«جهان اقتصاد» گزارش می دهد طلوع انرژی نو در غروب سوختهای فسیلی
گلناز پرتوی مهر
ایران یکی از کشورهایی است که همواره از نظر منابع انرژی فسیلی غنی بوده است، اما در سالهای اخیر با چالشهایی نظیر رشد مصرف داخلی، کاهش صادرات نفت و گاز، آلودگی هوا و بحران کمآبی مواجه شده است. در چنین شرایطی، توجه به انرژیهای تجدیدپذیر (شامل خورشیدی، بادی، زمینگرمایی، زیستتوده و آبی کوچکمقیاس) به عنوان راهحلی پایدار برای تأمین انرژی و کاهش فشار بر منابع فسیلی بیش از پیش اهمیت یافته است. پرسش اصلی این است که آیا توسعه این منابع میتواند واقعاً معضل انرژی کشور را حل کند یا تنها نقش مکمل دارد؟
اقتصاد ایران بهشدت متکی بر سوختهای فسیلی است؛ بیش از ۹۰ درصد برق کشور از گاز طبیعی و سوخت مایع تولید میشود. رشد سریع جمعیت، توسعه صنایع، و سیاست قیمتگذاری پایین حاملهای انرژی باعث شده مصرف انرژی در کشور چندین برابر میانگین جهانی باشد.
در بسیاری از فصول سال، بهویژه زمستان، کسری گاز و در تابستان کمبود برق رخ میدهد. این نشان میدهد ساختار فعلی تولید و مصرف انرژی پایدار نیست و نیاز به تنوعبخشی در منابع دارد.
چنین فاصله عظیمی میان ظرفیت بالفعل و بالقوه بیانگر این است که توسعه تجدیدپذیرها هنوز در مراحل ابتدایی است و میتواند بهصورت چشمگیری افزایش یابد.
مزایای توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در ایران
۱. کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی: هر مگاوات برق تجدیدپذیر باعث صرفهجویی سالانه چند میلیون مترمکعب گاز یا هزاران لیتر گازوئیل میشود.
۲. کاهش آلودگی و انتشار گازهای گلخانهای: با توجه به افزایش تعهدات زیستمحیطی جهانی، کاهش آلایندهها برای بهبود سلامت جامعه ضروری است.
۳. ایجاد اشتغال پایدار و توسعه مناطق محروم: بسیاری از پروژههای خورشیدی کوچک میتوانند در مناطق دورافتاده راهاندازی شوند و فرصتهای شغلی محلی ایجاد کنند.
۴. افزایش امنیت انرژی: تنوعبخشی به سبد انرژی از نوسانات عرضه گاز و نفت جلوگیری میکند.
۵. سرمایهگذاری خارجی و فناوری نو: ورود تکنولوژیهای جدید و همکاری با شرکتهای بینالمللی میتواند بهرهوری و دانش فنی داخلی را ارتقا دهد.
با وجود مزایا، موانع متعدد سیاسی، اقتصادی و فنی مانع گسترش سریع تجدیدپذیرها در ایران شده است:
سیاستهای قیمتی ناپایدار: قیمت یارانهای برق و سوختهای فسیلی باعث میشود سرمایهگذاری در انرژی پاک توجیه اقتصادی نداشته باشد.
مشکلات تأمین مالی و سرمایهگذاری خارجی: نوسانات ارزی، تحریمها و نبود ضمانت خرید بلندمدت انرژی سرمایهگذاران را دلسرد کرده است.
زیرساخت و فناوری ناکافی: بیشتر تجهیزات، بهویژه سلولهای خورشیدی با بازده بالا، وارداتی هستند.
نارسایی در شبکه انتقال برق: بهویژه در مناطق با پتانسیل بادی یا خورشیدی بالا، به دلیل عدم وجود زیرساخت مناسب، اتصال به شبکه دشوار است.
نبود برنامه منسجم ملی برای آموزش نیروی انسانی و ارتقاء فناوری.
از نظر اقتصادی، اگرچه هزینه اولیه احداث نیروگاههای تجدیدپذیر بالاست، اما هزینه بهرهبرداری و نگهداری آنها بسیار پایینتر از نیروگاههای حرارتی است. همچنین، با توجه به رشد فناوری در سطح جهانی، قیمت پنلهای خورشیدی و توربینهای بادی طی یک دهه اخیر بهشدت کاهش یافته است.
در ایران، دوره بازگشت سرمایه برای پروژههای خورشیدی خانگی حدود ۵ تا ۷ سال است که با حمایتهای دولتی میتواند کاهش یابد. در مقیاس بزرگ نیز، انتقال یارانههای انرژی فسیلی به سمت برق پاک، اقتصاد تجدیدپذیرها را سودآور میکند.
حل معضل انرژی تنها با فناوری ممکن نیست؛ بلکه نیازمند اصلاح سیاستهای کلان است. در ایران، نبود ثبات در قوانین خرید تضمینی برق (Feed-in Tariff) و تغییرات نرخ ارز مشکلات عدیدهای برای سرمایهگذاران ایجاد کرده است.
تجربه کشورهای موفق مانند آلمان، چین یا ترکیه نشان میدهد که برنامهریزی پایدار و حمایت قانونی بلندمدت نقشی تعیینکننده در توسعه تجدیدپذیرها دارد.
با توجه به تحلیل فوق، انرژیهای تجدیدپذیر میتوانند بخش قابل توجهی از مشکلات ساختاری انرژی در ایران را برطرف کنند، اما نه بهصورت آنی و کامل. آنها باید بهعنوان مکمل نظام انرژی و ابزاری برای گذار تدریجی از فسیلی به پاک در نظر گرفته شوند.
مثلاً توسعه ۱۰ گیگاوات انرژی خورشیدی و بادی در پنج سال آینده میتواند مصرف گاز نیروگاهها را چند میلیارد مترمکعب کاهش داده و در نتیجه، کمبود گاز زمستانی و خاموشیهای تابستانی را کاهش دهد.
ایران توان بالقوه عظیمی برای بهرهگیری از انرژیهای تجدیدپذیر دارد. شرایط اقلیمی مطلوب، موقعیت جغرافیایی ویژه و وجود نیروی متخصص از جمله مزیتهای کشور است. با این حال، تحقق این ظرفیتها نیازمند عزم ملی، اصلاح ساختار یارانهها، ثبات سیاستهای حمایتی و جذب سرمایهگذاری داخلی و خارجی است.