جهان اقتصاد بررسی میکند؛
بازسازی تولید در معادن بحرانزده
راضیه احمدوند - روزناما نگار
معدنکاری در ایران دیگر فقط با چالش استخراج و فروش مواد معدنی روبهرو نیست؛ ناترازی انرژی، فرسودگی ماشینآلات، دشواری تأمین قطعات، محدودیتهای مالی و بیثباتی مقررات، زنجیرهای از فشارها را بر این بخش تحمیل کردهاند. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این نیست که معادن تا چه زمانی میتوانند با بحرانها کنار بیایند؛ مسئله این است که چگونه میتوانند در برابر شوکهای بعدی مقاومتر شوند و اجازه ندهند هر اختلالی به توقف تولید، کاهش اشتغال و از دست رفتن بازار منجر شود.
معدنکاری؛ صنعتی که فرصت توقف ندارد
بخش معدن یکی از حلقههای مهم زنجیره تولید کشور است. فعالیت معادن به صنایع فولاد، مس، سیمان، ساختمان و بسیاری از فعالیتهای صنعتی دیگر پیوند خورده است. به همین دلیل، اختلال در معدن فقط یک مسئله صنفی یا محدود به یک واحد تولیدی نیست؛ میتواند به بخشهای پاییندستی نیز منتقل شود.
اما معادن در سالهای اخیر با مجموعهای از مشکلات همزمان مواجه بودهاند. محدودیت برق و گاز، هزینه تولید را افزایش داده و برنامهریزی برای استخراج و فرآوری را دشوار کرده است. از سوی دیگر، فرسودگی تجهیزات و محدودیت دسترسی به ماشینآلات و قطعات تخصصی، توان عملیاتی بسیاری از واحدها را تحت فشار قرار داده است.
در چنین فضایی، تابآوری به یک ضرورت اقتصادی تبدیل میشود؛ ضرورتی که معنای آن صرفاً ادامه فعالیت با هر هزینهای نیست، بلکه ایجاد ظرفیت برای پیشبینی بحران، کاهش آسیب و بازگشت سریع به شرایط عادی است.
تابآوری با تولید پرهزینه تفاوت دارد
گاهی تابآوری به معنای تحمل شرایط دشوار و ادامه تولید، حتی با افزایش هزینهها، تلقی میشود. اما این نگاه نمیتواند راهبرد بلندمدت یک صنعت باشد.
معدنی که با ماشینآلات فرسوده کار میکند، برای تأمین قطعات به بازار غیرقابل پیشبینی وابسته است و در زمان محدودیت انرژی برنامه جایگزینی ندارد، ممکن است مدتی به فعالیت ادامه دهد؛ اما در برابر یک شوک تازه، آسیبپذیر خواهد بود.
تابآوری واقعی زمانی شکل میگیرد که معدن بتواند ریسکهای خود را شناسایی کند، برای آنها برنامه داشته باشد و منابع لازم برای مدیریت شرایط اضطراری را در اختیار بگیرد.
این موضوع بهویژه برای معادن کوچک و متوسط اهمیت دارد؛ واحدهایی که معمولاً دسترسی محدودتری به منابع مالی، فناوری و تجهیزات جایگزین دارند و در برابر افزایش ناگهانی هزینهها آسیبپذیرترند.
انرژی؛ نقطه شروع بازسازی تابآوری
یکی از مهمترین پیششرطهای تابآوری معادن، کاهش وابستگی به تأمین ناپایدار انرژی است. نمیتوان از یک معدن انتظار داشت برنامه تولید بلندمدت داشته باشد، اما هر سال با احتمال محدودیت برق یا گاز مواجه باشد.
راهکار، صرفاً درخواست سهم بیشتر از انرژی نیست. معادن و واحدهای فرآوری باید به سمت بهینهسازی مصرف، بازیابی انرژی، استفاده از تجهیزات کممصرف و توسعه ظرفیتهای اختصاصی تولید برق حرکت کنند.
سرمایهگذاری در نیروگاههای خورشیدی و دیگر منابع تجدیدپذیر، بهویژه در مناطقی که ظرفیت مناسبی دارند، میتواند بخشی از نیاز انرژی معادن را تأمین کند. البته این مسیر به تأمین مالی، اتصال به شبکه و مقررات روشن نیاز دارد.
در کنار آن، باید میان نوع فعالیت معدنی و الگوی تأمین انرژی تناسب برقرار شود. توقف یک واحد فرآوری یا کوره صنعتی ممکن است خسارتی بسیار بیشتر از کاهش موقت فعالیت در بخش استخراج ایجاد کند. بنابراین اولویتبندی تأمین انرژی باید بر اساس اهمیت زنجیره تولید و هزینه توقف هر واحد انجام شود.
ماشینآلات فرسوده؛ بحران پنهان معدن
یکی دیگر از موانع تابآوری، فرسودگی ماشینآلات و تجهیزات معدنی است. فعالیت معدنی به ماشینآلات سنگین، تجهیزات حفاری، سامانههای حملونقل و ابزارهای ایمنی وابسته است. هر اختلال در تأمین این تجهیزات میتواند ظرفیت استخراج را کاهش دهد و هزینه تعمیر و نگهداری را بالا ببرد.
برای حل این مشکل، نمیتوان فقط به واردات یا فقط به تولید داخل تکیه کرد. سیاست مؤثر باید ترکیبی باشد: واردات تجهیزات پیشرفتهای که امکان ساخت اقتصادی آنها در داخل وجود ندارد، در کنار حمایت هدفمند از تولید قطعات و ماشینآلاتی که قابلیت بومیسازی دارند.
ایجاد مراکز مشترک تعمیر و نگهداری، بانک اطلاعاتی قطعات و شبکه تأمین منطقهای نیز میتواند هزینه معادن کوچک را کاهش دهد. همه معادن نباید برای تأمین یک قطعه یا تعمیر یک دستگاه، بهصورت جداگانه هزینههای سنگین پرداخت کنند.
معادن کوچک را از چرخه آسیبپذیری خارج کنیم
تابآوری بخش معدن فقط با تقویت شرکتهای بزرگ به دست نمیآید.
بخش مهمی از ظرفیت معدنی کشور در اختیار واحدهای کوچک و متوسط است؛ واحدهایی که در بسیاری از موارد توان مالی لازم برای نوسازی تجهیزات، ایجاد زیرساخت انرژی یا جذب نیروی متخصص را ندارند.
اگر حمایتها فقط به پروژههای بزرگ و بنگاههای برخوردار محدود شود، فاصله میان معادن بزرگ و کوچک بیشتر خواهد شد.
یکی از راهکارها، توسعه مدلهای مشارکتی است. چند معدن میتوانند در تأمین ماشینآلات، خدمات آزمایشگاهی، تعمیرات تخصصی، حملونقل و حتی زیرساخت انرژی همکاری کنند. تشکیل کنسرسیومهای خدمات معدنی و ایجاد مراکز مشترک پشتیبانی میتواند هزینه فعالیت را برای واحدهای کوچک کاهش دهد.
همچنین تسهیلات باید به سمت نوسازی تجهیزات، افزایش بهرهوری و تکمیل زنجیره فرآوری هدایت شود؛ نه اینکه صرفاً برای جبران زیانهای انباشته یا پوشش هزینههای جاری مصرف شود.
ایمنی؛ خط قرمز تابآوری
هیچ تعریفی از تابآوری معدنی بدون توجه به ایمنی نیروی کار کامل نیست. معدنی که تولید خود را با کاهش هزینههای ایمنی حفظ میکند، در واقع ریسک بزرگتری را به آینده منتقل کرده است.
تجهیزات پایش گاز، سامانههای تهویه، ابزارهای هشداردهنده، آموزش مستمر و بازرسیهای تخصصی باید در اولویت سرمایهگذاری قرار گیرند. فشارهای اقتصادی نباید بهانهای برای به تعویق انداختن هزینههای ایمنی شود.
ایمنی هزینه اضافی تولید نیست؛ بخشی از زیرساخت تداوم تولید است. حادثه معدنی علاوه بر خسارت انسانی، میتواند فعالیت یک مجموعه را متوقف کند، اعتماد نیروی کار را از بین ببرد و هزینههای اقتصادی و اجتماعی سنگینی ایجاد کند.
دولت؛ از مداخله مقطعی تا سیاست قابل پیشبینی
یکی از مهمترین عوامل تضعیف تابآوری، بیثباتی در تصمیمگیری است. سرمایهگذاری معدنی معمولاً بلندمدت است و بازگشت سرمایه آن به سالها زمان نیاز دارد. در چنین شرایطی، تغییرات ناگهانی در مقررات صادراتی، حقوق دولتی، عوارض، تعرفهها و سیاستهای ارزی میتواند محاسبات اقتصادی معدنکار را برهم بزند.
دولت برای تقویت تابآوری باید به جای مداخلههای مقطعی، چارچوبی قابل پیشبینی ایجاد کند. اعلام بهموقع سیاستها، پرهیز از تغییرات ناگهانی، تسهیل دسترسی به منابع مالی و طراحی سازوکار روشن برای تأمین انرژی صنایع معدنی، از مهمترین اقدامات در این مسیر است.
همچنین لازم است حمایتهای دولتی هدفمند و مشروط باشند؛ به این معنا که بنگاههایی که برای نوسازی، افزایش بهرهوری، ارتقای ایمنی و کاهش مصرف انرژی برنامه عملی دارند، در اولویت حمایت قرار گیرند.
تابآوری از دل تنوعبخشی بیرون میآید
وابستگی به یک محصول، یک بازار صادراتی یا یک مسیر تأمین تجهیزات، ریسک فعالیت معدنی را افزایش میدهد. هرگونه اختلال در بازار مقصد یا زنجیره تأمین میتواند درآمد و برنامه تولید معدن را با مشکل مواجه کند.
تنوعبخشی به بازارهای صادراتی، توسعه فرآوری متناسب با مزیت اقتصادی هر ماده معدنی و ایجاد ارتباط پایدار میان معدن و صنایع پاییندستی میتواند این آسیبپذیری را کاهش دهد.
البته توسعه فرآوری نباید به معنای احداث هر واحد صنعتی بدون توجه به آب، انرژی، فناوری و بازار فروش باشد. ایجاد ظرفیت مازاد و پروژههای فاقد توجیه اقتصادی، خود میتواند به یک منبع تازه برای هدررفت سرمایه تبدیل شود.
نقشه راه تابآوری معادن
برای تبدیل تابآوری از یک مفهوم کلی به برنامه اجرایی، میتوان سه افق زمانی را در نظر گرفت:
در کوتاهمدت، شناسایی نقاط آسیبپذیر هر معدن، تدوین برنامه جایگزین برای تأمین انرژی، تأمین قطعات حیاتی، بازنگری در برنامه نگهداری تجهیزات و ارتقای ایمنی باید در اولویت باشد.
در میانمدت، نوسازی ماشینآلات، توسعه زیرساختهای مشترک، سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، تقویت مراکز تعمیر و نگهداری و دسترسی بهتر معادن کوچک به منابع مالی اهمیت پیدا میکند.
در بلندمدت نیز باید ساختار سرمایهگذاری، فناوری، مدیریت انرژی و ارتباط معادن با صنایع پاییندستی بازسازی شود. در این مرحله، دادهمحوری و استفاده از فناوریهای هوشمند میتواند به کاهش هزینه، افزایش بهرهوری و پیشبینی خرابی تجهیزات کمک کند.
معدن تابآور، معدن آیندهدار است
تابآوری در بخش معدن نباید به معنای عادیسازی بحرانها باشد. قرار نیست معدنکار همواره با کمبود انرژی، ماشینآلات فرسوده، دشواری تأمین مالی و تغییرات مقرراتی کنار بیاید و هزینه ناکارآمدیهای بیرونی را بپردازد.
هدف اصلی باید کاهش احتمال توقف تولید و محدود کردن خسارت بحرانها باشد. برای رسیدن به این هدف، بنگاهها باید در مدیریت ریسک و نوسازی سرمایهگذاری کنند و سیاستگذار نیز باید زیرساخت و ثبات لازم را فراهم آورد.
معدنی که فقط در روزهای عادی توان تولید دارد، هنوز به یک بنگاه تابآور تبدیل نشده است.
تابآوری زمانی معنا پیدا میکند که معدن بتواند در برابر اختلال انرژی، محدودیت تأمین تجهیزات، نوسان بازار و فشارهای اقتصادی مقاومت کند؛ بدون آنکه ایمنی نیروی کار، کیفیت تولید و آینده سرمایهگذاری قربانی شود.
آینده معدنکاری ایران فقط به میزان ذخایر زیرزمینی وابسته نیست؛ به این هم بستگی دارد که چه اندازه برای حفاظت از ظرفیت تولید، سرمایه انسانی و زیرساختهای این بخش آمادهایم.