ارتباطات آیینی؛ ظرفیتی راهبردی برای نهادینهسازی فرهنگ بیمه
پدرام صادق زاده - کارشناس روابط عمومی
تحولات شتابان فناوریهای ارتباطی و گسترش روزافزون اینترنت، همراه با فراگیر شدن رسانههای نوین و شبکههای اجتماعی، فصل تازهای را در تاریخ ارتباطات و اطلاعرسانی گشوده است. این دگرگونیها تنها به توسعه ابزارهای انتقال پیام محدود نشده، بلکه ساختار رسانهها، شیوه تعامل با مخاطبان و الگوهای مدیریت ارتباطات را نیز متحول کردهاند. به همین دلیل، بسیاری از مفاهیم و رویکردهای ارتباطی در سالهای اخیر با تعاریف و کارکردهای جدیدی روبهرو شدهاند و سازمانها ناگزیرند متناسب با این تحولات، راهبردهای ارتباطی خود را بازنگری کنند.
با این حال، یکی از نکات مورد تأکید اندیشمندان علوم ارتباطات آن است که ظهور هر فناوری تازه الزاماً به حذف یا از میان رفتن ابزارهای پیشین منجر نمیشود. تجربه تاریخی نشان داده است که رسانههای نوین، اگرچه نقشها و کارکردهای متفاوتی بر عهده میگیرند، اما جایگزین کامل رسانههای سنتی نمیشوند. هنوز کتاب به عنوان ماندگارترین رسانه مکتوب جایگاه خود را حفظ کرده، روزنامهها با وجود کاهش تیراژ همچنان مخاطبان وفادار دارند، رادیو و تلویزیون در بسیاری از عرصهها اثرگذاری خود را از دست ندادهاند و در کنار آنها شبکههای اجتماعی و پیامرسانهای اینترنتی نیز با شیوههای نوین، مخاطبان گستردهای را جذب کردهاند.
از سوی دیگر، پیوند عمیق ارتباطات با حوزههایی مانند جامعهشناسی، فرهنگ، سیاست، اقتصاد و روانشناسی، موجب شده است که مطالعات ارتباطی نیز ماهیتی میانرشتهای پیدا کند. در نتیجه، هر روز نظریهها، مفاهیم و رویکردهای تازهای وارد این عرصه میشوند و افقهای جدیدی را پیش روی پژوهشگران قرار میدهند. این روند سبب شده است که ارتباطات دیگر صرفاً به انتقال اطلاعات محدود نباشد، بلکه به عنوان عاملی اثرگذار در شکلدهی به فرهنگ، هویت، سبک زندگی و رفتار اجتماعی مورد توجه قرار گیرد.
یکی از مفاهیمی که طی سالهای اخیر بیش از گذشته مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته، «ارتباطات آیینی» است. این رویکرد، برخلاف الگوهای سنتی که ارتباط را صرفاً انتقال پیام از فرستنده به گیرنده میدانستند، بر جنبههای فرهنگی، نمادین و اجتماعی ارتباط تأکید میکند. ارتباطات آیینی نه تنها یکی از شاخههای مطالعات ارتباطی است، بلکه دریچهای تازه برای فهم نقش ارتباطات در حفظ انسجام اجتماعی و انتقال ارزشهای مشترک به شمار میرود.
ارتباط پیش از آنکه وسیلهای برای جابهجایی اطلاعات باشد، ابزاری برای حفظ پیوندهای اجتماعی و استمرار حیات فرهنگی جامعه است. پیامها در این رویکرد تنها به دنبال اطلاعرسانی نیستند، بلکه با تکرار در زمان و گاه در مکان مشخص، به بخشی از حافظه جمعی جامعه تبدیل میشوند.
با چنین رویکردی، این پرسش مطرح میشود که آیا صنعت بیمه ایران تاکنون از ظرفیتهای ارتباطات آیینی برای تحقق اهداف ارتباطی و فرهنگی خود بهره برده است؟ به بیان دیگر، آیا در نزدیک به یک قرن فعالیت صنعت بیمه در کشور، رویدادهایی وجود داشتهاند که با تکرار منظم، استمرار زمانی و برخورداری از پیام مشترک، بتوان آنها را در زمره مصادیق ارتباطات آیینی قرار داد و از این رهگذر به توسعه فرهنگ بیمه یاری رساند؟
شاید در زمان نامگذاری «روز بیمه» در تقویم رسمی کشور، هدف اصلی طراحان آن، بهرهگیری از نظریه ارتباطات آیینی نبوده باشد، اما واقعیت این است که گذشت زمان، این مناسبت را به یکی از مهمترین بسترهای ارتباطی صنعت بیمه تبدیل کرده است. از سیزدهم آذرماه سال ۱۳۶۷ تاکنون، این روز هر سال فرصتی برای بازخوانی جایگاه بیمه، گفتوگو با افکار عمومی، تبیین سیاستهای کلان، معرفی دستاوردها و جلب توجه مدیران و تصمیمگیران کشور به اهمیت صنعت بیمه فراهم آورده است.
در ادامه همین مسیر، برگزاری همایش «بیمه و توسعه» نیز نمونهای روشن از کارکرد ارتباطات آیینی در صنعت بیمه است. این رویداد که از دهه هفتاد به صورت منظم برگزار شده، تنها یک نشست علمی یا تخصصی نیست؛ بلکه مجالی برای هماندیشی، تبادل تجربه، معرفی سیاستهای جدید، ارائه دستاوردهای پژوهشی و ایجاد همگرایی میان مدیران، پژوهشگران، فعالان بازار بیمه و رسانهها به شمار میآید.
در سالهای بعد، صنعت بیمه با طراحی و اجرای برنامههای دیگری نیز این مسیر را ادامه داد. برگزاری جشنوارههای رسانهای بیمه، انتخاب روابط عمومیهای برتر، معرفی چهرههای ماندگار، تجلیل از آثار علمی، تقدیر از کارکنان برگزیده و نامگذاری «روز زنگ بیمه» در مدارس، همگی نمونههایی از رویدادهای تکرارشوندهای هستند که میتوان آنها را در چارچوب ارتباطات آیینی تحلیل کرد. هر یک از این برنامهها، در کنار اهداف اجرایی خود، فرصتی برای بازتولید پیام بیمه، افزایش آگاهی عمومی و تقویت پیوند میان صنعت بیمه و جامعه فراهم میکنند.
بیتردید ظرفیت ارتباطات آیینی در صنعت بیمه بسیار فراتر از آن چیزی است که تاکنون مورد استفاده قرار گرفته است. این صنعت میتواند با طراحی آیینهای ارتباطی تازه، تعریف مناسبتهای جدید، بهرهگیری از ظرفیت دانشگاهها، مدارس، رسانهها، سازمانهای مردمنهاد و حتی فضای مجازی، دامنه فرهنگسازی بیمه را گسترش دهد.
از این منظر، ارتباطات آیینی را باید یکی از سرمایههای راهبردی صنعت بیمه دانست؛ سرمایهای که با برنامهریزی هوشمندانه و نگاه بلندمدت، قادر است اعتماد عمومی را تقویت کند، فرهنگ بیمه را گسترش دهد و زمینه افزایش ضریب نفوذ بیمه در کشور را فراهم آورد. آینده صنعت بیمه تنها در توسعه محصولات و خدمات خلاصه نمیشود، بلکه به توان آن در ایجاد ارتباطی ماندگار، معنادار و مستمر با جامعه وابسته است؛ ارتباطی که آیین، مهمترین زبان و مؤثرترین ابزار آن خواهد بود.