خودکشی یا فتح قله؟
وقتی پولها به جای تولید، در بازار رانتها غرق میشوند
راضیه احمدوند ـ روزنامه نگار
در حالی که همه در بازار، “خرید و فروش” را جادو میکنند و با یک کلیک پول در میآورند، گروهی از دیوانهها تصمیم میگیرند وارد “تولید” شوند! بله، درست شنیدید؛ تولید! ورود به دنیای تولید در این روزها، یا شاهکارترین حرکت تاریخ یک سرمایهگذار است، یا یکی از خطرناکترین انواع خودکشی مالی. آیا واقعاً میتوان در این میدان جنگ، از میان تحریمها، تورم و بوروکراسی خونین، یک امپراتوری ساخت؟ یا فقط قرار است باشیم قربانی بعدیِ چرخدندههایی که با روغنِ بیعدالتی میچرخند؟
همه از “خودکفایی” دم میزنند، همه از “صادرات” حرف میزنند، اما وقتی صحبت از “تولید” میشود، سکوت سنگینی بر فضای سرمایهگذاری حاکم میشود. چرا؟ چون تولید، یک “معامله” نیست؛ تولید یک جنگ است. شما با مشتری جنگ نمیکنید، شما با مواد اولیه، با برق، با نوسان ارز، با قوانینِ شبانه و با ماشینهای فرسوده میجنگید.
کابوس “مواد اولیه”؛ وقتی رگهای حیاتی قطع میشود
اولین ضربهای که به هر تولیدکننده وارد میشود، همین ابتدای راه است. شما میخواهید یک قطعه بسازید، اما آیا قطعهای که میخواهید، در بازار هست؟ یا باید منتظر باشید تا یک کشتی از آن سوی دنیا در دریایی پر از تحریم، به ساحل برسد؟ سرمایهگذار در تولید، همیشه در وضعیت تعلیق است. او نگران است که فردا صبح، قیمت مواد اولیه، تمام سودِ ماه گذشتهاش را به یغما ببرد. تولید یعنی زندگی در لبهی پرتگاهِ قیمتها!
هیولای “بوروکراسی”؛ بروکراسی که جانِ سرمایه را میمکد
فرض کنید پول دارید، کاربلد هستید و میخواهید تولید کنید. تبریک میگویم! شما حالا هدفِ اصلیِ هیولای بوروکراسی هستید. از گرفتن مجوزهای بیپایان تا بازرسیهای بیموقع و قوانینِ تغییرپذیر که انگار هر شب در خواب نوشته میشوند. در دنیای تولید، زمان یعنی پول، اما در دنیای اداری، زمان یعنی پروسه. هر روز که شما در صفِ مجوز هستید، بخشی از سرمایهتان در اثر تورم، خاکستر میشود.
تلهی “نوسان ارز”؛ بازی با آتش!
در دنیای تولید، قیمتِ فروش شما امروز، ممکن است فردا به هیچ دردی نخورد. چرا؟ چون ماشینآلات شما ارزی است، مواد اولیه شما ارزی است و حتی بخشی از هزینههای شما به آیندهای وابسته است که هیچکس نمیداند چه رنگی خواهد بود. تولیدکننده در این کشور، مثل کسی است که سعی میکند روی یک قایقِ در حال غرق شدن، یک عمارت بسازد!
چرا با وجود همه اینها، تولید “تنها راه نجات” است؟
حالا شاید بپرسید: «پس چرا این کارِ احمقانه را انجام دهیم؟» پاسخ ساده است: چون در این دنیای پر از تلاطم، فقط تولید است که میتواند ارزش افزوده ایجاد کند. معاملهگر، ثروت را جابجا میکند؛ اما تولیدکننده، ثروت را خلق میکند. معاملهگر با بحرانها از بین میرود، اما تولیدکنندهای که بتواند از دلِ بحران، محصولی بیرون بکشد، تبدیل به یک ستون میشود که هیچ طوفانی نمیتواند آن را واژگون کند.
فرمول بقا؛ یا با “تکنولوژی” یا با “مرگ”
اگر میخواهی وارد این میدان شوی، با روشهای قدیمی و تقلید از دیگران فقط آمادهی شکست باش. در دنیای امروز، یا باید هوشمند باشی یا منسوخ. تولید بدون استفاده از تکنولوژیهای نوین، بدون اتوماسیون و بدون داشتن یک زنجیره تأمینِ محکم، فقط یک “تلف کردنِ آهسته و دردناکِ پول” است.
ورود به میدان، برای شجاعان است، نه دنبالکنندگانِ سودِ سریع
سرمایهگذاری در تولید، برای کسانی نیست که به دنبال “پولِ دمدستی” هستند. این مسیر برای کسانی است که میخواهند امپراتوری بسازند. مسیری که در آن، هر گام با خوندل و هر سود با چاشنیِ ریسک است. اما به یاد داشته باشید: در دنیای آینده، کسانی بر تخت خواهند نشست که نه فقط با پول، بلکه با دانش و تولید توانستهاند در دلِ طوفان، خانهای برای خود بسازند.
آیا شما آن شجاعتِ “خودکشیِ باشکوه” را دارید؟