جهان اقتصاد بررسی می‌کند؛

یارانه بدون مهار تورم، مُسکن کوتاه‌مدت است

راضیه احمدوند ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 189047
یارانه بدون مهار تورم، مُسکن کوتاه‌مدت است

وقتی فشار اقتصادی افزایش پیدا می‌کند، اولین مطالبه مردم معمولاً یک چیز است: حمایت فوری. اما تجربه بسیاری از اقتصادها نشان داده است که حمایت‌های مالی مانند یارانه و کالابرگ تنها زمانی می‌توانند اثر واقعی داشته باشند که در کنار سیاست‌های کنترل تورم، هدف‌گذاری دقیق و مدیریت منابع اجرا شوند. در غیر این صورت، ممکن است منابع زیادی صرف شود اما نتیجه‌ای که مردم در زندگی روزمره خود احساس می‌کنند، محدود و کوتاه‌مدت باشد.

 

یارانه‌ها در ذات خود نه یک سیاست مثبت مطلق هستند و نه یک اقدام منفی. این ابزارها بسته به نحوه طراحی و اجرای آن‌ها می‌توانند به کاهش فشار اقتصادی بر خانوارها کمک کنند یا برعکس، به عاملی برای افزایش ناکارآمدی اقتصادی تبدیل شوند. مسئله اصلی این است که حمایت اقتصادی باید به دست کسانی برسد که واقعاً نیازمند آن هستند و همزمان اقتصاد از مسیری حرکت کند که قدرت خرید مردم به‌صورت پایدار حفظ شود.

 

حمایت معیشتی؛ راهکاری برای عبور از بحران

 

در بسیاری از کشورهای جهان، دولت‌ها در دوره‌های بحران اقتصادی، جنگ، رکود یا افزایش شدید قیمت‌ها، اقدام به ارائه حمایت‌های مستقیم به شهروندان می‌کنند. پرداخت‌های نقدی، کارت‌های خرید، کمک‌هزینه‌های غذایی و برنامه‌های حمایتی از جمله سیاست‌هایی هستند که در کشورهای مختلف برای کاهش فشار بر اقشار آسیب‌پذیر به کار گرفته شده‌اند.

 

منطق این سیاست‌ها روشن است؛ زمانی که افزایش قیمت‌ها باعث کاهش توان خرید خانوارها می‌شود، دولت می‌تواند با انتقال بخشی از منابع مالی به گروه‌های هدف، از سقوط شدید سطح رفاه جلوگیری کند. اما تفاوت میان یک سیاست حمایتی موفق و یک سیاست ناکارآمد، در جزئیات اجرای آن نهفته است.

 

اگر حمایت‌ها بدون توجه به شرایط اقتصادی، منابع درآمدی دولت و میزان تورم طراحی شوند، ممکن است اثر آن‌ها به‌سرعت از بین برود. برای مثال، اگر مبلغ یک یارانه افزایش پیدا کند اما همزمان قیمت کالاها چند برابر شود، قدرت واقعی آن حمایت کاهش پیدا خواهد کرد. در چنین شرایطی، دولت هزینه بیشتری پرداخت می‌کند اما خانوارها بهبود قابل توجهی در وضعیت اقتصادی خود احساس نمی‌کنند.

 

تورم؛ عامل تعیین‌کننده در موفقیت یارانه‌ها

 

مهم‌ترین تهدید برای اثربخشی یارانه‌ها، تورم است. تورم بالا باعث می‌شود ارزش واقعی حمایت‌های مالی کاهش یابد و حتی برنامه‌هایی که با هدف کمک به مردم اجرا شده‌اند، پس از مدتی کارکرد اولیه خود را از دست بدهند.

 

قدرت خرید، معیار اصلی سنجش موفقیت یک سیاست حمایتی است، نه صرفاً میزان پولی که پرداخت می‌شود. ممکن است رقم پرداختی یارانه افزایش پیدا کند، اما اگر سرعت رشد قیمت‌ها بیشتر از رشد حمایت‌ها باشد، در عمل تغییری در زندگی مردم ایجاد نخواهد شد.

 

به همین دلیل، سیاست‌های حمایتی باید بخشی از یک برنامه اقتصادی گسترده‌تر باشند. کنترل تورم، ایجاد ثبات در بازارها، حمایت از تولید و اصلاح ساختارهای اقتصادی، عواملی هستند که می‌توانند اثر یارانه‌ها را ماندگار کنند. بدون این اقدامات، حمایت‌های مالی بیشتر شبیه یک راهکار موقت برای کاهش فشارهای فوری خواهند بود.

 

ضرورت شناسایی دقیق مشمولان

 

یکی دیگر از عوامل مهم موفقیت نظام یارانه‌ای، شناسایی دقیق گروه‌های هدف است. منابع اقتصادی دولت محدود است و اگر حمایت‌ها بدون برنامه‌ریزی دقیق میان همه افراد توزیع شود، ممکن است بخش قابل توجهی از منابع به کسانی برسد که نیاز کمتری دارند.

 

هدفمند کردن یارانه‌ها به معنای حذف حمایت اجتماعی نیست؛ بلکه به معنای استفاده بهتر از منابع برای رسیدن به بیشترین اثرگذاری است. یک نظام اطلاعاتی دقیق می‌تواند به دولت کمک کند تا خانوارهایی را که بیشترین آسیب را از شرایط اقتصادی دیده‌اند، بهتر شناسایی کند.

 

در مقابل، ضعف در نظام شناسایی می‌تواند باعث بی‌عدالتی شود؛ زیرا ممکن است برخی خانوارهای نیازمند از حمایت محروم بمانند و برخی گروه‌های غیرضروری همچنان از منابع عمومی استفاده کنند. بنابراین، عدالت در سیاست‌های حمایتی بیش از آنکه به گستردگی پرداخت‌ها وابسته باشد، به دقت هدف‌گذاری بستگی دارد.

 

یارانه و رانت؛ تفاوت میان حمایت و ناکارآمدی

 

یارانه‌ها و برخی حمایت‌های اقتصادی گاهی با مفهوم رانت اشتباه گرفته می‌شوند، در حالی که تفاوت مهمی میان این دو وجود دارد. یارانه زمانی می‌تواند یک ابزار اقتصادی مؤثر باشد که با هدف مشخص، زمان‌بندی مناسب و نظارت کافی اجرا شود. اما زمانی که حمایت‌ها بدون شفافیت، بدون هدف مشخص یا در اختیار گروه‌های خاص قرار گیرند، ممکن است به رانت تبدیل شوند.

 

یک سیاست حمایتی موفق باید سه ویژگی داشته باشد: نخست اینکه گروه هدف آن مشخص باشد، دوم اینکه منابع مالی آن پایدار باشد و سوم اینکه نتایج آن قابل ارزیابی باشد.

دولت باید بداند چه میزان هزینه می‌کند، چه میزان رفاه ایجاد می‌شود و آیا روش انتخاب‌شده بهترین راه برای حمایت از مردم است یا خیر.

 

نقش تولید ملی در کاهش وابستگی به حمایت‌ها

 

یکی از مهم‌ترین نکات در سیاست‌های حمایتی این است که یارانه نباید جایگزین رشد اقتصادی شود. اقتصاد سالم اقتصادی است که بتواند از طریق افزایش تولید، ایجاد اشتغال و افزایش درآمد خانوارها، سطح رفاه را بالا ببرد.

 

حمایت‌های مستقیم در شرایط بحرانی ضروری هستند، اما در بلندمدت، توسعه تولید ملی و افزایش بهره‌وری باید در مرکز سیاست‌گذاری قرار گیرد. جامعه‌ای که فرصت‌های شغلی پایدار و درآمدهای واقعی رو به رشد دارد، کمتر به حمایت‌های اضطراری وابسته خواهد بود.

 

به همین دلیل، منابعی که برای یارانه‌ها اختصاص پیدا می‌کند، باید در کنار حمایت از مصرف‌کننده، به تقویت بخش تولید نیز کمک کند. زمانی که تولید داخلی افزایش پیدا کند، عرضه کالاها بیشتر می‌شود، فشار قیمتی کاهش می‌یابد و اقتصاد ظرفیت بیشتری برای مقابله با بحران‌ها پیدا می‌کند.

 

یارانه و کالابرگ می‌توانند در شرایط دشوار اقتصادی نقش مهمی در حفظ رفاه خانوارها ایفا کنند، اما موفقیت آن‌ها به عوامل متعددی وابسته است. کنترل تورم، تأمین منابع مالی پایدار، شناسایی دقیق مشمولان، شفافیت در اجرا و تقویت تولید ملی، پایه‌های اصلی یک سیاست حمایتی موفق هستند.

 

اگر یارانه‌ها بدون توجه به این عوامل اجرا شوند، ممکن است تنها برای مدتی کوتاه فشار اقتصادی را کاهش دهند، اما مشکل اصلی یعنی کاهش قدرت خرید و بی‌ثباتی اقتصادی همچنان باقی خواهد ماند.

 

در نهایت، حمایت اقتصادی زمانی بیشترین اثر را دارد که همزمان دو هدف را دنبال کند: کمک فوری به کسانی که تحت فشار هستند و ایجاد شرایطی که جامعه در آینده کمتر به چنین حمایت‌هایی نیاز داشته باشد. یارانه باید پلی برای عبور از بحران باشد، نه جایگزینی دائمی برای یک اقتصاد پویا.

 

ارسال نظر