جهان اقتصاد بررسی میکند؛
بیماری، جیب مردم را نشانه رفت
راضیه احمدوند ـ روزنامه نگار
بیماری برای بسیاری از خانوارها دیگر فقط یک بحران جسمی نیست؛ یک شوک اقتصادی است که میتواند پسانداز چندساله را در مدت کوتاهی از بین ببرد. وقتی هزینه یک درمان سنگین از توان درآمدی خانواده خارج میشود و حتی خدماتی مانند دندانپزشکی به تعویق میافتد، نشانه فقط گرانی درمان نیست؛ نشانه اقتصادی است که در آن سلامت به یکی از نخستین قربانیان کاهش قدرت خرید تبدیل شده است.
هزینه درمان زمانی نگرانکنندهتر میشود که پای بیماریهای جدی به میان بیاید. یک عمل جراحی، دوره طولانی دارودرمانی یا مراقبتهای تخصصی میتواند هزینهای ایجاد کند که برای بسیاری از خانوارها در بودجه ماهانه جایی ندارد. در چنین شرایطی، خانواده ناچار میشود میان هزینههای ضروری زندگی و هزینه درمان دست به انتخاب بزند؛ انتخابی که معمولاً هیچکدام از دو طرف آن ساده نیست.
در ظاهر، ممکن است گفته شود هزینه برخی خدمات درمانی در ایران نسبت به تعدادی از کشورهای منطقه پایینتر است. اما مقایسه قیمت بدون در نظر گرفتن درآمد خانوار تصویر کاملی از وضعیت ارائه نمیدهد. آنچه برای اقتصاد خانواده اهمیت دارد، فقط قیمت یک خدمت نیست؛ سهم آن هزینه از درآمد و پسانداز خانوار است.
اگر یک هزینه درمانی بخش بزرگی از درآمد ماهانه یک خانواده را مصرف کند، حتی در صورتی که قیمت آن در مقایسه با کشورهای دیگر پایینتر باشد، همچنان میتواند برای آن خانواده یک هزینه سنگین محسوب شود.
اینجاست که نقش بیمه اهمیت پیدا میکند. بیمه قرار است در زمان وقوع یک شوک درمانی، بخشی از فشار مالی را از دوش خانوار بردارد. اما هرچه سهم پرداخت مستقیم مردم بیشتر شود، احتمال اینکه یک بیماری جدی به بحران اقتصادی تبدیل شود نیز بالاتر میرود.
خانوادهای که برای تأمین هزینه درمان مجبور به برداشت پسانداز، قرض گرفتن یا فروش دارایی میشود، عملاً بخشی از امنیت اقتصادی آینده خود را خرج سلامت امروز کرده است. اگر بیماری طولانی شود یا هزینههای درمان تکرار شود، این فشار میتواند از یک مشکل موقت به بحران مالی تبدیل شود.
اما شاید بخش نگرانکنندهتر ماجرا، بیمارانی باشند که اصلاً توان پرداخت هزینه اولیه درمان را ندارند.
در اینجا یک رفتار اقتصادی قابل مشاهده است: مراجعه به پزشک عقب میافتد، آزمایش انجام نمیشود، معاینه دورهای حذف میشود و درمان بیماریهای ساده به آینده موکول میشود.
این تصمیم در نگاه اول منطقی به نظر میرسد. وقتی دخلوخرج خانوار با مشکل مواجه است، حذف هزینهای که میتوان چند هفته یا چند ماه عقب انداخت، سادهترین راه برای مدیریت بودجه است.
اما سلامت برخلاف بسیاری از کالاهای مصرفی، همیشه قابل تعویق نیست.
مشکلی که امروز با یک معاینه یا درمان ساده قابل کنترل است، ممکن است در صورت بیتوجهی به بیماری جدیتری تبدیل شود. در آن مرحله، هزینه درمان نیز معمولاً بیشتر خواهد بود.
به این ترتیب، خانوار برای کاهش هزینه امروز، ممکن است با هزینه سنگینتری در آینده روبهرو شود.
این مسئله در حوزه سلامت دهان و دندان به شکل ملموستری دیده میشود. هزینه بالای خدمات دندانپزشکی باعث شده بخشی از مردم درمان را تا زمانی که درد و مشکل جدی شود به تأخیر بیندازند. حتی رشد تبلیغات مربوط به دریافت تسهیلات و وام برای پرداخت هزینه خدمات دندانپزشکی، نشانهای از فشار مالی موجود بر خانوارهاست.
دندانپزشکی البته تنها نمونه این وضعیت است. در بسیاری از حوزههای درمانی، مسئله اصلی برای بیمار الزاماً نبود پزشک یا مرکز درمانی نیست؛ مسئله توان پرداخت هزینه است.
این تفاوت مهمی است.
ممکن است خدمات درمانی در دسترس باشد، اما بیمار توان استفاده از آن را نداشته باشد. در چنین شرایطی، دسترسی اسمی به خدمات با دسترسی واقعی تفاوت پیدا میکند.
از سوی دیگر، کاهش مراجعههای پیشگیرانه میتواند هزینه بیشتری به کل نظام سلامت تحمیل کند. بیماری که در مرحله اولیه تشخیص داده نشده، ممکن است در مراحل بعدی به درمانهای پیچیدهتر، بستری یا مراقبت طولانیمدت نیاز پیدا کند.
در نتیجه، هزینهای که امروز خانوار از پرداخت آن فرار کرده، ممکن است فردا به هزینهای برای خانواده، بیمه و حتی بودجه عمومی تبدیل شود.
این چرخه را میتوان یک دور باطل دانست: کاهش قدرت خرید، کاهش مراجعه پیشگیرانه را به دنبال دارد؛ تأخیر در درمان، بیماری را پرهزینهتر میکند؛ افزایش هزینه درمان، فشار بیشتری بر خانوار وارد میکند و فشار مالی دوباره امکان مراجعه منظم را کاهش میدهد.
در چنین شرایطی، سیاست سلامت نمیتواند تنها روی بیمارستان و درمان بیماریهای پیشرفته متمرکز بماند. پیشگیری و مراقبت اولیه از نظر اقتصادی نیز اهمیت دارد.
هرچه بیماری زودتر شناسایی شود، در بسیاری از موارد امکان کنترل آن با هزینه کمتر وجود دارد.
بنابراین تقویت پوشش خدمات پیشگیرانه میتواند نه فقط یک سیاست بهداشتی، بلکه یک سیاست اقتصادی برای کاهش هزینههای آینده باشد.
در این میان، دندانپزشکی نیز نیازمند توجه جدیتری است. سلامت دهان و دندان نباید صرفاً یک هزینه لوکس تلقی شود. وقتی مشکلات دندان درمان نشوند، میتوانند بر کیفیت زندگی، تغذیه و حتی توان کاری افراد اثر بگذارند. بنابراین افزایش دسترسی مالی به خدمات پایه دندانپزشکی میتواند از هزینههای بزرگتر آینده جلوگیری کند.
البته حل این مسئله فقط با افزایش پوشش بیمهای امکانپذیر نیست. کنترل هزینههای خدمات، شفافیت تعرفهها، تقویت مراقبتهای اولیه و طراحی پوششهای بیمهای متناسب با بیماریهای پرهزینه نیز اهمیت دارد.
از طرف دیگر، سیاستگذار باید مراقب باشد که افزایش هزینههای درمانی از رشد درآمد خانوار فاصله بیشتری نگیرد. اگر دستمزدها و درآمد واقعی مردم نتواند همگام با هزینههای ضروری زندگی حرکت کند، سلامت نیز بهتدریج از سبد مصرف خانوار کنار گذاشته خواهد شد.
این اتفاق از آن جهت خطرناک است که حذف هزینه سلامت برخلاف حذف بسیاری از هزینههای دیگر، پیامدهای بلندمدت دارد.
یک خانواده ممکن است خرید کالایی را یک سال عقب بیندازد و اتفاق خاصی رخ ندهد؛ اما تأخیر در درمان یک بیماری میتواند کیفیت زندگی و حتی توان درآمدزایی فرد را تحت تأثیر قرار دهد.
به همین دلیل، مسئله هزینه درمان را باید بخشی از مسئله بزرگتر قدرت خرید خانوار دانست.
وقتی هزینههای ضروری زندگی افزایش پیدا میکند، مردم ابتدا به سراغ هزینههای قابلتعویق میروند. سلامت پیشگیرانه نیز متأسفانه در بسیاری از موارد در همین گروه قرار میگیرد؛ تا زمانی که بیماری از مرحله قابلتعویق عبور کند.
اقتصاد سلامت در نهایت با یک پرسش ساده اما مهم روبهروست: آیا خانوار ایرانی میتواند بدون به خطر انداختن امنیت مالی خود، درمان مورد نیازش را دریافت کند؟
اگر پاسخ برای بخش قابلتوجهی از جامعه منفی باشد، مسئله دیگر فقط گرانی چند خدمت درمانی نیست؛ مسئله به رابطه میان سلامت و فقر مربوط میشود.
درمان نباید به عاملی تبدیل شود که یک خانواده را برای سالها بدهکار کند. همانطور که بیماری نباید به دلیل فشار مالی تا مرحلهای پیش برود که درمان آن چند برابر گرانتر شود.
آنچه امروز در هزینههای درمان دیده میشود، هشداری درباره آینده اقتصاد خانوار است. اگر پوشش بیمهای تقویت نشود، خدمات پیشگیرانه در دسترستر قرار نگیرد و قدرت خرید خانوار بهبود پیدا نکند، ممکن است بخشی از جامعه نه به دلیل نبود امکان درمان، بلکه به دلیل ناتوانی در پرداخت هزینه، دیرتر درمان شود.
و شاید تلخترین بخش ماجرا همین باشد؛
بیماری یک بار به بدن فشار میآورد، اما هزینه درمان میتواند بار دوم به اقتصاد خانواده ضربه بزند.