دلار زیر تیغ قاچاق؛ گره پنهان بازار ارز کجاست؟
بهروز محبی نجمآبادی ـ عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی
بازار ارز در ایران سالهاست که دیگر صرفاً یک بازار اقتصادی نیست؛ بلکه به میدان تلاقی سیاست، امنیت، تجارت و حکمرانی تبدیل شده است. هر نوسان نرخ ارز، تنها نتیجه تغییرات عرضه و تقاضا نیست، بلکه مجموعهای از عوامل داخلی و خارجی در شکلگیری آن نقش دارند. در چنین شرایطی، طرح دوباره موضوع قاچاق سالانه بیش از ۲۰ میلیارد دلار کالا، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که سهم اقتصاد زیرزمینی در بیثباتی ارزی کشور تا چه اندازه است و چرا باوجود سالها تأکید بر مقابله با قاچاق، همچنان این پدیده یکی از چالشهای اصلی اقتصاد ایران باقی مانده است.
قاچاق کالا تنها به معنای ورود یا خروج غیرقانونی کالا نیست؛ بلکه به مفهوم خروج منابع ارزی از چرخه رسمی اقتصاد، برهم خوردن تعادل بازار، کاهش درآمدهای دولت و تضعیف تولید داخلی نیز هست. زمانی که میلیاردها دلار کالا خارج از مسیرهای قانونی مبادله میشود، طبیعی است که تقاضای قابلتوجهی برای ارز نیز خارج از سازوکارهای رسمی شکل بگیرد. این تقاضای پنهان، بازار ارز را تحت فشار قرار میدهد و مدیریت بانک مرکزی را با دشواریهای بیشتری روبهرو میکند.
در کنار این مسئله، ابهام در منشأ بخشی از جریانهای ارزی و تجاری، به نگرانیها دامن میزند. هنگامی که درباره حجم بالای قاچاق ارقام چند ده میلیارد دلاری مطرح میشود، این پرسش نیز به وجود میآید که چنین شبکه گستردهای چگونه شکل گرفته و چه عواملی امکان استمرار آن را فراهم کردهاند. پاسخ به این پرسش، تنها در برخوردهای مقطعی یا تشدید نظارتهای مرزی خلاصه نمیشود، بلکه نیازمند شفافیت در زنجیره تجارت، اصلاح فرآیندهای نظارتی و هماهنگی میان دستگاههای مسئول است.
از سوی دیگر، بازار ارز ایران تنها تحت تأثیر عوامل داخلی قرار ندارد. در سالهای اخیر، نقش بازارهای منطقهای در شکلدهی به انتظارات ارزی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. هرگونه تغییر قیمت در بازارهای همسایه، بهسرعت بر فضای روانی بازار داخل اثر میگذارد و انتظارات فعالان اقتصادی را تغییر میدهد. در چنین فضایی، نبود سیاستهای هماهنگ و تصمیمگیریهای چندگانه، میتواند سرعت انتقال شوکهای بیرونی به اقتصاد داخلی را افزایش دهد.
تجربه کشورهای مختلف نیز نشان میدهد که مدیریت موفق بازار ارز، بیش از آنکه به مداخلات مقطعی وابسته باشد، به وجود سیاستهای پایدار، شفاف و قابل پیشبینی نیاز دارد. فعالان اقتصادی زمانی میتوانند برای آینده برنامهریزی کنند که از ثبات در تصمیمات ارزی اطمینان داشته باشند. تغییر مداوم مقررات، بخشنامههای متعدد و نبود انسجام در سیاستگذاری، زمینه را برای فعالیتهای غیررسمی و افزایش سوداگری فراهم میکند.
در این میان، مقابله با قاچاق نباید صرفاً به برخوردهای انتظامی محدود شود. اصلاح ساختار تجارت خارجی، تسهیل فرآیندهای قانونی واردات و صادرات، کاهش انگیزههای اقتصادی قاچاق و استفاده از سامانههای هوشمند برای رهگیری کالا، از جمله اقداماتی است که میتواند ریشههای این پدیده را تضعیف کند. هرچه اقتصاد شفافتر باشد، امکان شکلگیری جریانهای غیررسمی نیز کاهش خواهد یافت.
در نهایت، ثبات بازار ارز محصول مجموعهای از تصمیمات هماهنگ در حوزههای پولی، مالی، تجاری و نظارتی است. تا زمانی که اقتصاد با جریانهای بزرگ قاچاق، عدم بازگشت کامل ارز، سیاستهای ناهماهنگ و شوکهای بیرونی مواجه باشد، دستیابی به آرامش پایدار در بازار ارز دشوار خواهد بود. عبور از این وضعیت، نیازمند نگاهی فراتر از مدیریت روزمره بازار و حرکت به سمت اصلاحات ساختاری است؛ اصلاحاتی که بتواند هم اعتماد فعالان اقتصادی را تقویت کند و هم زمینه را برای کاهش آسیبپذیری اقتصاد در برابر تکانههای داخلی و خارجی فراهم سازد. برخی نمایندگان مجلس نیز بر این باورند که قاچاق گسترده کالا، ضعف در مدیریت تعهدات ارزی و ناهماهنگی در سیاستگذاری از عوامل اثرگذار بر بیثباتی بازار ارز هستند و خواستار بررسی دقیقتر این مسائل در مجلس شدهاند.