جهان اقتصاد» گزارش می دهد

گلوگاه انرژی جهان در سایه تنش

گلناز پرتوی مهر - روزنامه نگار

شناسه خبر: 188611
گلوگاه انرژی جهان در سایه تنش

در دنیای انرژی، گاهی یک تنگه باریک بیش از یک قاره اهمیت پیدا می‌کند. تنگه هرمز از همین جنس است گذرگاهی کم‌عرض در جنوب ایران که نه فقط آبراهی برای عبور نفتکش‌ها، بلکه یکی از حساس‌ترین اهرم‌های ژئوپلیتیک جهان است. هر بار که تنش در خلیج فارس بالا می‌گیرد، نگاه بازارهای جهانی نفت به همین نقطه دوخته می‌شود؛ نقطه‌ای که می‌تواند در کوتاه‌ترین زمان، معادلات عرضه، قیمت، بیمه، حمل‌ونقل و حتی سیاست‌گذاری انرژی در قدرت‌های بزرگ را تحت تأثیر قرار دهد.

اهمیت تنگه هرمز فقط در جغرافیای آن خلاصه نمی‌شود. برآوردهای نهادهای بین‌المللی انرژی نشان می‌دهد حجم عظیمی از نفت خام و فرآورده‌های نفتی جهان روزانه از این مسیر عبور می‌کند؛ مسیری که امنیت آن برای صادرکنندگان خلیج فارس و واردکنندگان بزرگ آسیایی و اروپایی حیاتی است. به همین دلیل، هرگونه تهدید به انسداد، محدودسازی عبور و مرور، یا حتی افزایش هزینه و ریسک تردد در این آبراه، بلافاصله به بازار جهانی سیگنال افزایش قیمت می‌دهد.

در روزهای اخیر نیز بار دیگر نام هرمز در کنار بحث‌های سیاسی و نظامی برجسته شده است. آنچه این‌بار حساسیت موضوع را بیشتر کرده، نه فقط اصل تهدیدها، بلکه فضای جدیدی است که در بازار انرژی شکل گرفته است، ذخایر استراتژیک نفت در برخی کشورها پایین‌تر از سال‌های گذشته است، مسیرهای جایگزین ظرفیت کامل جبران تنگه هرمز را ندارند، و بازار جهانی نیز در شرایطی قرار دارد که هر شوک عرضه می‌تواند اثر چندبرابری داشته باشد. همین وضعیت باعث شده حتی یک تهدید لفظی نیز با واکنش سریع قیمت‌ها همراه شود.

از نگاه اقتصادی، تنگه هرمز فقط یک «گلوگاه» نیست؛ یک «ضربه‌گیر شکننده» هم هست. اگر عبور نفتکش‌ها با مانع روبه‌رو شود، زنجیره‌ای از اثرات آغاز می‌شود هزینه حمل‌ونقل بالا می‌رود، حق بیمه کشتی‌ها افزایش می‌یابد، شرکت‌های انرژی برای تأمین محموله‌های آتی دست به احتیاط می‌زنند و قیمت لحظه‌ای نفت واکنش نشان می‌دهد. این افزایش قیمت تنها به تولیدکنندگان نفت محدود نمی‌ماند؛ صنایع حمل‌ونقل، پتروشیمی، پالایش، تولید برق و حتی تورم مصرف‌کننده در بسیاری از کشورها تحت فشار قرار می‌گیرد.

در این میان، بازار به خوبی می‌داند که ذخایر راهبردی نفت، هرچند در مواقع بحران کارآمدند، اما جایگزین کامل عرضه پایدار نیستند. کشورها می‌توانند بخشی از کمبود کوتاه‌مدت را با برداشت از ذخایر جبران کنند، اما اگر اختلال طولانی شود، ذخایر هم فقط زمان می‌خرند، نه راه‌حل نهایی. از همین روست که معامله‌گران نفت، در مواجهه با هر خبر مرتبط با هرمز، بیشتر از آنکه به عدد و رقم‌های فعلی توجه کنند، به سناریوهای آتی چشم می‌دوزند.

در سطح سیاسی نیز ماجرا روشن است: هر قدرتی که بخواهد از تنگه هرمز به‌عنوان ابزار فشار استفاده کند، در واقع می‌کوشد از حساسیت بازار انرژی علیه طرف مقابل بهره بگیرد. اما تجربه نشان داده این نوع فشارها، همیشه یک‌طرفه عمل نمی‌کند. هرگونه تنش در هرمز، نه فقط ایران، بلکه صادرکنندگان عربی، اقتصادهای مصرف‌کننده، شرکت‌های کشتیرانی و حتی خود آمریکا را هم در معرض هزینه قرار می‌دهد. به بیان دیگر، هرمز اگر بی‌ثبات شود، همه بازیگران را بی‌ثبات می‌کند.

از این زاویه، موضوع فقط نفت خام نیست؛ مسئله اعتماد به مسیر عرضه است. بازار انرژی بیش از هر چیز بر «اطمینان» بنا شده است. اگر این اطمینان از بین برود، حتی پیش از آنکه محموله‌ای متوقف شود، قیمت‌ها بالا می‌روند. این همان منطق بازارهای جهانی است: پیش‌خور کردن ریسک. بنابراین، تهدید به ناامنی در تنگه هرمز، اثر خود را خیلی زودتر از هر اقدام میدانی بر جای می‌گذارد.

در کنار این‌ها نباید نقش سیاست‌های آمریکا و ترامپ را در تشدید فضای بی‌ثباتی نادیده گرفت. رویکردهای مبتنی بر فشار حداکثری، تحریم نفتی، تهدید به محاصره دریایی یا بازتعریف قواعد عبور و مرور در آبراه‌ها، هرچند در ظاهر برای افزایش فشار بر ایران طراحی می‌شوند، اما در عمل می‌توانند شوک قیمتی جهانی ایجاد کنند؛ شوکی که مستقیماً به مصرف‌کننده آمریکایی و متحدان غربی هم منتقل می‌شود. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران انرژی معتقدند بازی با هرمز، بازی با بازار جهانی نفت است؛ بازاری که به‌سادگی قابل مهار نیست.

 

از سوی دیگر، بازار نفت امروز نسبت به گذشته پیچیده‌تر شده است. افزایش نقش آسیا در مصرف انرژی، وابستگی شدید چین، هند، کره جنوبی و ژاپن به واردات نفت خلیج فارس، و همزمان محدود بودن ظرفیت آزاد برخی تولیدکنندگان برای جبران فوری کمبود، باعث شده هر اختلالی در هرمز اثر بزرگ‌تری پیدا کند. در چنین شرایطی، حتی زمزمه احتمال اختلال می‌تواند منحنی قیمت را صعودی کند. این همان نقطه‌ای است که امنیت انرژی، سیاست خارجی و اقتصاد جهانی در هم گره می‌خورند.

در ایران اما نگاه متفاوتی وجود دارد.

تنگه هرمز فقط یک مسیر عبور نیست؛ بخشی از قدرت ملی و ابزار بازدارندگی کشور است. همین مسئله سبب می‌شود هرگونه فشار خارجی برای بی‌اعتبارسازی یا محدودسازی این آبراه، با حساسیت ویژه‌ای دنبال شود. ایران به‌خوبی می‌داند که هرمز، به‌جای آنکه فقط تهدید باشد، می‌تواند اهرم گفت‌وگو نیز باشد؛ مشروط بر آنکه عقلانیت، بازدارندگی و مدیریت بحران همزمان پیش برود.
در نهایت، تنگه هرمز همچنان همان نقطه‌ای است که جهان را میان دو واقعیت نگه می‌دارد: از یک سو ضرورت امنیت انرژی، و از سوی دیگر خطر تبدیل‌شدن انرژی به ابزار جنگ. تا وقتی این گلوگاه آرام بماند، بازار جهانی نفس راحت می‌کشد؛ اما کافی است یک جرقه در آن بیفتد تا قیمت‌ها، بیمه‌ها، کشتی‌ها و حتی تصمیم‌گیران سیاسی در سراسر جهان به تکاپو بیفتند.
هرمز، فقط یک تنگه نیست؛ آینه‌ای است که شکنندگی نظم انرژی جهان را نشان می‌دهد.

ارسال نظر