جهان اقتصاد بررسی میکند؛
سقوط رویاها، ظهور واقعیت
راضیه احمدوند ـ روزنامه نگار
آیا جهان در حال ورود به یک عصر تاریک اقتصادی است؟ دهههاست که نظام سرمایهداری جهانی بر پایه تجارت آزاد و زنجیرههای تأمین درهمتنیده استوار بود، اما پس از فروکش کردن گرد و غبار میدانهای نبرد اخیر، آنچه از ویرانهها نمایان شده، نه بازسازی، بلکه یک پارادایم جدید از انزواطلبی و بی اعتمادی است.
اقتصاد جهانی در دوران پس از جنگ، اکنون با سه گانه خطرناکِ بدهی، تورم و گسست مواجه شده است. دوران ثباتِ پس از جنگ جهانی دوم که بر پایه جهانیشدن بنا شده بود، به پایان خود رسیده است. امروز، قدرتهای بزرگ به جای امضای توافقنامههای تجاری، در حال ساختن دیوارهای تعرفهای و محدود کردن دسترسیهای استراتژیک هستند. در این میان، مفهوم امنیت انرژی و امنیت غذایی جایگزینِ بهرهوری و کاهش هزینهها شده است. کشورها ترجیح میدهند کالای گرانتری تولید کنند، اما در داخل مرزهای خودشان؛ این یعنی مرگِ تجارتِ ارزان و تولدِ دوباره تورمِ ساختاری.
آیا ما شاهد مرگ نظمِ جهانیِ پس از ۱۹۴۵ هستیم؟ در حالی که سیاستمداران از «بازسازی» سخن میگویند، آنچه در زیر پوستِ اقتصاد جهانی در جریان است، فروریختنِ ستونهایی است که دههها صلحِ شکننده و تجارتِ بیوقفه را ممکن ساخته بود.
پایانِ عصرِجهانیشدنِ بیهزینه
دههها بود که اقتصاد جهانی بر فرضِ «تجارتِ بهینه» بنا شده بود؛ یعنی هر کالا در جایی تولید میشد که ارزانتر بود. اما دورانِ پس از جنگهای اخیر، این منطق را به زبالهدان تاریخ فرستاده است. امروز، «امنیت» جایگزین «بهرهوری» شده است. دولتها دیگر به دنبال ارزانترین مسیر زنجیره تأمین نیستند، بلکه به دنبال کوتاهترین و امنترین مسیرند.
تلهی بدهی؛ میراثِ سنگینِ دوران تنش
جنگها نه تنها در میدان نبرد، بلکه در خزانه دولتها نیز ویرانی به بار میآورند. در دورانی که برای مهار تورم، بانکهای مرکزی ناچار به حفظ نرخ بهره در سطوح بالا هستند، بار بدهیهای عمومیِ انباشته شده در دوران کرونا و پس از آن، به یک بمب ساعتی تبدیل شده است. بسیاری از دولتها اکنون بخش عظیمی از درآمدهای مالیاتی خود را تنها صرف پرداختِ سودِ بدهیهایشان میکنند. این یعنی فضای حیاتی برای سرمایهگذاری در آموزش، زیرساخت و تکنولوژیهای سبز به شدت محدود شده است. ما با نسلی از دولتها مواجهیم که نه برای توسعه، بلکه برای «خدمتِ بدهی» مدیریت میکنند؛ وضعیتی که انجمادِ رشد اقتصادی را در بلندمدت تضمین میکند.
ظهور بلوکهای موازی و فرسایشِ دلار
بزرگترین تحولِ پساجنگ، نه در نرخهای رشد، بلکه در معماریِ مالی جهان رخ میدهد. سلاحانگاریِ سیستمهای پرداخت جهانی و تحریمهای گسترده، کشورهای نوظهور و بلوکهای قدرتمندِ منطقهای (مانند بریکس) را به تکاپو انداخته تا سیستمهای پرداختِ موازی ایجاد کنند. سلطهی دلار که زمانی ضامن ثبات جهانی بود، اکنون به نقطه اصطکاک تبدیل شده است. این تفرقه در سیستم مالی، به معنای پرهزینهتر شدن تجارت، پیچیدهتر شدن مبادلات و کاهش اعتمادِ متقابل است. اقتصاد جهانی اکنون به جای یک شبکه یکپارچه، در حال تبدیل شدن به مجمعالجزایری از بلوکهای اقتصادی است که هرکدام قوانین بازی خود را دارند.
پارادوکسِ تکنولوژی و شکافِ طبقاتی
در حالی که هوش مصنوعی و تحول دیجیتال نویدبخش افزایش بهرهوری هستند، در این فضای رکودی، بیشتر به ابزاری برای انباشت سرمایه در دستِ معدود شرکتهای بزرگ تبدیل شدهاند. بازار کار در حال دوقطبی شدن است: مشاغلِ با مهارت بالا در حال رشد و مشاغلِ سنتیِ صنعتی در حال نابودی. این جابهجاییِ سریع، نه تنها امنیت شغلی را از بین برده، بلکه خشمِ طبقاتی و پوپولیسم سیاسی را دامن زده است. اقتصادِ پساجنگ، بازاری است که در آن «نااطمینانی» به تنها متغیرِ ثابت تبدیل شده است.
چشمانداز: از رشد تا تابآوری
آیا امیدی به بازگشت به دورانِ طلاییِ رشدِ همگانی وجود دارد؟ واقعیتهای اقتصادی نشان میدهند که جهان در حال ورود به یک دوره «رکودِ طولانی همراه با نوسانات شدید است. ما دیگر در دنیایی زندگی نمیکنیم که هدف، «رشدِ حداکثری» باشد؛ هدفِ جدید، «تابآوریِ حداکثری» است. کشورهایی که بتوانند منابع انرژی خود را مدیریت کنند، زنجیرههای تأمینِ خود را امن کنند و از وابستگیِ مالی به مرکزهای متلاطم جهانی بکاهند، تنها بازیگرانی خواهند بود که از این گذارِ سخت جان سالم به در میبرند.
در نهایت، عصر پس از جنگ به ما میآموزد که ثباتِ اقتصادی بدون ثباتِ سیاسی یک توهم است. ما در حال بازگشت به تاریخی هستیم که در آن جغرافیا، دوباره بر اقتصاد مسلط شده است. برای فعالان اقتصادی و سرمایهگذاران، این یعنی عصرِ «پیشبینیهای دقیق» به پایان رسیده و عصرِ «سناریوهایِ احتمالی» آغاز شده است. جهانِ فردا، نه لزوماً جهانی بهتر، بلکه جهانی متفاوت است که در آن، هر رشدِ اقتصادی، بیش از آنکه حاصلِ نوآوری باشد، محصولِ هوشمندی در مدیریتِ ریسکهای سیستماتیک است.