تورم؛ کارخانه پنهان انتقال ثروت

* اکبر علیزاده اعتمادی - پژوهشگر مسائل اجتماعی

شناسه خبر: 191720
تورم؛ کارخانه پنهان انتقال ثروت

بیشتر مردم، تورم را با گران‌تر شدن کالاها و خدمات می‌شناسند؛ اما اثر واقعی آن بسیار عمیق‌تر از افزایش قیمت‌هاست. تورم، تنها یک شاخص اقتصادی نیست؛ سازوکاری است که می‌تواند ثروت را از گروهی به گروه دیگر منتقل کند، بدون آنکه این جابه‌جایی به‌وضوح دیده شود. به زبان دیگر گرانی فقط قدرت خرید را کاهش نمی‌دهد، بلکه آرایش ثروت در جامعه را تغییر می‌دهد.
به همین دلیل، بسیاری از اقتصاددانان تورم مزمن را یکی از مهم‌ترین عوامل تضعیف عدالت اقتصادی می‌دانند.
نخستین بازندگان؛ حقوق‌بگیران
کارگران، کارمندان، بازنشستگان و همه کسانی که درآمد ثابتی دارند، معمولاً نخستین گروهی هستند که آثار تورم را احساس می‌کنند.
قیمت کالاها روزانه تغییر می‌کند، اما دستمزدها معمولاً سالی یک‌بار اصلاح می‌شوند. این فاصله زمانی، به معنای کاهش مستمر قدرت خرید و کوچک‌تر شدن سهم آنان از اقتصاد است.
در مقابل، کسانی که دارایی‌های متنوع یا امکان جابه‌جایی سریع سرمایه دارند، اغلب آسان‌تر می‌توانند خود را با تورم تطبیق دهند.
تورم چگونه ثروت را جابه‌جا می‌کند؟
وقتی ارزش پول کاهش می‌یابد، ارزش اسمی بسیاری از دارایی‌ها افزایش پیدا می‌کند. این افزایش همیشه ناشی از تولید ثروت جدید نیست؛ گاهی فقط نتیجه کاهش ارزش پول ملی است.
در چنین شرایطی، دارندگان دارایی ممکن است بدون افزایش تولید یا بهره‌وری، ثروتمندتر به نظر برسند، در حالی که خانوارهای فاقد دارایی، هر روز قدرت خرید بیشتری را از دست می‌دهند.
از این منظر، تورم فقط یک پدیده پولی نیست؛ بر نحوه توزیع ثروت نیز اثر می‌گذارد.
سرمایه از تولید فاصله می‌گیرد
تورم مزمن، تصمیم‌های اقتصادی را نیز تغییر می‌دهد.
وقتی بازده نگهداری برخی دارایی‌ها از بازده تولید بیشتر شود، بخشی از سرمایه به‌جای کارخانه، فناوری و اشتغال، به سمت فعالیت‌های کوتاه‌مدت و حفظ ارزش دارایی حرکت می‌کند.
در نتیجه، اقتصاد هم‌زمان با افزایش قیمت‌ها، از کاهش سرمایه‌گذاری مولد نیز آسیب می‌بیند.
تجربه جهان؛ ثبات، پیش‌شرط توسعه
تجربه بسیاری از کشورها نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری بلندمدت، بدون ثبات نسبی قیمت‌ها دشوار است.
کارآفرین زمانی برای آینده برنامه‌ریزی می‌کند که بتواند هزینه، درآمد و بازده سرمایه‌گذاری خود را با اطمینان بیشتری پیش‌بینی کند.
به همین دلیل، کنترل تورم در اقتصادهای موفق، صرفاً یک هدف پولی نیست؛ بخشی از راهبرد توسعه اقتصادی و اجتماعی است.
مبارزه با تورم؛ فراتر از سیاست پولی
کنترل تورم تنها با ابزارهای بانک مرکزی ممکن نیست.
انضباط مالی دولت، بودجه متوازن، کاهش رانت، افزایش بهره‌وری، اصلاح نظام بانکی، تقویت تولید و شفافیت اقتصادی، همگی در مهار پایدار تورم نقش دارند.
هرگاه یکی از این حلقه‌ها نادیده گرفته شود، فشار تورمی دوباره خود را نشان خواهد داد.
تورم و حکمرانی ثروت
در نگاه حکمرانی ثروت، تورم علاوه بر یک شاخص اقتصادی؛ یکی از مهم‌ترین عوامل تغییر مسیر ثروت در جامعه است.
اگر سیاست‌گذار تنها به کنترل ظاهری قیمت‌ها توجه کند و سازوکارهای انتقال ثروت را نادیده بگیرد، بی‌عدالتی اقتصادی همچنان بازتولید خواهد شد.
از همین رو، مهار تورم باید هم‌زمان به حفظ ارزش پول، حمایت از تولید، جلوگیری از رانت و صیانت از قدرت خرید مردم بیانجامد.
راهکار؛ درمان علت، نه فقط نشانه
کاهش پایدار تورم نیازمند اصلاحات ساختاری است؛ اصلاح بودجه، افزایش شفافیت، تقویت رقابت، کاهش انحصار، هدایت سرمایه به فعالیت‌های مولد و ایجاد ثبات در سیاست‌های اقتصادی.
این اقدامات شاید دشوار و زمان‌بر باشند، اما تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که هیچ اقتصاد پایداری بدون چنین اصلاحاتی شکل نگرفته است.
و در پایان؛ آرامش قیمت‌ها، آرامش جامعه
جامعه‌ای که هر روز نگران کاهش ارزش درآمد و پس‌انداز خود باشد، نمی‌تواند با اطمینان برای آینده برنامه‌ریزی کند.
تورم، اگر مزمن شود، تنها قیمت‌ها را بالا نمی‌برد؛ اعتماد، سرمایه‌گذاری، امید و عدالت را نیز فرسوده می‌کند.
شاید به همین دلیل، کنترل تورم را باید نه فقط یک سیاست اقتصادی، بلکه ضرورتی برای حفظ ثبات اجتماعی و صیانت از ثروت ملی دانست؛ زیرا تا زمانی که ارزش پول ملی پیوسته فرسایش یابد، مسیر تبدیل ثروت‌های کشور به رفاه پایدار نیز ناهموار خواهد ماند.

ارسال نظر
پربیننده‌ترین اخبار