«جهان اقتصاد» گزارش می دهد

وقتی شعله‌های سرکش به نبض اقتصاد بدل می‌شوند

گلناز پرتوی مهر - روزنامه نگار

شناسه خبر: 191727
وقتی شعله‌های سرکش به نبض اقتصاد بدل می‌شوند

سال‌هاست که افق دشت‌های تفتیده جنوب با زبانه کشیدن غول‌های آتشین گره خورده است؛ شعله‌هایی سرکش که شب‌های کویر و نخلستان را روشن می‌کردند، اما در پس این درخشش کاذب، میلیون‌ها دلار ثروت ملی و اکسیژن پاک این سرزمین به خاکستر تبدیل می‌شد. فلرها دهه‌ها نماد ناگزیر و غم‌انگیز بهره‌برداری شتاب‌زده از نفت بودند؛ سوپاپ‌های اطمینانی برای جلوگیری از انفجار تأسیسات، اما به بهای خفگی تدریجی محیط‌زیست و هدررفت منابعی که می‌توانستند چرخ صدها کارخانه را بچرخانند. با این حال، در ماه‌های اخیر ورق برگشته است. دیگر به شعله‌ها به چشم تقدیر ابدی صنعت نفت نگاه نمی‌شود؛ خاموشی آرام و هوشمندانه این مشعل‌ها و هدایت گازهای همراه به رگ‌های تشنه صنایع، حکایت از آغاز عصری تازه در بازیابی ثروت‌های بربادرفته دارد. جهش حجم گازهای جمع‌آوری‌شده از ۷ میلیون به بیش از ۱۷ میلیون مترمکعب در روز، فراتر از یک آمار صنعتی صرف، نشانه تغییری بنیادین در تفکر مهندسی و زنجیره ارزش هیدروکربوری کشور است.

گازهای همراه نفت و گازهای مشعل دیگر قرار نیست به سیاهی آسمان پیوند بخورند. بر اساس تازه‌ترین برآوردهای میدانی در مناطق نفت‌خیز جنوب، مناطق مرکزی و حوزه اروندان، حجم بازگشت این گازها به چرخه تولید به بیش از ۱۷ میلیون مترمکعب در روز رسیده است؛ رقمی معادل تولید بیش از نیمی از فازهای متعارف پارس جنوبی که در گذشته نه‌چندان دور دود می‌شد و به هوا می‌رفت. مقایسه این دستاورد با وضعیت گذشته که در آن تنها حدود ۷ میلیون مترمکعب از این ثروت مهار می‌شد، حکایت از رشدی نزدیک به ۲.۵ برابری در مدتی فشرده دارد.
این تحول، موازنه‌ای چندوجهی ایجاد کرده است: از یک سو، ناترازی گاز در فصل سرد سال که پتروشیمی‌ها، فولادسازان و نیروگاه‌ها را به تعطیلی کشانده بود، با تزریق این حجم از گاز تا حدی تعدیل می‌شود؛ و از سوی دیگر، آلودگی ناشی از سوختن ناقص هیدروکربن‌های سنگین، اکسیدهای کربن و گوگرد در مجاورت سکونتگاه‌های انسانی و اکوسیستم‌های حساس زاگرس و خلیج‌فارس رو به افول می‌گذارد.
چرا مهار گازهای همراه نفت دهه‌ها روی کاغذ باقی ماند و در عمل به بن‌بست رسید؟ پاسخ را باید در پیچیدگی زنجیره فنی و مدل‌های مالی غلط جست‌وجو کرد. جمع‌آوری گاز مشعل، بستن یک شیر فلکه نیست؛ فرایندی بغرنج است که نیازمند جمع‌آوری در سرچاه، تقویت فشار در چند مرحله، آب‌زدایی، شیرین‌سازی و سپس انتقال با خطوط لوله پرفشار به واحدهای فرآورش گاز و گاز مایع (NGL) است.
در دهه‌های گذشته، اتکای انحصاری به بودجه‌های قطره‌چکانی دولتی برای اجرای این پروژه‌ها مانع اصلی بود. اما در الگوی نوین، تغییر هوشمندانه‌ای رخ داد: ورود بخش خصوصی با مدل‌های خودگردان مالی. در این ساختار، سرمایه‌گذار صرفاً بابت خاموش‌کردن مشعل دستمزد دریافت نمی‌کند، بلکه متعهد به ایجاد زنجیره فرآورش و تفکیک هیدروکربن‌های باارزش نظیر اتان، پروپان، بوتان و میعانات گازی (C5+) می‌شود. در نتیجه، ارزش‌افزوده سرشار حاصل از فروش محصولات پتروشیمیایی و خوراک صنایع، هم اصل سرمایه‌گذاری را مستهلک می‌کند و هم جریانی پایدار از درآمد ارزی خلق می‌نماید. تاکنون با امضای ۲۳ قرارداد عملیاتی با بخش خصوصی و غیردولتی، نقشه راه خاموشی ۵۷ مشعل بزرگ در خوزستان تثبیت شده که برآوردها حاکی از خلق درآمد سالانه دست‌کم ۸۰۰ میلیون دلاری برای کشور است.
یکی از چالش‌های دیرینه سرمایه‌گذاران صنعتی در این پروژه‌ها، سرگردانی میان راهروهای اداری و ایستگاه‌های بررسی زیست‌محیطی بود؛ وضعیتی که گاه روند شروع یک پروژه حیاتی را سال‌ها به تعویق می‌انداخت. در نگاه سنتی، حساسیت‌های محیط‌زیستی در تقابل با عملیات نفت قرار می‌گرفت، اما هماهنگی تازه میان دستگاه‌های مسئول، بن‌بست اداری را شکست.
کاهش زمان صدور مجوزهای محیط‌زیستی برای طرح‌های جمع‌آوری گازهای مشعل به کمتر از ۲۰ روز، نقطه عطفی در دیپلماسی سازمانی داخل کشور است. این شتاب اداری نه به معنای چشم‌پوشی از استانداردهای سخت‌گیرانه پالایشگاهی، بلکه ناشی از این درک استراتژیک است که «هر روز تاخیر در تصویب طرح، مساوی با سوختن شبانه‌روزی گاز و تداوم آلایندگی است». همگرایی برای رفع موانع استعلامی، ریسک توقف سرمایه بخش خصوصی را کاهش داده و روند خرید کمپرسورها، احداث ایستگاه‌های جمع‌آوری و لوله‌گذاری‌ها را تسریع کرده است.
استان خوزستان، به عنوان قلب تپنده تولید نفت کشور، بیشترین آسیب را از زبانه‌های فلر دیده بود. تمرکز قراردادهای جاری بر مهار ۵۷ مشعل در این خطه، نه صرفاً احیای محیط‌زیست، بلکه زمینه‌ساز تحولی ساختاری در تأمین پایدار خوراک مجتمع‌های عظیم پتروشیمی ماهشهر و صنایع پایین‌دستی است.

گازهای غنی فلر، منابعی ارزشمند برای تغذیه زنجیره الفین و آروماتیک‌ها هستند؛ موادی که تبدیل آن‌ها به پلیمرها و مواد شیمیایی پیشرفته، اشتغال پایدار منطقه‌ای ایجاد کرده و رونق را به جنوب بازمی‌گرداند.
اگر تا دیروز ساکنان همجوار میادین نفتی، شعله‌های بلند را آیینه حسرت بر باد رفتن سرمایه‌های زادگاه خود می‌دیدند، امروز صدای غرّش مشعل‌ها رو به افول است و جای خود را به گردش آرام توربوکمپرسورهای مدرن می‌دهد. این دگردیسی ملموس‌ترین نشانه توسعه پایدار در صنعتی است که سال‌ها متهم به بی‌تفاوتی نسبت به زیست‌بوم خود بود.
با وجود جهش ثبت‌شده و رسیدن به رقم ۱۷ میلیون مترمکعب در روز، مسیر پیش‌رو مستلزم پایش دقیق و مداوم است. بر اساس تکالیف مندرج در برنامه هفتم توسعه، صنعت نفت موظف است تا پایان سال ۱۴۰۶ جمع‌آوری دست‌کم ۹۰ درصد از کل گازهای مشعل و همراه را محقق سازد. این بدان معناست که حجم مهار گازها باید در سال‌های آتی به سطحی به مراتب بالاتر برسد تا دیگر شاهدی بر سوختن گازهای مشعل در هیچ گوشه‌ای از کشور نباشیم.
خاموشی مشعل پایان یک مسیر نیست؛ بلکه سرآغاز زنجیره‌ای از خلق ارزش، ارتقای بهره‌وری انرژی و احترام به حقوق نسل‌های آینده است. ناترازی فزاینده انرژی زنگ خطری جدی برای توسعه اقتصادی به صدا درآورده است، و در این بستر، تبدیل «دود هدررفته» به «خوراک پالایشگاهی و پتروشیمی» هوشمندانه‌ترین و ضروری‌ترین راه‌حل بومی برای عبور از تنگناهای انرژی خواهد بود. مشعل‌ها یکی پس از دیگری به خاموشی گرایش دارند؛ خاموشی پرغروری که این بار نه از سر رکود، بلکه نویدبخش روشنایی در کارگاه‌ها و خطوط تولید کشور است.

 

ارسال نظر
پربیننده‌ترین اخبار