گرجستان؛ حلقه‌ای کوچک در مسیری بزرگ

سیده فاطمه مقیمی ـ رئیس اتاق مشترک بازرگانی ایران و گرجستان

شناسه خبر: 189517
گرجستان؛ حلقه‌ای کوچک در مسیری بزرگ

رشد تجارت ایران و گرجستان در نیمه نخست سال ۲۰۲۶، آن هم در شرایطی که منطقه با نااطمینانی‌های سیاسی و اقتصادی روبه‌رو بوده، نشان می‌دهد ظرفیت روابط اقتصادی دو کشور فراتر از اندازه بازار مصرف گرجستان است. افزایش حدود ۶۵ تا ۶۶ درصدی مبادلات در این دوره را باید نشانه‌ای از وجود مسیرهای فعال تجاری دانست؛ هرچند بخش قابل توجهی از این رشد به صادرات مجدد خودرو از گرجستان به ایران مربوط بوده و برای ارزیابی چشم‌انداز بلندمدت روابط، باید ترکیب تجارت را نیز مورد توجه قرار داد.

گرجستان با جمعیتی محدود، طبیعتاً نمی‌تواند در ردیف بازارهای بزرگ مصرفی برای کالاهای ایرانی قرار گیرد. اهمیت این کشور بیش از هر چیز به موقعیت جغرافیایی و ظرفیت‌های ترانزیتی آن بازمی‌گردد. دسترسی به دریای سیاه و امکان برقراری ارتباط با بازارهای دیگر، این فرصت را ایجاد کرده است که نگاه به گرجستان از یک مقصد نهایی صادراتی به حلقه‌ای در زنجیره تجارت منطقه‌ای و صادرات مجدد تغییر کند.

در این مسیر، ایران از ظرفیت متنوعی برای توسعه صادرات برخوردار است. مصالح ساختمانی، محصولات فولادی و پلاستیکی، سیمان، سنگ، مواد غذایی، محصولات کشاورزی، خشکبار، لبنیات و کالاهای فرآوری‌شده می‌توانند سهم بیشتری از تجارت دو کشور داشته باشند. با این حال، افزایش صرف حجم صادرات نمی‌تواند هدف نهایی باشد. آنچه اهمیت بیشتری دارد، حرکت تدریجی از صادرات مواد خام به سمت محصولاتی با ارزش افزوده بالاتر است. هر اندازه سهم کالاهای فرآوری‌شده و محصولات نهایی در سبد صادرات افزایش یابد، منافع حاصل از تجارت نیز برای تولید و اشتغال داخلی بیشتر خواهد شد.

در کنار این فرصت‌ها، یک مانع اساسی همچنان مقابل فعالان اقتصادی قرار دارد: انتقال پول. تجارت پایدار بدون برخورداری از مسیرهای مطمئن و قابل پیش‌بینی برای نقل‌وانتقال منابع مالی دشوار است. تحریم‌ها، حساسیت‌های بانکی و مقررات مرتبط با جابه‌جایی پول، هزینه و ریسک تجارت را افزایش داده‌اند. بخش خصوصی می‌تواند بازار پیدا کند، شریک تجاری انتخاب کند و ظرفیت‌های صادراتی را توسعه دهد، اما حل تمام مشکلات بانکی و پولی در محدوده اختیارات آن نیست.

به همین دلیل، بخش مهمی از مسئولیت در این حوزه متوجه رایزنی‌های اقتصادی و ایجاد سازوکارهای تسهیل‌کننده است. اگر مسیر نقل‌وانتقال پول هموار نشود، حتی وجود تقاضا برای کالا و توان صادراتی نیز نمی‌تواند به توسعه پایدار تجارت منجر شود.

در عین حال باید پذیرفت که توان بخش خصوصی برای سازگاری با محدودیت‌های اقتصادی نامحدود نیست. افزایش فشارها و ریسک‌های خارجی در نهایت هزینه فعالیت رسمی را بالا می‌برد و امکان توسعه تجارت را کاهش می‌دهد. انتظار عبور فعالان اقتصادی از این موانع بدون ایجاد زیرساخت‌های لازم، نمی‌تواند راهبردی پایدار باشد.

آینده تجارت ایران و گرجستان در گرو استفاده هم‌زمان از چند ظرفیت است؛ توسعه صادرات محصولات با ارزش افزوده، بهره‌گیری هدفمند از موقعیت ترانزیتی و دریای سیاه، ایجاد همکاری‌های تخصصی میان فعالان اقتصادی و مهم‌تر از همه، یافتن راهکارهایی عملی برای تسهیل انتقال پول. در صورت تحقق این الزامات، گرجستان می‌تواند از یک بازار کوچک همسایه منطقه‌ای، به بخشی مؤثر از مسیر دسترسی کالاهای ایرانی به بازارهای گسترده‌تر تبدیل شود.

 

ارسال نظر