«جهان اقتصاد» گزارش می دهد

رمزگشایی از مسیرهای جدید نفت ایران به چین

گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 186565
رمزگشایی از مسیرهای جدید نفت ایران به چین

بازار انرژی جهان بار دیگر شاهد نشانه‌هایی از تحرک در مناسبات نفتی ایران و چین است؛ مناسباتی که سال‌هاست زیر سایه تحریم‌های آمریکا و پیچیدگی‌های ژئوپلیتیک پیش می‌رود، اما همچنان ایستاده و نفس می‌کشد. تازه‌ترین خبرها نشان می‌دهد که چند محموله نفتی ایران در هفته‌های اخیر به چین رسیده و پکن نیز در تلاش است مسیرهای جدید و کم‌ریسک‌تری را برای ادامه این همکاری پیدا کند. 

این روند، هرچند به‌ظاهر کوچک و محدود به چند محموله، اما پیام‌های بزرگ و چندلایه‌ای دارد؛ از تغییر تاکتیک‌های فروش نفت ایران گرفته تا نگاه بلندمدت چین به امنیت انرژی و از شدت گرفتن جنگ اقتصادی واشنگتن تا افزایش پیچیدگی‌های مسیر صادرات ایران.

ایران سال‌هاست که فروش نفت خود را در سکوت و زیر سایه فشارهای آمریکا پیش می‌برد. نبود شفافیت در آمار صادرات، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای کاهش آسیب‌پذیری بوده است. در سال‌های اخیر، هر بار که مسیرهای فروش آشکار شده‌اند، به‌سرعت با محدودیت‌های حقوقی و عملیاتی روبه‌رو شده‌اند. 

در چنین فضایی، ارسال چند محموله نفت به چین ـ آن هم در میانه تشدید محاصره اقتصادی ـ گواهی است بر اینکه تهران همچنان توانسته راه‌هایی برای زنده نگه داشتن جریان صادرات بیابد. این جریان شاید پرقدرت و بی‌دردسر نباشد، اما قطع نشده و این نکته کلیدی است.

چین به‌عنوان بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان، برای تامین امنیت انرژی در بلندمدت، ناچار است سبد متنوعی از عرضه‌کنندگان داشته‌ باشد. ایران در این سبد جایگاهی ویژه دارد؛ هم از نظر قیمت رقابتی و هم از نظر مزیت‌های ژئوپلیتیک. 

در سال‌های اخیر، پکن با رویکردی محتاط اما حساب‌شده تلاش کرده روابط خود با ایران را حفظ کند، هرچند هر بار که فشارهای آمریکا شدت گرفته، سرعت این همکاری کم یا زیاد شده است. اکنون نیز به نظر می‌رسد چین به جای رها کردن بازار ایران، در حال جست‌وجوی مسیرهای تازه و روش‌های پیچیده‌تری است تا خرید نفت را ادامه دهد، بدون اینکه هزینه‌های سیاسی سنگینی بپردازد.

مسیرهایی مانند تغییر اسناد، جابه‌جایی میان‌دوره‌ای روی آب، استفاده از واسطه‌های ناشناس، و بهره‌گیری از شبکه‌های مالی غیردلاری، همگی بخشی از این تاکتیک‌های جدید محسوب می‌شوند؛ تاکتیک‌هایی که در سال‌های اخیر به بلوغ بیشتری رسیده‌اند.

نمی‌توان نقش آمریکا را در این معادله نادیده گرفت. فشارهای واشنگتن بر بازار انرژی ایران همچنان شدید است و چین نیز این واقعیت را می‌داند. هرگونه همکاری آشکار با تهران، پکن را در معرض مجازات‌های ثانویه قرار می‌دهد؛ مجازاتی که سال‌هاست ابزار ثابت سیاست خارجی آمریکا شده است.

با وجود این، واشنگتن نیز به‌خوبی می‌داند که توقف کامل صادرات نفت ایران عملی نیست؛ زیرا بازار جهانی نفت حساس و شکننده است و حذف ناگهانی هر منبعی می‌تواند قیمت‌ها را دستخوش نوسانات شدید کند. همین موضوع باعث شده فشارها بیشتر «هدفمند و محدودکننده» باشد تا «مطلق و همه‌جانبه».

چین نیز در واکنش به این فشارها، نه برخورد مستقیم و آشکار، بلکه استفاده از ظرفیت‌های خاکستری را انتخاب کرده است؛ ظرفیتی که به کشور اجازه می‌دهد بدون اعلام رسمی، همکاری را ادامه دهد.

با توجه به افزایش حساسیت‌ها، روند صادرات ایران کاملاً روشن است: مسیرها محرمانه‌تر شده‌اند و احتمالاً در آینده نیز پنهانی‌تر خواهند شد. این پنهان‌کاری نه فقط درباره مقصد و حجم محموله‌ها، بلکه درباره نوع تسویه‌حساب، مسیرهای حمل، و حتی شرکت‌های درگیر نیز به‌شدت افزایش یافته است.

به‌عبارت دیگر، فروش نفت ایران به یک عملیات پیچیده لجستیکی و مالی بدل شده؛ عملیاتی که برخلاف گذشته دیگر از مدل‌های رایج پیروی نمی‌کند، بلکه درون شبکه‌ای تاریک‌تر و انعطاف‌پذیرتر جریان می‌یابد.

یکی از نکات مهمی که در روزهای اخیر مطرح شده، احتمال اثرگذاری دیدار آینده رؤسای جمهور چین و آمریکا بر وضعیت همکاری‌های انرژی میان تهران و پکن است. اگر گفت‌وگوهای دو قدرت به آرامش نسبی در روابط آنها منجر شود، احتمال دارد بخشی از فشارهای حاشیه‌ای نیز کاهش یابد. 

اما واقعیت این است که تنش میان دو کشور، اکنون به یک رقابت ساختاری تبدیل شده و کمتر شبیه اختلافاتی است که با یک دیدار قابل حل باشند. بنابراین حتی اگر فضای سیاسی کمی آرام شود، انتظار یک چرخش اساسی در سیاست‌های آمریکا نسبت به ایران، چندان واقع‌بینانه نیست.

در سوی دیگر ماجرا نیز برخی بازیگران منطقه‌ای ترجیح می‌دهند فشار بر ایران کاهش پیدا نکند و همین موضوع فضای مذاکرات و تنش‌زدایی را پیچیده‌تر می‌کند.

با وجود تمام پیچیدگی‌ها، یک واقعیت روشن است: چین به نفت ایران نیاز دارد و ایران نیز به بازار چین. این نیاز متقابل باعث می‌شود روابط دو کشور عمیق‌تر از آن باشد که با تحولات مقطعی آسیب جدی ببیند.

چین در بلندمدت همواره به دنبال منابع انرژی پایدار، ارزان و قابل اعتماد بوده و ایران یکی از معدود کشورهایی است که می‌تواند چنین ترکیبی را ارائه دهد. از طرف دیگر، تهران نیز برای حفظ درآمدهای ارزی و مدیریت اقتصاد، ناچار است به بازارهایی تکیه کند که حاضر باشند ریسک همکاری با ایران را بپذیرند. چین یکی از مهم‌ترین این بازارهاست.

این مسیر آسان نیست، اما نشدنی هم نیست. تجربه سال‌های اخیر نشان داده که هر بار فشارها بیشتر شده، راهکارهای تازه و پیشرفته‌تری نیز ظهور کرده‌اند. اقتصاد سیاسی نفت، همیشه سرشار از مسیرهای غیررسمی و تاکتیک‌های تطبیقی بوده و ایران نیز به‌خوبی از این قواعد آگاه است.

آنچه در ظاهر به‌عنوان «چند محموله نفتی» دیده می‌شود، درواقع نمای بیرونی یک بازی عمیق‌تر است؛ بازی‌ای که در آن ایران تلاش می‌کند جریان صادرات خود را زنده نگه دارد و چین نیز به دنبال حفظ امنیت انرژی با کمترین اصطکاک سیاسی است. 

این همکاری نه با سر و صدای رسانه‌ای، بلکه در سکوت، در سایه، و با ضرب‌آهنگی آرام اما پیوسته پیش می‌رود. چرخ بازار انرژی همیشه با فشار و مذاکره و تهدید و همکاری می‌چرخد؛ و اکنون، تهران و پکن در همین میان، مسیرهای تازه‌ای را می‌آزمایند تا این چرخ همچنان در حرکت بماند.

 

ارسال نظر
پربیننده‌ترین اخبار