تله بدهی فنی و ضرورت بازآرایی هستانشناختی کُربنکینگ در ایران
سیدرضا راستیالحسینی - کارشناس اقتصادی و دکتری مدیریت مالی
بیش از دو دهه از ورود مفهوم بانکداری متمرکز به ادبیات مالی کشور میگذرد؛ با این حال، نظام بانکی ایران امروز در نقطهای ایستاده است که با وجود پوسته مدرن و پیشرفته در درگاههای پرداخت، موبایلبانک و کارتهای الکترونیکی، در عمق عملیاتی خود با پدیدهای موسوم به «تصلب شرایین دیجیتال» و انباشت شدید بدهی فنی دستبهگریبان است. کُربنکینگ صرفاً یک پلتفرم نرمافزاری اداری نیست، بلکه قلب تپنده و ستونفقرات عملیاتی بانک است؛ جایی که تمام جریانهای نقدینگی، ثبت حسابها، تسهیلات، عقود، ترازنامهها و پایشهای ریسک در آن متمرکز و کنترل میشود.
پرسش بنیادین اینجاست: چرا این ستونفقرات استراتژیک در نظام بانکی ما به بلوغ ساختاری و تابآوری مورد انتظار نرسید و راهکار برونرفت از این انسداد ساختاری چیست؟
کالبدشکافی ناکامی در دستیابی به بلوغ زیرساختی
بررسی چندلایه این پدیده نشان میدهد که ریشههای عدم بلوغ کُربنکینگ بیش از آنکه صرفاً ناشی از محدودیتهای فناورانه یا تحریم باشد، محصول چالشهای حکمرانی، خطاهای انگیزشی و ناهماهنگیهای ساختاری است:
تضاد منافع زمانی و ترجیح راهحلهای وصلهای: عمر مدیریتی کوتاهمدت در شبکه بانکی، انگیزه سرمایهگذاری برای پروژههای تحولگرای بلندمدت را از میان برده است. مدیران ترجیح میدهند بهجای پذیرش ریسک جراحی زیرساختها، لایههای جدیدی از نرمافزار را روی سامانههای فرسوده سوار کنند. این راهکارهای موقت، کوهی از «بدهی فنی» را ایجاد کرده که هزینه نگهداری و خطرات عملیاتی را بهصورت تصاعدی افزایش داده است.
شکاف میان راهبرد کسبوکار و فناوری: در غیاب یک نقشه راه واحد، پروژههای هسته بانکداری معمولاً در چارچوب بستههای نرمافزاری ایزوله باقی مانده و نتوانستهاند به موتور محرک مدلهای نوین کسبوکار مالی، اعتبارسنجی پیشرفته و مدیریت ریسک تبدیل شوند.
ریسکهای بحرانی مهاجرت و مهاجرت داده: جابهجایی اطلاعات حساس میلیونها مشتری و اسناد مالی بدون متدولوژیهای آزمونشده، همواره کابوس بزرگ مدیران بوده و ریسکگریزی مفرط را تقویت کرده است.
تخلیه سرمایه انسانی و فرسایش سپر سایبری: مهاجرت نخبگان حوزه امنیت فناوری اطلاعات و ضعف در بهکارگیری ابزارهای تحلیل رفتار روز صفر، پایداری امنیتی این هستههای قدیمی را در برابر تهدیدات نوین آسیبپذیرتر کرده است.
پیچیدگیهای بومیسازی: عدم انطباق موتورهای پردازش خارجی با ظرافتهای بانکداری بدون ربا و عقود مشارکتی، فرآیند پیادهسازی را به کلافی سردرگم تبدیل کرده است.
تغییر پارادایم: از سامانههای جزیرهای تا «خوشهبندی تخصصی کُربنکینگ»
ادامه وضعیت کنونی—یعنی تلاش هر بانک برای نگهداری یا بازتولید یک کُربنکینگ انفرادی جنرال—نه توجیه اقتصادی دارد و نه از منظر تابآوری ملی و امنیت سایبری قابل دفاع است. معماری نوین ایجاب میکند که کُربنکینگ در شبکه بانکی بر اساس «ماهیت عملیات و مدل کسبوکار» بازآرایی و خوشهبندی شود:
کُربنکینگ یکپارچه بانکداری قرضالحسنه و خرد: بانکهای فعال در حوزه قرضالحسنه و خدمات خرد اجتماعی با مدل عملیاتی سادهتر و بدون پیچیدگیهای سنگین عقود مشارکتی و بازارهای مشتقه سرمایهگذاری فعالیت میکنند. ایجاد یک زیرساخت کُربنکینگ اشتراکی، مقیاسپذیر، سبک و با قابلیتهای پردازش سریع ریزتراکنشها برای کل این خوشه، هزینههای سربار را بهشدت کاهش داده و کارایی عملیاتی را به حداکثر میرساند.
هستههای اختصاصی و ماژولار بانکهای تخصصی، تجاری و جامع
بانکهای توسعهای و تخصصی نیازمند موتورهای پردازش متمرکز بر پروژههای بلندمدت، تضامین دولتی و نظارت تسهیلاتی هستند.
بانکهای تجاری و جامع به معماریهای مدرن میکروسرویسی، قابلیتهای بانکداری شرکتی، مدیریت زنجیره تأمین مالی و اتصال لحظهای به سامانههای پرداخت چندگانه نیاز دارند.
این تفکیک مأموریتی سبب میشود که یا بانکهای دارای مأموریت مشابه از سامانههای هسته مشترک بهرهمند شوند و یا هر بانک با رعایت دقیق این تمایز ساختاری، هسته نرمافزاری استاندارد خود را مستقر سازد.
تکلیف ماده ۴ قانون بانک مرکزی؛ ضرورت تعیین ضربالاجل الزامآور
بر اساس مأموریتها و وظایف تصریحشده در ماده ۴ قانون جدید بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، این نهاد موظف به نظارت مستقیم، پیشگیرانه و ساختارمند بر اشخاص تحت نظارت، ایجاد شفافیت تراکنشی و جلوگیری از تخلفات مالی از طریق کنترل دقیق بسترها و زیرساختهای فنی است. پایش برخط سلامت ترازنامه، جلوگیری از خلق نامتعارف نقدینگی و انسداد بسترهای پولشویی بدون اتصال حاکمیت ریال به هستههای پردازش استاندارد ناممکن است.
از این رو، منفعل ماندن نهاد ناظر در برابر وضعیت فرسوده کُربنکینگ بانکها پذیرفتنی نیست. بانک مرکزی باید گامهای راهبردی زیر را در دستور کار قرار دهد:
تدوین سند استاندارد ملی کُربنکینگ: تعریف الزامات شفاف در حوزههای معماری داده، تابآوری سایبری، آزمون نفوذپذیری، قابلیت اتصال API باز و استانداردهای گزارشگری احتیاطی و نظارتی.
تعیین مهلت قانونی و ضربالاجل مهاجرت: بانک مرکزی باید به هر یک از بانکها—بر حسب نوع فعالیت و قرارگیری در خوشههای تخصصی (انفرادی یا کنسرسیوم مشترک)—یک جدول زمانی شفاف و الزامآور برای مهاجرت از سامانههای ازکارافتاده به نسل جدید هسته بانکداری ابلاغ کند.
اعمال ضمانتهای اجرایی و انضباطی: عدم تمکین بانکها به ارتقای هسته عملیاتی در چارچوب مهلت مقرر باید مستقیماً با محدودیت در توسعه شعب، لغو مجوز ارائه ابزارهای جدید پولی و اعمال مجازاتهای انتظامی همراه شود.
کُربنکینگ در ایران به نقطه تصمیم تاریخی خود رسیده است. نجات نظام بانکی از بنبست پلتفرمهای سنتی دیگر با بخشنامههای توصیهای میسر نیست. گذار به سامانههای نوین یا هستههای مشترک تخصصی، پیشنیاز حیاتی بازگشت انضباط پولی، نظارتپذیری سیستمی و تابآوری اقتصادی کشور است؛ گذاری که نیازمند عزم حاکمیتی و تعیین ضربالاجلی بدون بازگشت از سوی بانک مرکزی است.