جهان اقتصاد گزارش می دهد؛

بازار اجاره مسکن ترسناک شد

رضا پورحسین ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 187250
بازار اجاره مسکن ترسناک شد

جهان اقتصاد: در سال جاری، بررسی فایل‌های عرضه‌شده در بازار اجاره تهران در سکوهای آنلاین تصویری ترسناک و نگران‌کننده از وضعیت مسکن پایتخت ترسیم می‌کند.

بر اساس داده‌های جمع‌آوری‌شده، متوسط نرخ ودیعه برای واحدهای مسکونی به یک میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان رسیده است. در کنار این رقم نجومی، اجاره‌بهای ماهانه متوسط ۱۹ میلیون تومان برای واحدی با متراژ حدود ۹۰ مترمربع و عمر بنای تنها ۷ سال گزارش شده است.

این اعداد نه تنها نشان‌دهنده تورم سرسام‌آور در بخش مسکن هستند، بلکه عملاً دسترسی به یک سرپناه ساده را برای بخش بزرگی از شهروندان تهرانی به یک رویای دست‌نیافتنی تبدیل کرده‌اند.

وقتی ودیعه سنگین را به اجاره ماهانه تبدیل می‌کنیم، وضعیت حتی وحشتناک‌تر می‌شود. با احتساب نرخ‌های رایج تبدیل در بازار، متوسط اجاره‌بهای پیشنهادی واقعی برای یک واحد میان‌متراژ با عمر کمتر از ۱۰ سال به بیش از ۵۲ میلیون تومان در ماه می‌رسد. این رقم، بار سنگینی است که بر دوش خانواده‌ها تحمیل می‌شود.

تصور کنید زوجی که هر دو شاغل هستند و با تمام تلاش و درآمد مشترک‌شان سعی در تأمین زندگی روزمره دارند. این ۵۲ میلیون تومان، بیش از ۷۰ درصد از درآمد ماهانه‌شان را می‌بلعد. آنچه باقی می‌ماند، مبلغ ناچیزی است برای خوراک، حمل‌ونقل، درمان، آموزش و سایر نیازهای اساسی.

در چنین شرایطی، چگونه می‌توان از تشکیل خانواده، فرزندآوری یا حتی حفظ آرامش روانی سخن گفت؟این قیمت‌ها واقعاً وحشتناک هستند و ترس به جان شهروندان انداخته است.

هر روز که از خواب بیدار می‌شوید، نگرانی اول بسیاری از تهرانی‌ها این است که آیا قرارداد اجاره‌شان تمدید می‌شود یا مالک با افزایش سرسام‌آور، آن‌ها را به خیابان خواهد کشاند. جوانانی که تازه وارد بازار کار شده‌اند، زوج‌های جوانی که آرزوی استقلال دارند و حتی خانواده‌های میان‌سال که سال‌ها در تهران زندگی کرده‌اند، همه در دام این بازار ترسناک گیر افتاده‌اند.

آپارتمان‌های کوچک و نسبتاً نو با متراژ کمتر از ۱۰۰ متر، که روزگاری گزینه‌ای منطقی برای زندگی شهری محسوب می‌شدند، حالا به کالایی لوکس تبدیل شده‌اند که تنهابخشی از دارندگان درآمدهای بالا توان پرداخت آن را دارند.

رشد بی‌سابقه ودیعه و اجاره، ریشه در عوامل متعددی دارد؛ از تورم عمومی اقتصاد و کاهش ارزش پول ملی گرفته تا کمبود عرضه مسکن مناسب و هجوم تقاضا به تهران به عنوان مرکز فرصت‌های شغلی.

اما فارغ از علل، نتیجه آن چیزی است که امروز می‌بینیم: یک بازار اجاره که قلب تپنده شهر را فشرده و بسیاری را به حاشیه رانده است. کسانی که نمی‌توانند این ارقام را بپردازند، مجبور به مهاجرت به شهرهای اطراف، زندگی در خانه‌های قدیمی‌تر و فرسوده، یا حتی شلوغ کردن خانه با همخانه‌های بیشتر شده‌اند.

این مهاجرت اجباری، فشار بر زیرساخت‌های حومه را افزایش داده و کیفیت زندگی را در کل کلان‌شهر پایین آورده است.

ترس شهروندان عمیق‌تر از صرف پرداخت پول است. این ترس، ترس از بی‌ثباتی است. ترس از اینکه فردا چه خواهد شد. والدینی که نگران آینده فرزندان‌شان هستند، چون می‌دانند با این روند، حتی اجاره یک اتاق کوچک هم برای آن‌ها رویایی دور خواهد بود.

دختران و پسرانی که ازدواج را به تعویق می‌اندازند، چون نمی‌توانند هزینه یک واحد مستقل را تأمین کنند. این چرخه معیوب، جامعه را به سمت تنهایی، افسردگی و کاهش انگیزه پیش می‌برد.

وقتی بیش از دو سوم درآمد یک خانواده شاغل صرف سقفی بالای سر شود، دیگر جایی برای سرمایه‌گذاری در آموزش، تفریح یا حتی پس‌انداز باقی نمی‌ماند و زندگی به یک مبارزه روزانه برای بقا تبدیل شده است.

در چنین فضایی، سکوهای آنلاین هرچند شفافیت نسبی ایجاد کرده‌اند اما خودشان آینه‌ای از واقعیت تلخ بازار شده‌اند و کمک کرده اند تا قیمت ها غیرواقعی شود.

فایل‌هایی که هر روز آپلود می‌شوند، با قیمت‌هایی که گاهی حتی از توان طبقه متوسط به بالا هم فراتر می‌رود. مالکان هم تحت فشار تورم، سعی در جبران زیان‌هایشان دارند، اما این فشار دوطرفه، مستاجران را له می‌کند.

در چنین شرایطی، نیاز فوری به سیاست‌های اصلاحی احساس می‌شود؛ از افزایش تولید مسکن گرفته تا تنظیم‌گری هوشمندانه بازار اجاره و حمایت هدفمند از خانوارهای کم‌درآمد. بدون اقدام جدی، این ترس و ناامیدی روزبه‌روز گسترش خواهد یافت.

شهروندان تهران امروز با چشمانی نگران به آینده نگاه می‌کنند. قیمت‌هایی که وحشتناک هستند و خواب را از چشم‌ها ربوده‌اند. ۵۲ میلیون تومان اجاره ماهانه برای یک واحد معمولی، نه یک رقم اقتصادی، بلکه یک فاجعه اجتماعی است که اگر جدی گرفته نشود، پیامدهایش فراتر از مسکن خواهد رفت و بر تمام ابعاد زندگی شهری سایه خواهد افکند.

ارسال نظر