اکسیژن تولید؛

چرا بدون ثبات ارزی، صنایع بزرگ ایران در بن‌بست باقی می‌مانند

راضیه احمدوند ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 189225
چرا بدون ثبات ارزی، صنایع بزرگ ایران در بن‌بست باقی می‌مانند

در اقتصادهای پیشرفته، ارز ابزاری برای تسهیل مبادلات بین‌المللی است؛ اما در ساختار صنعتی ایران، ارز نقشی فراتر از یک ابزار معاملاتی دارد و در عمل، «اکسیژن تولید» محسوب می‌شود. هرگونه اختلال در دسترسی به منابع ارزی یا نوسان شدید نرخ ارز، مستقیماً بر روند تولید، نگهداری تجهیزات، توسعه فناوری و حتی صادرات صنایع بزرگ اثر می‌گذارد.

 

برخلاف تصور عمومی که صنایع فولادی، معدنی و فلزی را به دلیل برخورداری از منابع طبیعی، صنایعی کاملاً داخلی و مستقل می‌دانند، واقعیت آن است که این بخش‌ها به‌شدت به فناوری، تجهیزات و قطعات وارداتی وابسته‌اند. از این رو، ثبات ارزی دیگر صرفاً یک موضوع پولی نیست، بلکه به یکی از مهم‌ترین پیش‌نیازهای تداوم تولید تبدیل شده است.

 

پارادوکس خودکفایی؛ وابستگی فناورانه در دل منابع غنی

 

یکی از خطاهای رایج در تحلیل صنایع سنگین، نادیده گرفتن وابستگی فناوری این صنایع است. اگرچه ایران از ذخایر قابل‌توجه سنگ‌آهن، زغال‌سنگ و سایر مواد معدنی برخوردار است، اما تبدیل این منابع به محصولات نهایی بدون دسترسی به فناوری‌های روز دنیا امکان‌پذیر نیست.

 

بخش قابل‌توجهی از ماشین‌آلات، سیستم‌های اتوماسیون، تجهیزات ابزار دقیق، کاتالیست‌ها، روانکارهای صنعتی، نسوزهای تخصصی و نرم‌افزارهای کنترلی مورد استفاده در کارخانه‌های فولادی، محصول شرکت‌های بین‌المللی هستند و تأمین آنها مستلزم دسترسی به ارز است.

 

حتی قطعاتی به ظاهر ساده مانند یاتاقان‌های صنعتی، سنسورهای دمای کوره، شیرهای کنترلی، تجهیزات هیدرولیکی یا آلیاژهای خاص، غالباً از خارج کشور تأمین می‌شوند. بنابراین، هرگونه نوسان در نرخ ارز، مستقیماً هزینه تولید را افزایش داده و برنامه‌ریزی اقتصادی بنگاه‌ها را با چالش روبه‌رو می‌کند.

 

هزینه‌های پنهان نگهداری؛ چالشی فراتر از تولید

 

در صنایع فولادی، توقف خطوط تولید حتی برای چند ساعت می‌تواند زیان‌های میلیاردی به همراه داشته باشد. به همین دلیل، واحدهای تولیدی ناچارند به‌طور مستمر عملیات تعمیرات و نگهداری  را انجام دهند.

 

اما زمانی که تأمین قطعات یدکی، تجهیزات تخصصی یا خدمات فنی خارجی به دلیل محدودیت‌های ارزی با تأخیر یا افزایش هزینه مواجه می‌شود، برنامه‌های تعمیراتی نیز مختل خواهد شد. در چنین شرایطی، شرکت‌ها یا باید قطعات موردنیاز را با نرخ‌های بالاتر از بازار آزاد تهیه کنند یا ریسک توقف تولید را بپذیرند.

 

نتیجه این وضعیت، افزایش هزینه‌های عملیاتی، کاهش حاشیه سود و افت رقابت‌پذیری محصولات ایرانی در بازارهای داخلی و بین‌المللی است.

 

تله فناوری؛ عقب‌ماندگی در مسیر توسعه

 

بحران ارزی تنها به تأمین قطعات محدود نمی‌شود؛ بلکه فرآیند نوسازی و توسعه فناوری را نیز با مانع روبه‌رو می‌کند.

 

صنعت فولاد جهان با سرعت به سمت فناوری‌های کم‌مصرف، کاهش انتشار کربن، هوشمندسازی خطوط تولید و افزایش بهره‌وری انرژی حرکت می‌کند. اجرای چنین پروژه‌هایی نیازمند سرمایه‌گذاری ارزی برای خرید تجهیزات پیشرفته، نرم‌افزارهای صنعتی و انتقال دانش فنی است.

 

در مقابل، محدودیت منابع ارزی باعث می‌شود بسیاری از واحدهای تولیدی ناچار به ادامه فعالیت با تجهیزات فرسوده شوند؛ تجهیزاتی که مصرف انرژی بالاتر، هزینه تعمیرات بیشتر و بهره‌وری پایین‌تری دارند.

 

این چرخه معیوب، صنایع را در وضعیتی قرار می‌دهد که هزینه تولید افزایش می‌یابد، سودآوری کاهش پیدا می‌کند و در نهایت امکان سرمایه‌گذاری برای نوسازی نیز از بین می‌رود. نتیجه، عقب‌ماندن تدریجی از رقابت جهانی خواهد بود.

 

انتقال بحران از کارخانه به بازار

 

اثرات بی‌ثباتی ارزی تنها در داخل کارخانه‌ها باقی نمی‌ماند، بلکه به‌سرعت به کل زنجیره اقتصاد منتقل می‌شود.

 

افزایش هزینه واردات قطعات، مواد مصرفی، فروآلیاژها و تجهیزات، قیمت تمام‌شده محصولات فولادی را افزایش می‌دهد. این افزایش قیمت به صنایع پایین‌دستی از جمله ساختمان، خودروسازی، لوازم خانگی و پروژه‌های عمرانی منتقل شده و در نهایت خود را در نرخ تورم نشان می‌دهد.

 

از سوی دیگر، افزایش هزینه تولید موجب کاهش قدرت رقابت در بازارهای صادراتی می‌شود و بخشی از بازارهای هدف را در اختیار رقبای منطقه‌ای قرار می‌دهد. در نتیجه، هم ارزآوری کشور کاهش می‌یابد و هم توان سرمایه‌گذاری مجدد صنایع تضعیف می‌شود.

 

ثبات ارزی؛ شرط بقا و توسعه صنعت

 

صنایع بزرگ بیش از آنکه به ارز ارزان نیاز داشته باشند، به ارز قابل پیش‌بینی و پایدار نیاز دارند. تولیدکننده زمانی می‌تواند برای خرید تجهیزات، تأمین مواد اولیه، توسعه خطوط تولید و حضور در بازارهای صادراتی برنامه‌ریزی کند که از ثبات نسبی در سیاست‌های ارزی اط

اطمینان داشته باشد.

 

بی‌ثباتی، بزرگ‌ترین دشمن سرمایه‌گذاری صنعتی است؛ زیرا فضای تصمیم‌گیری را مبهم کرده و ریسک فعالیت اقتصادی را به‌شدت افزایش می‌دهد.

 

جمع‌بندی؛ ارز، یک نهاده تولید است نه کالای تجاری

 

نگاه به ارز صرفاً به‌عنوان یک کالای تجاری یا ابزار کنترل بازار، پاسخگوی نیازهای صنایع بزرگ نیست. برای فولاد، معدن، پتروشیمی، سیمان و سایر صنایع مادر، ارز بخشی از زنجیره تولید محسوب می‌شود؛ همان نقشی که انرژی، مواد اولیه یا نیروی انسانی ایفا می‌کنند.

 

اگر سیاست‌گذاری اقتصادی این واقعیت را بپذیرد و دسترسی پایدار، شفاف و قابل پیش‌بینی به منابع ارزی را برای بخش تولید فراهم کند، صنایع کشور خواهند توانست با اطمینان بیشتری در مسیر نوسازی، افزایش بهره‌وری، توسعه صادرات و رقابت در بازارهای جهانی حرکت کنند. در غیر این صورت، حتی برخورداری از بزرگ‌ترین ذخایر معدنی و ظرفیت‌های تولیدی نیز نمی‌تواند تضمین‌کننده رشد پایدار صنعت ایران باشد

 

ارسال نظر