قیمت تضمینی پایین، انگیزه کشاورز را میسوزاند
مریم زارعپور(یگانه) روزنامهنگار
در روزهایی که بازار نهادههای دامی با جهشهای قیمتی پیدرپی مواجه است سخنان اخیر رئیس بنیاد گندمکاران ایران، هاشمی، بار دیگر توجه افکار عمومی و کارشناسان حوزه کشاورزی و امنیت غذایی را به یکی از حساسترین موضوعات اقتصادی کشور جلب کرده است: قیمت تضمینی گندم. او هشدار داده است که اگر قیمت گندم اصلاح نشود، محصولی که باید در سفره مردم جای گیرد به خوراک دام تبدیل خواهد شد این هشدار نه یک اغراق رسانهای بلکه بازتاب واقعیتی است که در اعداد و ارقام بازار نهادهها به وضوح دیده میشود وقتی جو به ۴۴ هزار تومان، ذرت به ۵۷ هزار تومان و سویا به ۷۰ هزار تومان رسیده، فروش گندم با نرخ تضمینی ۲۹ هزار تومان برای کشاورز هیچ توجیه اقتصادی ندارد در چنین شرایطی کشاورز عقلانی عمل میکند او یا محصول خود را به دامداریها میفروشد که حاضرند به دلیل نیاز شدید به خوراک، قیمت بالاتری بپردازند یا آن را نگه میدارد تا در زمان مناسب عرضه کند. این تصمیم فردی اما در سطح ملی تبعاتی دارد که میتواند امنیت غذایی کشور را با خطر جدی مواجه کند.
امنیت غذایی مفهومی استراتژیک است که سازمانهای بینالمللی مانند فائو بارها بر اهمیت آن تأکید کردهاند در کشوری مانند ایران که گندم نه تنها یک محصول کشاورزی بلکه یک کالای استراتژیک و بخشی از فرهنگ غذایی محسوب میشود، هرگونه اختلال در چرخه تولید و عرضه آن میتواند پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گستردهای داشته باشد. ذخایر استراتژیک گندم که توسط دولت و شرکت بازرگانی دولتی ایران مدیریت میشود، نقش حیاتی در تضمین پایداری نان مردم دارد اگر این ذخایر کاهش یابد، دولت ناچار خواهد شد به واردات گسترده روی آورد؛ وارداتی که هم هزینههای ارزی سنگینی دارد و هم کشور را در برابر تحولات سیاسی و اقتصادی جهانی آسیبپذیر میکند.
اختلاف قیمت میان گندم و سایر نهادههای دامی غیرمنطقی است. وقتی کشاورز میبیند که محصولی مانند جو یا ذرت با قیمتهای چند برابر گندم معامله میشود، طبیعی است که انگیزهای برای تحویل گندم به دولت با نرخ تضمینی ندارد این همان نقطهای است که سیاستگذاری باید وارد عمل شود. وزارت جهاد کشاورزی و شورای اقتصاد وظیفه دارند نرخ تضمینی را به گونهای تعیین کنند که هم کشاورز انگیزه تولید داشته باشد و هم دولت بتواند ذخایر استراتژیک خود را تکمیل کند در غیر این صورت، چرخه تولید گندم دچار اختلال میشود و کشاورزان به سمت کشت محصولات دیگر یا فروش غیررسمی گندم حرکت میکنند.
باید توجه داشت که نان به عنوان اصلیترین ماده غذایی در سفره ایرانیان جایگاهی ویژه دارد. هرگونه افزایش قیمت یا کمبود در عرضه آن میتواند به نارضایتی عمومی منجر شود. تجربه سالهای گذشته نشان داده که کوچکترین تغییر در قیمت نان بازتابی گسترده در جامعه دارد بنابراین هشدار رئیس بنیاد گندمکاران را باید جدی گرفت، زیرا اگر گندم به جای آرد و نان به خوراک دام تبدیل شود، فشار بر مصرفکننده نهایی یعنی مردم افزایش خواهد یافت.
در این میان نقش سازمانهای مرتبط مانند بنیاد گندمکاران، اتحادیههای کشاورزی و حتی اتاق بازرگانی ایران در انتقال دغدغههای تولیدکنندگان به دولت بسیار مهم است این نهادها باید با ارائه گزارشهای کارشناسی و تحلیلهای دقیق، سیاستگذاران را متوجه پیامدهای تصمیمات خود کنند. مشکل اصلی نه در توان تولید کشاورزان بلکه در نظام قیمتگذاری و سیاستهای حمایتی است. کشاورز ایرانی توانایی تولید گندم با کیفیت و در حجم بالا را دارد اما وقتی محصولش را با قیمتی کمتر از نهادههای دامی باید بفروشد، انگیزهای برای ادامه این مسیر ندارد.
باید به این نکته اشاره کرد که گندم برخلاف جو یا ذرت، محصولی استراتژیک با چرخه تولید و مصرف متفاوت. اگر گندم به سمت دامداریها برود، نه تنها ذخایر انسانی کاهش مییابد بلکه تعادل بازار نهادههای دامی نیز برهم میخورد. دامدار ممکن است در کوتاهمدت از خرید گندم به عنوان خوراک سود ببرد اما در بلندمدت این روند به افزایش هزینههای تولید گوشت و لبنیات منجر خواهد شد، زیرا عرضه گندم در بازار محدود است و قیمت آن به سرعت بالا میرود. در نتیجه، مصرفکننده نهایی هم در حوزه نان و هم در حوزه پروتئین حیوانی تحت فشار قرار میگیرد.
اصلاح قیمت تضمینی گندم یک ضرورت استراتژیک است. دولت باید با در نظر گرفتن نرخ تورم، هزینههای تولید کشاورز، قیمت نهادههای دامی و شرایط بازار جهانی، نرخ تضمینی را به گونهای تعیین کند که هم کشاورز راضی باشد و هم امنیت غذایی کشور حفظ شود این کار نیازمند هماهنگی میان وزارت جهاد کشاورزی، سازمان برنامه و بودجه و شورای اقتصاد است. تجربه کشورهای دیگر نشان میدهد که حمایت از تولیدکننده داخلی بهترین راه برای کاهش وابستگی به واردات و تضمین امنیت غذایی است.
اگر دولت در کوتاهمدت نرخ تضمینی گندم را اصلاح نکند در بلندمدت مجبور خواهد شد با هزینههای بسیار سنگینتر واردات گندم را انجام دهد. این واردات نه تنها منابع ارزی کشور را تحت فشار قرار میدهد بلکه امنیت غذایی را به عوامل خارجی گره میزند در شرایطی که تحولات سیاسی و اقتصادی جهانی میتواند هر لحظه بازار غلات را دچار شوک کند، اتکا به واردات یک ریسک بزرگ است بنابراین بهترین راهکار، حمایت از کشاورز داخلی از طریق اصلاح قیمت تضمینی و ارائه مشوقهای تولید است.
سخنان رئیس بنیاد گندمکاران یک هشدار جدی است که نباید نادیده گرفته شود. این هشدار نه تنها به کشاورزان بلکه به کل جامعه مربوط میشود، زیرا گندم محصولی است که امنیت غذایی و اجتماعی کشور به آن وابسته است اگر امروز تصمیم درست گرفته نشود، فردا ممکن است با بحرانهایی مواجه شویم که مدیریت آن بسیار دشوارتر خواهد بود.