اهمیت تعاونیهای مصرف
یادداشت محمد ابراهیمی فعال اقتصادی
تعاونیهای مصرف، یکی از قدیمیترین و گستردهترین اشکال فعالیت تعاونی در ایران به شمار میروند. نهادهایی که در فلسفه وجودی خود، مأموریت کاهش هزینههای زندگی، تأمین کالای سالم و حمایت از قدرت خرید جامعه کارگری و اقشار کمدرآمد را بر عهده دارند.
اما با وجود این جایگاه مهم، عملکرد بخش بزرگی از تعاونیهای مصرف در سالهای اخیر با چالشهایی روبهرو شده و همین فاصله گرفتن از مأموریت اصلی، ضرورت بازنگری در سیاستها و سازوکارهای این حوزه را دوچندان کرده است.
یکی از چالشهای اصلی، کاهش کارآمدی در شبکه تأمین و توزیع کالا است. بسیاری از تعاونیهای مصرف به دلیل محدودیت سرمایه در گردش، ضعف در قراردادهای خرید عمده، نداشتن زیرساختهای لجستیک و وابستگی به واسطهها، قادر به عرضه کالا با قیمت رقابتی نیستند.
در نتیجه، مزیت اصلی تعاونیها یعنی کاهش هزینه مصرفکننده کمرنگ شده و همین امر اعتماد اعضا این تعاونیها را کاهش داده است.
فقدان شفافیت مالی و ضعف نظارتهای داخلی بر فعالیت برخی تعاونیها، موجب بروز نارضایتی، اختلاف و حتی رکود کامل در برخی واحدها شده است.
تعاونی مصرف، نهادی اقتصادی اجتماعی است و اداره آن نیازمند ترکیبی از مهارتهای حرفهای، مسئولیتپذیری اجتماعی و نگاه عدالتمحور است.
در سطح کلان نیز، ابهام در سیاستهای حمایتی و نبود سازوکار مشخص برای اتصال تعاونیهای مصرف به زنجیرههای اصلی تولید، مانع بزرگ دیگری است. با وجود تأکید اسناد بالادستی بر نقش تعاونیها در مردمیسازی اقتصاد، تعاونیهای مصرف هنوز سهم قابل توجهی در ساماندهی بازار کالاهای اساسی ندارند.
در کنار آسیبهای ساختاری، ذهنیت عمومی نسبت به تعاونیهای مصرف نیز نیازمند بازسازی است. مردم زمانی به تعاونی اعتماد میکنند که نتیجه ملموس ببینند؛ کالای ارزانتر، خدمات بهتر و شفافیت بیشتر.
اگر این مزایا احیا شود، شبکه عظیم تعاونیهای مصرف میتواند یکی از مؤثرترین ابزارهای تنظیم بازار و حمایت از قدرت خرید کارگران در شرایط فعلی اقتصادی آنها و آسیبپذیر شدن این بخش از جامعه باشد.
بازآفرینی نقش تعاونیهای مصرف نیازمند مجموعهای از راهکارهای عملی و قانونی است. شفافسازی عملکرد مالی و الزام به گزارشدهی الکترونیک، تقویت خریدهای تجمیعی و عقد قراردادهای مستقیم با تولیدکنندگان، ایجاد سامانههای هوشمند برای توزیع و کنترل قیمت، حمایت دولت از زیرساختهای لجستیک و حملونقل تعاونیهای مصرف، آموزش مدیران و بازتعریف استانداردهای حرفهای در مدیریت تعاونیها و پیشبینی مشوقهای قانونی برای تعاونیهای فعال در تنظیم بازار کالاهای اساسی از آن جمله است.
تعاونیهای مصرف زمانی میتوانند به هدف اصلی خود بازگردند که بهعنوان یک بازوی عدالت اجتماعی شناخته شوند؛ نهادی که نهتنها کالا تأمین میکند، بلکه در آرامسازی اقتصاد خانواده و تقویت رفاه کارگران نقشآفرین است.
امروز، بازنگری جدی در سیاستها و ارتقای زیرساختهای این تعاونیها ضرورتی انکارناپذیر است؛ ضرورتی که تحقق آن میتواند بخش تعاون را به جایگاه واقعی خود در اقتصاد ملی نزدیکتر کند.