در گفتگو با جهان اقتصاد مطرح شد: ظرفیت تولید این روزها پر از ترک است

راضیه احمدوند

شناسه خبر: 184088
در گفتگو با جهان اقتصاد مطرح شد:
ظرفیت تولید این روزها پر از ترک است

 

 
شاخص‌ها و آمارهای اقتصادی نشان می‌دهد ایران با چالش جدی کاهش تشکیل سرمایه ثابت و فرسودگی ماشین‌آلات مواجه است؛ چالشی که نه تنها رشد اقتصادی سال‌های آینده را تهدید می‌کند، بلکه احتمال تبدیل اقتصاد به یک مدل مصرف‌کننده ذخایر را نیز افزایش می‌دهد.
حسن طاهری، کارشناس اقتصاد در گفتگو با جهان اقتصاد با اشاره به اینکه در سال‌های اخیر، اقتصاد ایران با کندی محسوس در رشد تشکیل سرمایه ثابت روبه‌رو بوده است، اظهار داشت: کاهش سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت در بخش تولید، نشانه‌ای هشداردهنده از فرسودگی ظرفیت‌های موجود به حساب می‌آید. سرمایه‌گذاری ثابت، موتور محرک افزایش ظرفیت تولید و نوآوری است و نبود آن به معنای توقف رشد ظرفیت‌های اقتصادی و وابستگی بیشتر به موجودی‌های فعلی و منابع موجود است. آمارها نشان می‌دهد که عمر مفید ماشین‌آلات و تجهیزات صنعتی در بسیاری از بخش‌ها به مرز بحرانی نزدیک شده است؛ بخش‌هایی که طی دو دهه گذشته نه تنها سرمایه‌گذاری جدید دریافت نکرده‌اند، بلکه نگهداری و تعمیرات اساسی نیز محدود شده است.
وی افزود: فرسودگی سرمایه‌های فیزیکی به شکل مستقیم بر توان تولیدی اقتصاد تاثیر می‌گذارد. کاهش عمر مفید ماشین‌آلات، افت بهره‌وری و افزایش هزینه تولید را در پی دارد و واحدهای تولیدی را در شرایطی قرار می‌دهد که برای حفظ سطح تولید فعلی، مجبور به صرف منابع بیشتری برای تعمیر و نگهداری می‌شوند. نتیجه این وضعیت کاهش سودآوری، عقب‌نشینی سرمایه‌گذاران و در نهایت کاهش رشد اقتصادی است.
طاهری ادامه داد: این روند می‌تواند اقتصاد ایران را در سال‌های ۱۴۰۵ و ۱۴۰۶ وارد فاز رکود ساختاری کند. افت تشکیل سرمایه ثابت و کاهش توان تولید، به معنای محدود شدن ظرفیت رشد تولید ناخالص داخلی است. در چنین شرایطی، اقتصاد بیشتر به جای تولید، به مصرف ذخایر و منابع موجود متکی خواهد شد؛ روندی که در ادبیات اقتصادی با عنوان «اقتصاد مصرف‌کننده ذخایر» شناخته می‌شود. این نوع اقتصاد، کوتاه‌مدت و غیرپایدار است و عملاً توان رقابت در بازارهای جهانی و ارتقای سطح رفاه را محدود می‌کند.
همچنین، یکی دیگر از تبعات مهم فرسودگی ظرفیت تولید، کاهش جذب نیروی کار و افت اشتغال در صنایع تولیدی است. صنایع فرسوده، توان ایجاد شغل جدید و استفاده از نیروی انسانی ماهر را ندارند و این امر فشار بر بازار کار و افزایش نرخ بیکاری را به دنبال دارد. همچنین، با کاهش بهره‌وری و افزایش هزینه‌های تولید، فشار تورمی بر اقتصاد بیشتر می‌شود و سیاست‌گذاران را در موقعیتی قرار می‌دهد که برای حفظ تعادل اقتصادی مجبور به اقدامات کوتاه‌مدت و تحریک مصرف باشند.
به گفته این فعال اقتصادی، چالش دیگر در این زمینه، کاهش انگیزه سرمایه‌گذاری خارجی و داخلی است. سرمایه‌گذاران برای ورود به بازارهایی که ظرفیت تولید آنها محدود و فرسوده است، ریسک بالایی احساس می‌کنند. نبود زیرساخت‌های به‌روز و تجهیزات نوین، در کنار عدم شفافیت سیاست‌ها و محدودیت‌های مالی و ارزی، شرایط را برای سرمایه‌گذاری پرریسک‌تر می‌کند. در نتیجه، اقتصاد ایران ممکن است به مرحله‌ای برسد که صرفاً به مصرف موجودی‌ها و ذخایر تکیه کند، بدون آنکه بتواند ظرفیت تولید خود را گسترش دهد.
وی ادامه داد: جلوگیری از چنین سناریویی نیازمند برنامه‌ریزی استراتژیک بلندمدت و سرمایه‌گذاری هدفمند در بخش‌های کلیدی تولیدی است. لازم است سیاست‌گذاران با توجه به محدودیت‌های مالی و تحریم‌ها، راهکارهایی برای نوسازی ماشین‌آلات، ارتقای تکنولوژی و جذب سرمایه‌گذاری‌های خصوصی و خارجی در صنایع مهم فراهم کنند. همچنین، توجه به اصلاح ساختاری و ارتقای بهره‌وری نیروی کار از طریق آموزش و فناوری‌های نوین، می‌تواند اثرات منفی فرسودگی ظرفیت تولید را کاهش دهد.
در شرایط فعلی، آمارها نشان می‌دهد که بخش عمده‌ای از صنایع کشور از ظرفیت اسمی خود کمتر بهره می‌برند و نرخ استفاده از ظرفیت تولید، پایین‌تر از حد استاندارد جهانی است. این وضعیت، هشدار جدی برای سیاست‌گذاران اقتصادی است تا برنامه‌های تشویقی برای سرمایه‌گذاری و ارتقای توان تولید تدوین کنند. بدون چنین اصلاحاتی، اقتصاد ایران با خطر تبدیل شدن به اقتصادی مصرف‌کننده ذخایر مواجه خواهد شد؛ اقتصادی که رشد پایدار، اشتغال و رفاه را به طور مستمر محدود می‌کند.
حسن طاهری در پایان با تاکید بر اینکه ‌اقتصاد ایران در آستانه یک چالش ساختاری جدی قرار دارد، خاطرنشان ساخت: کاهش تشکیل سرمایه ثابت و فرسودگی ماشین‌آلات، کاهش عمر مفید تجهیزات، محدود شدن ظرفیت تولید و فشار بر رشد اقتصادی، همگی نشانه‌های هشداردهنده‌ای هستند که نیازمند اقدام فوری و استراتژیک است. اگر این روند ادامه یابد، اقتصاد کشور به تدریج وابسته به مصرف موجودی‌ها و ذخایر خواهد شد و توان رقابت و رشد بلندمدت خود را از دست خواهد داد.در نهایت، مسیر پیش‌روی اقتصاد ایران روشن است: بدون سرمایه‌گذاری هدفمند و نوآوری در بخش تولید، ظرفیت‌ها فرسوده می‌شوند، رشد اقتصادی محدود خواهد شد و اقتصاد کشور به مرحله‌ای وارد می‌شود که تنها به ذخایر موجود وابسته است. سیاست‌گذاران و بخش خصوصی باید با هم‌افزایی و برنامه‌ریزی دقیق، سرمایه‌گذاری را تقویت کنند تا این زنگ خطر به واقعیت تبدیل نشود.
 
 
ارسال نظر
پربیننده‌ترین اخبار