واکاوی «جهان اقتصاد» از بشکههای صد دلاری نفت
پایان ذخایر اضطراری، آغاز اضطراب جهانی
گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار
نفت برنت بار دیگر مرزهای سه رقمی را فتح کرد؛ اما این بار بحران در سمت عرضه نیست، بلکه در فروپاشی ابزارهای مهار بازار و انسداد همزمان سه گلوگاه حیاتی جهان ریشه دارد.
بازار جهانی نفت بار دیگر در آستانه یک شوک بزرگ قیمتی قرار گرفته است؛ شوکی که این بار برخلاف بحرانهای گذشته، تنها ناشی از تشدید درگیریهای ژئوپلیتیکی نیست، بلکه از کاهش ظرفیت بازار برای مهار بحران نیز سرچشمه میگیرد. صعود بیوقفه نفت برنت طی یک ماه گذشته و رشد حدود ۳۵ درصدی آن که قیمت را به بالای ۱۰۰.۷ دلار در هر بشکه رسانده، نشانهای واضح از تغییر بنیادین در متغیرهای حاکم بر بازار انرژی است. ورود بازار به وضعیت «بکواردیشن» (Backwardation) یعنی جایی که نفت تحویل فوری گرانتر از قراردادهای آتی معامله میشود، زنگ خطر کمبود فیزیکی و واقعی کالا در بازارهای جهانی را به صدا در آورده است. اما چه شد که ابزارهای سنتی کنترل قیمت کارایی خود را از دست دادند؟
در سالهای اخیر، اقتصادهای بزرگ مصرفکننده بهویژه ایالات متحده، برای کنترل نوسانات شدید بازار و جلوگیری از تبعات تورمی افزایش قیمت سوخت، از دو ابزار کلیدی بهره میبردند: آزادسازی بیسابقه ذخایر راهبردی نفت و نادیده گرفتن موقت یا کاهش شدت اجرای برخی تحریمهای نفتی برای حفظ جریان عرضه.
اکنون این ابزارها عملاً کارایی خود را از دست دادهاند و بازار با واقعیت محدودیت عرضه روبهرو شده است؛ موضوعی که موجب شده تولیدکنندگانی که در مناطق امن و دارای زیرساخت صادراتی قرار دارند، بیشترین منفعت را از شرایط جدید ببرند. ذخایر راهبردی نفت آمریکا اکنون به حدود ۳۱۱ میلیون بشکه رسیده که پایینترین سطح از سال ۱۹۸۳ محسوب میشود. در نظر بگیرید این ذخایر در سال ۲۰۲۱ بیش از ۶۱۲ میلیون بشکه بود و در اوج خود به حدود ۷۲۷ میلیون بشکه میرسید. دولت آمریکا اکنون بیش از آنکه به دنبال آزادسازی ذخایر باشد، ناچار است برای بازسازی این ذخایر اقدام به خرید نفت کند؛ تغییر نقشی از یک عرضهکننده نجاتبخش به یک تقاضاکننده جدید.
از سوی دیگر، سیاست مدارای تحریمی با هدف ثبات بازار نیز به خط پایان رسیده است. واشنگتن در ماههای گذشته با صدور مجوزهای موقت، امکان ادامه صادرات بخشی از نفت روسیه را فراهم کرده بود تا بازار جهانی با کمبود عرضه مواجه نشود. اما این معافیتها اکنون پایان یافته و اتحادیه اروپا نیز اجرای سختگیرانهتر سقف قیمت نفت روسیه را در دستور کار قرار داده است. همزمان حملات به زیرساختهای پالایش و صادرات روسیه نیز ظرفیت صادراتی این کشور را تحت فشار قرار داده و امکان استفاده از نفت روسیه برای کنترل بازار را کاهش داده است.
بخش بزرگی از جهش اخیر قیمتها به ناامنی و افت شدید تردد در نقاط کلیدی حملونقل دریایی بازمیگردد. برخلاف بحرانهای گذشته، این بار تنها یک نقطه جغرافیایی درگیر نیست؛ سه شاهراه اصلی انتقال نفت جهان شامل تنگه هرمز، بابالمندب و مسیرهای دریای سیاه به طور همزمان در معرض تهدید قرار گرفتهاند؛ مسیرهایی که مجموعاً نزدیک به نیمی از نفت دریابرد جهان از آنها عبور میکند.
تنگه هرمز؛ عبور از مرز هشدار: آمارها نشان میدهند که در اواخر ژوئیه، عبور نفتکشها از تنگه هرمز به کمسابقهترین وضعیت تردد خود رسیده است. عبور تأییدشده تنها ۳۰ کشتی در بازه دو روزه، در مقایسه با تردد روزانه ۱۲۵ تا ۱۴۰ شناور در شرایط عادی، گویای عمق اختلال در این گذرگاه است که به تنهایی بیش از ۲۰ درصد تجارت جهانی نفت را پوشش میدهد.
بابالمندب؛ بنبست دیپلماتیک و محاصره دریایی: با بنبست در مذاکرات دیپلماتیک و اجرای محاصره دریایی در این مسیر، صادرات نفت خاورمیانه بهویژه محمولههای پایانه «ینبع» عربستان با تهدید جدی روبهرو شده است.
دریای سیاه؛ تنش در سایه: حملات متقابل به زیرساختهای بندری و صادراتی در دریای سیاه، جریان امن انتقال نفت از این پهنه آبی را نیز بیش از پیش با ریسک مواجه کرده است.
شاید بپرسید چرا کشورهای تولیدکننده بزرگ برای متعادل کردن بازار وارد عمل نمیشوند؟ پاسخ ساده است: ظرفیت مازاد تولید نفت در جهان به شدت آب رفته است.
ظرفیت مازاد تولید اوپک که در سال ۲۰۲۰ حدود ۶.۵ میلیون بشکه در روز بود، تا سال ۲۰۲۶ به حدود ۲.۴ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است. این به معنای عدم توانایی این سازمان برای جبران سریع کمبودهای ناشی از اختلالات ژئوپلیتیک است. علاوه بر این، خروج رسمی امارات متحده عربی (به عنوان یکی از دارندگان ظرفیت مازاد واقعی) از اوپک و اوپکپلاس از ابتدای مه ۲۰۲۶، ساختار هماهنگی عرضه را دچار تزلزل کرده است.
در سمت مقابل، ایالات متحده نیز که تاکنون نقش عرضهکننده نوسانی و انعطافپذیر بازار را ایفا میکرد، به سقف توان صادراتی خود رسیده است. صادرات نفت خام و فرآوردههای نفتی آمریکا پیش از این به رکورد نزدیک ۱۴ میلیون بشکه در روز رسید؛ رقمی که تقریباً معادل حداکثر ظرفیت خطوط لوله، پایانههای صادراتی و ناوگان حملونقل این کشور ارزیابی میشود. بنابراین، حتی با وجود پتانسیل تولید بیشتر در میادین شیل، گلوگاههای لجستیکی اجازه صادرات بیشتر را به این کشور نمیدهند.
پس از آتشبس ماه ژوئن و کاهش موقت تنشها، قیمت نفت برنت تا حدود ۷۶.۵ دلار کاهش یافته بود و بازار تصور میکرد روند عادی صادرات از خلیج فارس ادامه خواهد یافت. اما ازسرگیری حملات و افزایش دوباره ریسکهای ژئوپلیتیکی موجب شد ظرف کمتر از شش هفته، نفت برنت حدود ۲۴ دلار افزایش قیمت را تجربه کرده و دوباره به محدوده ۱۰۰ دلار بازگردد. این نوسان شدید نشان میدهد که چقدر پایههای بازار شکننده است.
در این میان، تنها عاملی که مانع از انفجار بیشتر قیمتها شده، وضعیت اقتصادی چین است. کاهش واردات نفت چین تا حدی از شدت فشار بر بازار جهانی کاسته است؛ افت تقاضای بزرگترین واردکننده نفت جهان باعث شده بخشی از کاهش عرضه جبران شود. با این حال، در شرایطی که ابزارهای سنتی کنترل بازار تضعیف شده و مسیرهای اصلی انتقال نفت همزمان با بحران مواجه هستند، هرگونه تشدید تنش یا شکست تلاشهای دیپلماتیک میتواند زمینهساز جهش دوباره و حتی تثبیت طولانیمدت قیمت نفت در کانالهای بالاتر از ۱۰۰ دلار باشد. بازار نفت دیگر سوپاپ اطمینانی ندارد و کوچکترین جرقهای میتواند آتش قیمتها را شعلهورتر کند.