جهان اقتصاد گزارش می دهد؛
ضربه کاری به سفره مردم؛ از نان تا ماکارونی
رضا پورحسین- روزنامه نگار
جهان اقتصاد: نرخ جدید آرد بخش صنف و صنعت حدود دو و نیم برابر افزایش یافته اما هنوز به صورت رسمی ابلاغ نشده است. با این حال برخی اتحادیهها بدون انتظار برای ابلاغ رسمی، قیمت نانهای صنعتی را بر اساس نرخ جدید آرد اعلام کردهاند و این موضوع نگرانیهای تازهای را در میان مصرفکنندگان ایجاد کرده است.
سالهاست که آرد یارانهای به نانواییها و واحدهای صنعتی با قیمتی معادل حدود یک بیستم قیمت تمامشده عرضه میشود تا هزینه تولید نان و محصولات مرتبط تا حدی کنترل شود.
با وجود این حمایت طولانیمدت، افزایش مداوم هزینههای تولید در مقاطع مختلف باعث میشود که قیمت نهایی محصولات در دورههایی بالا برود و فشار بیشتری بر سفره خانوارها وارد کند.
پیش از این گندم مورد استفاده در بخش صنعت حدود کیلویی بیست و سه هزار و هشتصد تومان قیمت داشت اما ظاهرا در تصمیم جدید این رقم به شصت هزار تومان رسیده است. این تغییر قابل توجه مستقیما بر قیمت تمامشده محصولاتی مانند نان باگت، نانهای فانتزی، انواع نان صنعتی و ماکارونی اثر میگذارد و زنجیره تامین این اقلام را با چالش جدی روبهرو میکند.
بر اساس نرخنامه جدیدی که برخی اتحادیهها منتشر کردهاند قیمت نان برگر به چهل و پنج هزار تومان، شیرمال به صد و هشتاد هزار تومان و بربری صنعتی به نود هزار تومان تعیین شده است.
این اعداد نشاندهنده جهش چشمگیری نسبت به قیمتهای قبلی است و بسیاری از خانوادهها را وادار میکند تا این محصولات را از سبد خرید روزانه خود حذف کنند. نانهای صنعتی و فانتزی که زمانی بخشی از وعدههای غذایی یا میانوعدههای رایج بودند اکنون به کالاهایی لوکس و دور از دسترس تبدیل میشوند.
ماکارونی نیز که یکی از اقلام نسبتا ارزان و پرمصرف در سفره ایرانیان محسوب میشد تحت تاثیر همین افزایش قرار گرفته و احتمال میرود مصرف آن به شدت کاهش یابد.
واقعیت این است که هر بار هزینه تولید بالا میرود بخشی از اقلام غذایی از دسترس بخش بزرگی از جامعه خارج میشود. آرد یارانهای اگرچه سالهاست به عنوان سپری در برابر افزایش قیمت عمل کرده اما محدودیتهای موجود در تخصیص و تفاوت نرخ میان بخشهای مختلف باعث شده که این سپر به تدریج از بین برود.
وقتی قیمت گندم صنعتی تقریبا دو و نیم برابر میشود تولیدکننده ناچار است هزینه اضافی را در قیمت فروش لحاظ کند و مصرفکننده نهایی کسی است که باید این بار را تحمل کند.
نتیجه مستقیم چنین وضعیتی کوچکتر شدن سفره مردم است. خانوادههایی که پیشتر میتوانستند گاهی نان برگر یا شیرمال بخرند حالا مجبورند به نانهای سادهتر و ارزانتر اکتفا کنند و حتی آنها نیز با تهدید افزایش قیمت مواجه هستند.
تحریمها به عنوان عاملی ساختاری و مداوم این روند را تشدید کردهاند. محدودیتهای بانکی، مشکلات تامین مواد اولیه، افزایش هزینه حملونقل و نوسانهای ارزی همگی در کنار هم شرایطی را پدید آوردهاند که هر تصمیم جدید در حوزه قیمتگذاری مواد اولیه به سرعت به سفره خانوارها منتقل میشود.
در چنین فضایی اعلام نرخهای جدید توسط برخی اتحادیهها پیش از ابلاغ رسمی نیز نشاندهنده بیثباتی و پیشبینیناپذیری بازار است. تولیدکنندگان برای حفظ حاشیه سود خود مجبور به اقدام زودهنگام شدهاند و مصرفکنندگان نیز پیش از آنکه حتی فرصت تطبیق با شرایط جدید را داشته باشند با قیمتهای بالاتر روبهرو میشوند.
این چرخه تکراری افزایش هزینه، افزایش قیمت و حذف تدریجی اقلام از سفره، روزبهروز کیفیت تغذیه مردم را پایین میآورد.
نان که اساس بسیاری از وعدههای غذایی است اگر گران شود یا تنوع آن کاهش یابد تاثیر مستقیمی بر کالری دریافتی و تنوع غذایی خانوارها خواهد داشت.
محصولات صنعتی که زمانی تنوع بیشتری به سفره میدادند اکنون در حال تبدیل شدن به کالاهایی هستند که تنها قشر محدودی توان خریدشان را دارند.
با ادامه این روند فاصله میان آنچه تولید میشود و آنچه مردم واقعا میتوانند مصرف کنند بیشتر خواهد شد و فشار اقتصادی بر اقشار متوسط و کمدرآمد افزایش مییابد.
در نهایت آنچه باقی میماند سفرهای است که هر روز کوچکتر و محدودتر میشود و تحریمها به عنوان عامل زمینهای این محدودیت را عمیقتر و پایدارتر میکنند.