«جهان اقتصاد» گزارش می دهد
ماراتن انرژی در جادههای ناترازی
گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار
تحلیلی بر عبور مصرف از مرز ۱۳۵ میلیون لیتر و زخمهای کهنهای که با جنگ دهان باز کردند
مدتهاست که کلمه «ناترازی» از اتاقهای تاریک جلسات کارشناسی خارج شده و خود را به صفهای طولانی پمپبنزینها، قطع برق صنایع و قبضهای زمستانی رسانده است. اما امروز، این واژه دیگر تنها یک اصطلاح اقتصادی نیست؛ بلکه روایتگر واقعیتی تلخ در رگهای حیاتی کشور است. طبق آمارهای غیررسمی و تاییدهای رسمی، مصرف بنزین در کشور به عدد نگرانکننده ۱۳۵ میلیون لیتر در روز رسیده است؛ عددی که فراتر از توان تولید ملی است و زنگ خطری را به صدا درآورده که طنین آن از مرزهای اقتصادی فراتر رفته و به حوزههای امنیت ملی و استقلال استراتژیک رسیده است.
ریشه ناترازی فعلی را نباید تنها در حوادث اخیر جستوجو کرد. واقعیت این است که ما پیش از آنکه درگیر فشارهای خارجی یا تبعات جنگ شویم، با ناترازی دستوپنج نرم میکردیم. این بحران، میراث سیاستهایی است که در دهههای گذشته، انرژی را نه به عنوان یک کالای سرمایهای، بلکه به عنوان یک ابزار رفاهی ارزانقیمت و بیپایان پنداشتند.
مسیرهای اشتباه در سیاستگذاریهای کلان، عدم سرمایهگذاری بهموقع در توسعه زیرساختهای پالایشگاهی و نادیده گرفتن استانداردهای مصرف در صنایع خودروسازی، مثلثی را شکل دادند که خروجی آن چیزی جز «بلعیدن انرژی» نبود. وقتی خودروهای ما دو برابر استانداردهای جهانی سوخت مصرف میکنند و سیستم حملونقل عمومی سهم ناچیزی از ترددهای شهری دارد، رسیدن به سقف مصرف ۱۳۵ میلیون لیتر، اتفاقی دور از انتظار نبود؛ اما آنچه این وضعیت را بحرانیتر کرد، ورود فاکتور «جنگ» به این معادله چندمجهولی بود.
اگر ناترازی در گذشته یک بیماری مزمن بود، خسارات ناشی از جنگ اخیر آن را به یک وضعیت اورژانسی تبدیل کرده است. آسیب به ظرفیتهای تولیدی و زیرساختهای انتقال، حجم ناترازی را به شکلی بیسابقه گسترده کرده است. در حالی که پیش از این، تولید بنزین کشور در محدوده ۱۱۰ تا ۱۱۵ میلیون لیتر نوسان میکرد و شکاف ۲۰ میلیون لیتری با واردات پوشش داده میشد، اکنون تخریب بخشی از توان پالایشی، این شکاف را عمیقتر کرده است.
دولت در تلاش است تا با بازگرداندن ظرفیتهای آسیبدیده به مدار و توسعه شتابزده پالایشگاههای کوچک (مینیریفاینریها)، بخشی از این خلاء را پر کند. اما واقعیتِ سختافزاری صنعت نفت به ما میگوید که این اقدامات، حکم مسکنهای کوتاهمدت را دارند. پروژههای پالایشی، ماهیتی زمانبر دارند و نمیتوان انتظار داشت که تا پایان سال جاری، معجزهای در تراز تولید و مصرف رخ دهد.
بیایید نگاهی دقیقتر به اعداد بیندازیم. وقتی مصرف روزانه به ۱۳۵ میلیون لیتر میرسد و تولید ما با بهترین پیشفرضها حول ۱۰۰ تا ۱۱۰ میلیون لیتر میچرخد، یعنی ما روزانه با یک سیاهچاله ۲۵ تا ۳۰ میلیون لیتری مواجه هستیم. جبران این ناترازی از طریق واردات، نه تنها منابع ارزی کشور را میبلعد، بلکه در شرایطی که زنجیره تأمین جهانی و منطقهای تحت تأثیر تنشهای نظامی است، یک ریسک بزرگ محسوب میشود.
سیاستگذاران حوزه انرژی اکنون به این نتیجه رسیدهاند که دیگر نمیتوان با تکیه صرف بر «افزایش تولید»، از پسِ این غول مصرف برآمد. راهبرد جدید، بر مبنای یک واقعیت تلخ اما ضروری شکل گرفته است: «تنظیم زندگی ملی بر مبنای تولید ۱۰۰ میلیون لیتری». این یعنی ما باید بیاموزیم که با داشتههایمان زندگی کنیم، نه با آرزوهایمان.
نکته کلیدی در تحلیلهای اخیر مسئولان انرژی، تغییر لحن در مواجهه با مردم است. دیگر صحبت از محدودیتهای شدید یا صرفهجوییهای سرسامآور که زندگی روزمره را فلج کند، نیست. سخن از «اصلاحات واقعی و معتدل» در رفتار مصرفی است.
۱. نوسازی نگاه به حملونقل: پذیرش این واقعیت که خودروی تکسرنشین در کلانشهرها، دیگر یک حق شهروندی نیست، بلکه یک هزینه سنگین ملی است.
۲. فشار بر خودروسازان: اصلاح رفتار مصرفی تنها بر عهده مردم نیست. تا زمانی که باک خودروهای داخلی، راه فرار انرژی است، هرگونه توصیه به مردم بیفایده خواهد بود.
۳. بهینهسازی هوشمند: استفاده از تکنولوژیهای نوین برای کاهش اتلاف سوخت در بخشهای مختلف توزیع.
ما امروز در نقطهای ایستادهایم که باید یک «پیمان انرژی» میان دولت و ملت منعقد شود. دولت موظف است با شفافیت کامل، ابعاد خسارات و محدودیتهای تولید را بازگو کند و فرآیند بازسازی پالایشگاهها را تسریع بخشد. در مقابل، جامعه نیز باید بپذیرد که الگوی مصرف فعلی، مسیری به سوی بنبست است.
اگر بخواهیم واقعبینانه نگاه کنیم، زمستان پیشرو و ماههای باقیمانده از سال، آزمونی بزرگ برای تابآوری انرژی کشور است. توسعه پالایشگاههای کوچک راهکاری است که شاید در میانمدت بخشی از بار را بردارد، اما کلید اصلی در دست «مدیریت تقاضا» است.
ناترازی انرژی، زخمی است که با سوءمدیریتهای گذشته ایجاد و با ترکشهای جنگ عمیقتر شده است. رسیدن به مصرف ۱۳۵ میلیون لیتری، فریاد بلند یک سیستم بیمار است. برای درمان این بیمار، نه تنها به مهندسان و تکنسینها برای بازسازی واحدهای آسیبدیده، بلکه به یک عزم ملی برای تغییر سبک زندگی انرژیمحور نیاز داریم.
باید پذیرفت که دوران بنزین ارزان و فراوانِ بیقید و شرط به سر آمده است. امروز، هر لیتر بنزینی که صرفهجویی میشود، نه فقط یک عدد در ترازنامه مالی، بلکه قطرهای از خون در رگهای امنیت ملی ماست. وقت آن است که از ماراتن مصرف خارج شویم و به مدار عقلانیت تولید و بهینهسازی بازگردیم؛ پیش از آنکه باک انرژی ملی به کل خالی شود.