معدن زیر فشار همزمان هزینه، بازار و صادرات
سجاد غرقی ـ نایبرئیس کمیسیون معدن اتاق ایران
بخش معدن امروز با یک چالش منفرد روبهرو نیست؛ مجموعهای از فشارهای همزمان در حوزه تأمین نهادههای تولید، افزایش هزینههای عملیاتی و کاهش تقاضا، فضای فعالیت را برای بنگاههای معدنی دشوار کرده است. تداوم این شرایط میتواند علاوه بر کاهش ظرفیت تولید، قدرت رقابت محصولات معدنی ایران در بازارهای داخلی و صادراتی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
بازار، مهمترین محرک هر فعالیت اقتصادی است و بخش معدن نیز از این قاعده مستثنا نیست. در شرایط فعلی، این بخش هم در بازار داخلی و هم در بازارهای صادراتی با کاهش تقاضا مواجه شده است. در داخل، کاهش قدرت خرید و فشارهای تورمی بر صنایع پاییندستی موجب شده تقاضا برای محصولات معدنی تحت تأثیر قرار گیرد. در بازارهای خارجی نیز محدودیتهای ایجادشده در حملونقل دریایی، صادرات را دشوارتر و پرهزینهتر کرده است.
افزایش هزینه بیمه در حملونقل دریایی نیز فشار دیگری بر صادرات محصولات معدنی وارد میکند. هر اندازه هزینه انتقال کالا به بازار هدف افزایش پیدا کند، قدرت رقابت صادرکننده ایرانی نیز کاهش مییابد؛ موضوعی که در شرایط محدودیت بازارهای صادراتی میتواند اهمیت بیشتری پیدا کند.
البته برای کاهش آثار این محدودیتها، استفاده از مسیرهای جایگزین افزایش یافته است. برخی مسیرهایی که پیشتر با حدود ۱۰ درصد ظرفیت فعالیت میکردند، اکنون به ۶۰ تا ۷۰ درصد ظرفیت رسیدهاند. با این حال، با توجه به اینکه بیش از ۸۰ درصد تجارت بینالمللی از مسیر دریا انجام میشود، نمیتوان انتظار داشت مسیرهای جایگزین بهطور کامل خلأ ایجادشده در حملونقل دریایی را جبران کنند.
در کنار بازار، رشد قابل توجه هزینههای تولید به یکی دیگر از نگرانیهای جدی فعالان معدنی تبدیل شده است. نمونه قابل توجه آن، افزایش حدود ۷۰۰ درصدی قیمت مواد ناری نسبت به سال گذشته است. چنین جهشی مستقیماً هزینه عملیات معدنی را افزایش میدهد و در شرایط کاهش تقاضا، فشار مضاعفی بر بنگاهها وارد میکند.
موضوع سوخت نیز باید از منظر امکان برنامهریزی برای تولید مورد توجه قرار گیرد. اصل واقعیسازی نرخ گازوئیل محل بحث نیست؛ مسئله مهم برای فعال اقتصادی، پیشبینیپذیر بودن قیمت و دسترسی مستمر و مطمئن به سوخت است. معدن برای برنامهریزی تولید و عملیات خود نیازمند تصویری روشن از هزینهها و دسترسی پایدار به نهادههای ضروری است.
در این میان، تأمین نهادههای تولید همچنان یکی از اساسیترین مشکلات معادن به شمار میرود. این مسئله محدود به معادن کوچک یا بزرگ نیست و بخشهای مختلف این حوزه را درگیر کرده است. دشواری دسترسی به مواد و نهادههای مورد نیاز از قبل نیز وجود داشت و در شرایط فعلی، با توجه به آسیبهایی که واحدهای تولیدی در دوره جنگ متحمل شدهاند، اهمیت آن دوچندان شده است.
آنچه امروز بخش معدن به آن نیاز دارد، سیاستگذاری هماهنگ برای هر سه ضلع «بازار، هزینه و تأمین» است. حمایت از مسیرهای صادراتی، ایجاد ثبات و پیشبینیپذیری در هزینه نهادهها و تسهیل دسترسی معادن به مواد مورد نیاز میتواند بخشی از فشار موجود را کاهش دهد. بدون توجه همزمان به این سه مؤلفه، حفظ تولید و قدرت رقابت بخش معدن دشوارتر خواهد شد.