ناترازی انرژی در سایه جنگ؛ جهاد صرفه جویی راهکار عبور از بحران
محسن مولائی نسب ـ مرکز مطالعات انرژی دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران
جنگ، هرچه باشد، ویرانگر است. اما شاید تلخترین زخمهایی که بر پیکره یک اقتصاد وارد میکند، آنهایی باشند که در سکوت خبری رقم میخورند؛ در دل زیرساختهایی که روزی ستونهای تولید و رفاه را بر دوش میکشیدند. صنعت انرژی ایران در جریان جنگ اخیر، چنین زخمهایی را تحمل کرد. اما آنچه این زخمها را از یک فاجعه صرف به یک هشدار تاریخی تبدیل میکند، فرصتی است که در دل این بحران نهفته است: فرصت بازنگری در الگوی مصرفی که سالهاست ایران را به یکی از پرمصرفترین کشورهای جهان تبدیل کرده است.
ضربهای که تولید را نشانه گرفت
برآوردها نشان میدهد که در جریان جنگ اخیر، زیرساختهای نفت و گاز از آسیبها بینصیب نماندند. هرچند جزئیات کامل خسارتها همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد، اما آنچه مشخص است، تداوم ناترازی تولید و مصرف است که پیش از جنگ نیز گریبانگیر کشور بود و اکنون با هدف قرار گرفتن بخش هایی از توان تولیدی کشور بخصوص در صنعت پتروشیمی به مراتب حادتر شده است. علاوه بر این وزارت نیرو و شرکت توانیر همواره بر این نکته تأکید داشتهاند که شبکههای فرسوده انتقال و توزیع برق، نیروگاههای کمبازده و تأمین ناپایدار سوخت، معادلات انرژی کشور را به شدت شکننده ساخته است.
شدت انرژی؛ زخم کهنهای که تازه سر باز کرده است
اما واقعیت تلختر این است که آسیبپذیری ایران در حوزه انرژی، ریشهای عمیقتر از جنگ دارد. شدت مصرف انرژی در ایران به عدد ۰.۲۳۲ رسیده است که تقریباً دو برابر میانگین جهانی این شاخص (۰.۱۱۱) است. این عدد در مقایسه با کشور های توسعه یافته 4 برابر است .به عبارت دیگر، برای تولید یک واحد ارزش افزوده، ایرانیها دو برابر میانگین جهانی و 4 برابر میانگین کشورهای توسعه یافته انرژی مصرف میکنند.
این آمار بهتنهایی میتواند تلخترین واقعیت اقتصاد ایران را روایت کند: کشوری با ذخایر عظیم نفت و گاز، درگیر ناترازی انرژی است، نه به دلیل کمبود منابع، که به دلیل مصرف بیرویه و بیبازده. سرانه مصرف انرژی ایران در سال گذشته ۱۴۳ گیگاژول بوده، در حالی که متوسط مصرف سرانه انرژی جهان ۷۱.۴ گیگاژول است. این یعنی هر ایرانی دو برابر یک شهروند متوسط جهان انرژی مصرف میکند.
و این مصرف افسارگسیخته، هزینهای گزاف بر دوش اقتصاد کشور گذاشته است. ایران سالانه حدود ۱۰۰ میلیارد دلار از درآمد خود را صرف یارانههای انرژی میکند که بیش از دو برابر درآمدهای نفتی آن است. برخی برآوردها این رقم را تا ۱۲۷ میلیارد دلار در سال نیز تخمین زدهاند. یارانهای که بهجای حمایت از معیشت مردم، به دامنهای برای هدررفت و قاچاق سوخت تبدیل شده است. روزانه حدود ۲۳۰ میلیون لیتر سوخت در ایران توزیع میشود که قیمت بنزین (آزاد) آن ۳۰ هزار ریال (2 سنت) در هر لیتر و گازوئیل ۶ هزار ریال (0.003 سنت) در هر لیتر است. این قیمتها آنقدر پایین است که قاچاق سوخت به کشورهای همسایه به یک تجارت پرسود تبدیل شده و سالانه ۵ میلیارد دلار زیان به اقتصاد کشور تحمیل میکند.
جنگ، با تمام ویرانیهایش، این پیام روشن را به گوش مسئولان و مردم رسانده است که ادامه این مسیر در بخش انرژی کشور، ناممکن است. بازگشت بخش انرژی به وضعیت پیش از جنگ، حدود یکونیم تا دو سال زمان میبرد و ناترازی انرژی که پیش از جنگ هم چالشبرانگیز بود، اکنون به مراتب حادتر شده است.این شرایط خاص، میتواند نقطه عطفی در سیاستگذاری انرژی ایران باشد. جنگی که زیرساختهای تولید را هدف گرفت، میتواند بهانهای شود برای تغییر بنیادین در الگوی مصرف. وقتی تولید با محدودیت روبهروست، چارهای جز مدیریت مصرف نیست. و این دقیقاً همان جایی است که «جهاد صرفهجویی» میتواند از یک شعار به یک راهبرد ملی تبدیل شود.
صرفهجویی؛ تنها راهکار عملی
راهحلهای کاهش ناترازی، بر خلاف تصور رایج، نیازی به سرمایهگذاریهای کلان یا فناوریهای پیچیده ندارند. بسیاری از آنها در تغییر رفتار و اصلاح ساختارهای فرسوده خلاصه میشوند.
اولین و مهمترین گام، اصلاح نظام مصرف با مشارکت همه آحاد مردم است. تا زمانی که مردم برای کاهش مصرف تصمیم نگیرند و مشارکت نکنند ، هیچ اتفاق قابل توجهی در این حوزه رخ نخواهد دادعلاوه بر این همزمان با اجرای طرح های تشویقی و تبلیغات مبتنی بر همکاری ملی در بخش کاهش مصرف انرژی ، نظام یارانههای انرژی باید بهگونهای بازطراحی شود که هم از اقشار آسیبپذیر حمایت کند و هم انگیزههای لازم برای کاهش مصرف را ایجاد نماید. تجربه کشورهای موفق نشان داده است که قیمتگذاری پلکانی در کنار طرح های تشویقی و هویت بخشی به اقدامات مردم در این حوزه در زمان های بحران میتواند این تعادل را برقرار کند.
ظرفیت افرادی که در پویش جان فدای ایران ثبت نام کرده اند با برنامه ریزی دقیق میتواند در خدمت کاهش مصرف انواع حامل های انرژی قرار گیرد و بار قابل توجهی را از بخش تولید برداشته و اثر کاملا محسوسی در کاهش شدت انرژی کشور برجای بگذارد. در این راستا ایجاد و گسترش برنامه های آموزشی و شکل دهی سازو کارهای تثبیت کننده تغییر بسیار مهم است.
دومین موضوع در این حوزه توجه به بهرهوری انرژی در ساختمانها است. بخش قابلتوجهی از مصرف تابستانی برق و زمستانی گاز، ناشی از عایقبندی نامناسب و طراحیهای غیراستاندارد است. معماری سنتی ایران نشان داده که بهینهسازی مصرف حتی بدون تجهیزات پیشرفته نیز ممکن است. اجباری کردن استانداردهای عایقبندی و تشویق به ساختوساز سبز، میتواند میلیاردها مترمکعب گاز و ده ها هزار مگاوات برق را صرفه جویی کند.
گام سوم، نوسازی ناوگان حملونقل است. خودروهای داخلی ۲۰ درصد بیشتر از استانداردهای جهانی سوخت مصرف میکنند. سرانه مصرف بنزین در ایران روزانه ۴ لیتر است که از میانگین جهانی ۳ لیتر فراتر میرود. اگر این روند ادامه یابد، پیشبینی میشود که تا سال ۲۰۲۸، کمبود بنزین سالانه ۱۶ میلیارد دلار به کشور زیان وارد کند. جایگزینی خودروهای فرسوده، توسعه حملونقل عمومی و تولید خودروهای با راندمان بالاتر، میتواند این روند را معکوس کند. در این خصوص قوه عاقله و تصمیم ساز و تصمیم گیر کشور باید بین مناع عده ای محدود و یک بحران امنیت ملی در حوزه سوخت و انرژی دست به یک انتخاب سرنوشت ساز بزند..
و درنهایت قدم چهارم، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر است. هدف گذاری برای دستیابی به ۱۰ هزار مگاوات انرژی خورشیدی تا پایان سال، گامی بلند در این مسیر است. نصب ۵/۶ میلیون کنتور هوشمند نیز امکان پایش و کنترل دقیق مصرف را فراهم کرده است. این فناوریها اگرچه سرمایهبر هستند، اما در بلندمدت بهمراتب کمهزینهتر از ادامه روند کنونی خواهند بود.
مردم ایران در طول جنگ، تابآوری مثالزدنی از خود نشان دادند. اکنون نوبت دولت است که با ایجاد بسترهای لازم، این تابآوری را به همکاری ملی برای صرفهجویی تبدیل کند.