارد. کاهش ذخایر، افت عرضه، افزایش تقاضای تابستانی و ریسک مسیرهای انتقال انرژی، همگی نشان می‌دهند جهان وارد مرحله‌ای شده که تصمیم‌های کوچک می‌توانند نتایج بزرگ داشته باشند.

«منطقه قرمز» بازار نفت، جایی است که دیگر نمی‌توان با خوش‌بینی‌های مقطعی آن را نادیده گرفت. اگر عرضه به سرعت ترمیم نشود و ذخایر همچنان با شتاب مصرف شوند، تابستان امسال می‌تواند برای بازار انرژی، صنایع، دولت‌ها و مصرف‌کنندگان بسیار پرهزینه باشد.

نفت امروز فقط یک کالا نیست؛ دماسنج اضطراب اقتصاد جهانی است. هرچه این دماسنج بالاتر برود، جهان بیشتر درمی‌یابد که امنیت انرژی هنوز یکی از ستون‌های اصلی ثبات اقتصادی است. تابستان پیش‌رو شاید فقط فصل گرما نباشد؛ ممکن است فصل آزمون بزرگ بازار نفت باشد، آزمونی که نتیجه آن از پمپ‌بنزین‌ها تا بازارهای سهام و از بلیت هواپیما تا سفره خانوارها احساس خواهد شد.

ارسال نظر