جهان اقتصاد بررسی می‌کند؛

از وزن نان تا دوام کفش؛ کیفیت کجا گم شد؟

راضیه احمدوند - روزنامه نگار

شناسه خبر: 191760
از وزن نان تا دوام کفش؛ کیفیت کجا گم شد؟

قیمت مواد غذایی بالا می‌رود، پوشاک گران‌تر می‌شود، لوازم خانگی با برچسب‌های قیمتی تازه به بازار می‌آیند و هزینه خرید کالاهای روزمره هر روز سهم بیشتری از درآمد خانوار را می‌بلعد؛ اما در سوی دیگر این معادله، کیفیت چه تغییری کرده است؟ آیا نان، لبنیات، گوشت، لباس، کفش و لوازم مصرفی به همان اندازه که گران شده‌اند، باکیفیت‌تر و بادوام‌تر هم شده‌اند؟ مسئله اینجاست که مصرف‌کننده در بسیاری از خریدها نه‌تنها بهبود محسوسی در کیفیت نمی‌بیند، بلکه گاهی با کاهش وزن، کوچک‌تر شدن بسته‌بندی، افت دوام و پایین آمدن کیفیت مواد اولیه مواجه می‌شود. در چنین شرایطی، گرانی فقط قدرت خرید مردم را کاهش نمی‌دهد؛ ارزش واقعی پولی را هم که پرداخت می‌کنند، زیر سؤال می‌برد.

قیمت بالا می‌رود، اما کیفیت کجا می‌رود؟

در اقتصاد رقابتی، افزایش قیمت لزوماً اتفاقی غیرطبیعی نیست. بالا رفتن هزینه مواد اولیه، دستمزد، انرژی، حمل‌ونقل و سرمایه‌گذاری می‌تواند تولیدکننده را ناچار به اصلاح قیمت کند. اما انتظار طبیعی این است که مصرف‌کننده در برابر هزینه بیشتر، محصولی با کیفیت قابل قبول دریافت کند.

مشکل زمانی آغاز می‌شود که افزایش قیمت به‌تنهایی اتفاق می‌افتد و کیفیت در همان نقطه قبلی باقی می‌ماند؛ یا حتی عقب‌گرد می‌کند.

وقتی قیمت یک بسته مواد غذایی افزایش پیدا می‌کند، اما وزن آن کمتر می‌شود، وقتی لباس گران‌تر فروخته می‌شود، اما کیفیت دوخت و پارچه پایین‌تر می‌آید، یا وقتی کالایی با قیمت بالاتر خریداری می‌شود، اما عمر مفید آن کاهش پیدا می‌کند، دیگر با یک افزایش قیمت ساده مواجه نیستیم. در واقع، مصرف‌کننده برای دریافت ارزش مشابه یا حتی کمتر، پول بیشتری پرداخت می‌کند.

کوچک شدن کالاها؛ گرانی پنهان در بسته‌بندی

یکی از روش‌هایی که فشار افزایش هزینه‌ها را از چشم خریدار پنهان می‌کند، کاهش وزن یا حجم محصول بدون کاهش متناسب قیمت است؛ پدیده‌ای که در اقتصاد از آن با عنوان «کوچک‌فروشی» یا کاهش حجم بسته‌بندی یاد می‌شود.

ممکن است قیمت یک محصول در ظاهر تغییر زیادی نکند، اما وزن آن کمتر شود. در چنین وضعیتی، مشتری تصور می‌کند همان کالا را با همان قیمت قبلی می‌خرد، در حالی که هزینه واقعی هر واحد از محصول افزایش یافته است.

این اتفاق در کالاهای پرمصرف اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا خانوارها مرتب آنها را خریداری می‌کنند و تغییرات کوچک در وزن و حجم، در مجموع هزینه قابل‌توجهی به بودجه ماهانه تحمیل می‌کند.

راهکار روشن است: درج شفاف وزن، حجم و قیمت هر واحد کالا و اطلاع‌رسانی درباره تغییرات بسته‌بندی باید جدی گرفته شود. مصرف‌کننده نباید برای فهمیدن اینکه چه مقدار از کالای همیشگی‌اش کم شده، به مقایسه‌های پیچیده متوسل شود.

لباس گران‌تر، عمر کوتاه‌تر

پوشاک نیز نمونه روشنی از فاصله میان قیمت و کیفیت است. افزایش هزینه پارچه، مواد اولیه، دستمزد و واردات می‌تواند قیمت لباس را بالا ببرد؛ اما این افزایش نباید به کاهش استاندارد دوخت، کیفیت پارچه و دوام محصول منجر شود.

لباسی که پس از چند بار شست‌وشو شکل خود را از دست می‌دهد، کفشی که زودتر از انتظار فرسوده می‌شود یا محصولی که کیفیت ظاهری آن با عمر واقعی‌اش تناسب ندارد، در نهایت هزینه بیشتری به مصرف‌کننده تحمیل می‌کند.

در چنین شرایطی، خرید ارزان‌تر الزاماً به معنای صرفه‌جویی نیست. گاهی کالای کم‌دوام باعث می‌شود خانوار در فاصله زمانی کوتاه‌تری دوباره برای خرید همان محصول هزینه کند. بنابراین کیفیت باید با معیارهایی مانند دوام، قابلیت تعمیر، ایمنی و تناسب با قیمت سنجیده شود، نه صرفاً ظاهر و بسته‌بندی.

تولیدکننده زیر فشار است؛ اما مصرف‌کننده هم نباید تاوان همه‌چیز را بدهد

باید پذیرفت که تولیدکنندگان نیز با مشکلات جدی روبه‌رو هستند. نوسان نرخ ارز، دشواری تأمین مواد اولیه، هزینه تأمین مالی، محدودیت‌های وارداتی، قطعی انرژی و تغییرات مکرر مقررات می‌تواند هزینه تولید را افزایش دهد.

در چنین شرایطی، برخی بنگاه‌ها برای ادامه فعالیت ممکن است به تغییر ترکیب مواد اولیه، کاهش وزن محصول، حذف برخی مراحل کنترل کیفیت یا استفاده از نهاده‌های ارزان‌تر روی بیاورند. اما فشار اقتصادی بنگاه، مسئولیت آن در قبال کیفیت محصول را از بین نمی‌برد.
تولیدکننده باید درباره ترکیب، وزن، استاندارد و مشخصات کالا شفاف باشد و کالایی را که با کیفیت پایین‌تری تولید شده، با مشخصات محصول باکیفیت عرضه نکند.

از سوی دیگر، سیاست‌گذار نیز نباید با تصمیم‌های ناپایدار و افزایش هزینه‌های غیرضروری، تولیدکننده را در موقعیتی قرار دهد که حفظ کیفیت به کاری دشوار تبدیل شود.



بازار بی‌کیفیت، اعتماد مصرف‌کننده را فرسوده می‌کند

وقتی خریدار چند بار کالایی را با قیمت بالا تهیه می‌کند و از کیفیت آن رضایت ندارد، به‌تدریج اعتمادش به برند، تولیدکننده و حتی کل بازار کاهش پیدا می‌کند.

نتیجه این وضعیت، تغییر رفتار خرید است. مصرف‌کننده به دنبال ارزان‌ترین گزینه می‌رود، خرید کالاهای بادوام را به تعویق می‌اندازد یا به جای انتخاب محصول بر اساس کیفیت، صرفاً به قیمت توجه می‌کند.

این رفتار می‌تواند به زیان تولیدکنندگان باکیفیت نیز تمام شود؛ زیرا بنگاهی که برای استفاده از مواد اولیه بهتر و رعایت استانداردها هزینه می‌کند، در رقابت با محصول ارزان و کم‌کیفیت ممکن است مزیت خود را از دست بدهد.

در بلندمدت، چنین بازاری به جای تشویق کیفیت، به کاهش استانداردها پاداش می‌دهد.

چه باید کرد؟

برای اصلاح این وضعیت، نخستین اقدام باید شفافیت باشد. وزن، ترکیبات، کشور سازنده، استانداردها، تاریخ تولید و مشخصات واقعی کالا باید به‌گونه‌ای درج شوند که خریدار بتواند پیش از پرداخت پول، درباره محصول اطلاعات کافی داشته باشد.

دوم، نظارت بر کیفیت باید مستقل از نظارت بر قیمت تقویت شود. ارزیابی کالاها نباید فقط به زمان ورود آنها به بازار محدود بماند؛ نمونه‌برداری مستمر از محصولات عرضه‌شده و رسیدگی مؤثر به شکایت‌های مصرف‌کنندگان ضروری است.

سوم، تولیدکنندگان باید به سمت افزایش بهره‌وری، نوسازی تجهیزات و کاهش ضایعات حرکت کنند. کاهش هزینه از مسیر بهبود فناوری و مدیریت تولید، راهی پایدارتر از کاهش کیفیت مواد اولیه است.

چهارم، حمایت از تولید داخلی باید به شاخص‌های قابل سنجش کیفیت و دوام نیز وابسته باشد. حمایت صرف از تولید، بدون توجه به رضایت مصرف‌کننده و استاندارد محصول، ممکن است به حفظ تولید بی‌کیفیت منجر شود.

در نهایت، باید امکان مقایسه واقعی کالاها برای مردم فراهم شود؛ از انتشار اطلاعات قابل اعتماد درباره کیفیت محصولات تا تقویت ضمانت، خدمات پس از فروش و حقوق مصرف‌کننده.

مردم نباید هزینه گرانی و افت کیفیت را هم‌زمان بپردازند

افزایش قیمت در شرایط تورمی فشار زیادی به خانوارها وارد می‌کند، اما کاهش کیفیت در کنار آن، این فشار را دوچندان می‌سازد. خانواری که بخش بزرگی از درآمدش را برای خرید مواد غذایی، پوشاک و کالاهای ضروری هزینه می‌کند، حق دارد مطمئن باشد محصولی که می‌خرد، از حداقل کیفیت و استاندارد برخوردار است.

اقتصاد فقط با بالا رفتن ارزش ریالی فروش تولیدکنندگان سنجیده نمی‌شود؛ کیفیت کالایی که به دست مصرف‌کننده می‌رسد نیز بخشی از عملکرد واقعی اقتصاد است.

اگر قیمت‌ها افزایش یابند، اما وزن، دوام، کیفیت مواد اولیه و استاندارد محصولات کاهش پیدا کند، رشد قیمت به معنای بهبود ارزش تولید نیست.

مصرف‌کننده نباید هم هزینه گرانی را بپردازد و هم جریمه افت کیفیت را تحمل کند. گران‌تر خریدن باید دست‌کم به معنای دریافت کالایی با همان کیفیت وعده‌داده‌شده باشد؛ نه اینکه هر بار پول بیشتری بدهد و سهم کمتری از کیفیت نصیبش شود.

ارسال نظر