گزارش «جهان اقتصاد» از استراتژی «سوخت دوم» در شطرنج ناترازی پاییز و زمستان
موازنه انرژی کشور در آستانه فصل سرد
گلناز پرتوی مهر - روزنامه نگار
با فروکش کردن تدریجی موج گرمای تابستان و رخت بربستن پیک مصرف سرمایشی، تقویم صنعت انرژی کشور وارد فاز متفاوتی میشود؛ فصلی که در ادبیات فنی، نه زمان استراحت، بلکه آغاز یک هماوردی نفسگیر میان خطوط انتقال، زنجیره پالایش و توربینهای نیروگاهی است. عبور از تابستان پرفشار همواره به معنای نمایان شدن افق زمستانی است که در آن، متغیرهای معادله ناترازی دستخوش تغییری اساسی میشوند: بار مصرفی از برق سرمایشی به گاز خانگی و تجاری منتقل میشود و نیروگاههای حرارتی به عنوان بزرگترین مصرفکنندگان گاز در فصول گرم، ناچارند سهم عمدهای از خوراک خود را به بخش غیرمولد واگذار کنند. با این حال، پاییز و زمستان پیشرو نه یک چرخه فصلی معمولی، بلکه آزمونی جدی برای تابآوری زیرساختهای انرژی کشور به شمار میرود.
ریشه اصلی چالشهای فصول سرد، افت محسوس گاز تحویلی به بخش مولد و صنعتی است. پدیدهای که در سال جاری به واسطه خروج اضطراری و آسیبدیدگی برخی از پالایشگاههای مهم گازی کشور و از دست رفتن موقت بیش از ۲۰۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت تولید روزانه، ابعاد حساستری به خود گرفته است.
زمانی که جریان گاز ورودی به بخش نیروگاهی با افتی در حدود ۱۳۰ میلیون مترمکعب در مقایسه با فصول گرم مواجه میشود، شبکه برق کشور در لبه یک تصمیمگیری استراتژیک قرار میگیرد: یا باید خاموشیهای گسترده را پذیرفت، یا زنجیره تأمین را به سمت استفاده حداکثری از سوخت جایگزین (گازوئیل و مازوت) سوق داد. از همین رو، دماسنج محیط نه تنها نشاندهنده تغییر فصل، بلکه شاخصی از میزان تغییر ساختار سبد سوخت نیروگاهی کشور است؛ معادلهای که در آن هر درجه کاهش دما در مناطق مسکونی، به معنای تزریق هزاران لیتر سوخت مایع به محفظههای احتراق نیروگاهها برای تثبیت فرکانس شبکه است.
در شرایطی که شبکه انتقال گاز توان پاسخگویی همزمان به تقاضای حداکثری شبکه توزیع شهری و تقاضای پایه نیروگاهی را ندارد، میزان موجودی مخازن هیدروکربوری به عنوان خط مقدم امنیت انرژی مطرح میشود. طبق آخرین پایشهای میدانی، سطح ذخیرهسازی نفتگاز (گازوئیل) نیروگاهها به مرز ۸۰ درصد و ذخایر نفتکوره (مازوت) به حدود ۷۰ درصد ظرفیت اسمی رسیده است.
این ارقام نشاندهنده یک رویکرد پیشدستانه در انباشت موجودی است؛ هرچند که لجستیک حمل و تزریق مداوم این حجم عظیم از سوخت مایع به ویژه در روزهای اوج سرما، نیازمند یک هماهنگی دقیق بینبخشی میان ناوگان حملونقل جادهای، ریلی، خطوط لوله و بخش پالایشگاهی است. سوخت مایع در این پازل، نقشی فراتر از یک آلترناتیو ایفا میکند؛ این ذخایر عملاً ضربهگیر شبکه در برابر نوسانات ناگهانی جوی و افت فشارهای مقطعی در خطوط سراسری گاز به شمار میروند تا نیروگاههای حرارتی بتوانند بدون افت توان، بار پایه کشور را تأمین کنند.
نیروگاههای حرارتی کشور پس از پشت سر گذاشتن پنج ماه بهرهبرداری مداوم و با حداکثر ظرفیت در پیک تابستان، با فرسودگی و تنشهای حرارتی بالایی وارد پاییز میشوند. پاییز برای مهندسان نیروگاهی، پنجرهای حیاتی برای انجام تعمیرات پیشگیرانه و اساسی است.
برنامهریزی برای اجرای نزدیک به ۱۱۵ هزار مگاوات عملیات تعمیراتی، حجم بیسابقهای از کار مهندسی را تا اردیبهشتماه سال آینده طلب میکند. این پکیج گسترده شامل موارد زیر است:
مدیریت ناترازی در ماههای پیشرو، از سطح تصمیمگیریهای فنی یک بخش فراتر رفته و به حوزه هماهنگی کلان انرژی کشور مربوط میشود. همکاری نزدیک میان متولیان نفت و نیرو، کلید عبور ایمن از این گردنه است. در حالی که بخش برق وظیفه حفظ آمادگی فنی ژنراتورها و پایداری ولتاژ را بر عهده دارد، بخش نفت باید با اولویتبندی در تخصیص فرآوردههای میانتقطیر و نفتکوره، زنجیره تأمین سوخت مایع را زنده نگه دارد.
با این همه، واقعیت این است که راهکار «سوخت دوم» و پر بودن مخازن، هرچند یک سپر دفاعی مطمئن در کوتاهمدت است، اما هزینههای جانبی قابلتوجهی از جمله افزایش نرخ استهلاک تجهیزات نیروگاهی و پیامدهای زیستمحیطی مصرف سوختهای سنگین را به همراه دارد. از این رو، اقدامات کنونی باید به عنوان پلی برای مدیریت بحران تا زمان بازیابی کامل ظرفیتهای پالایش گاز و توسعه طرحهای بهرهوری انرژی نگریسته شود.
مجموعه اقدامات انجامشده در حوزه تکمیل ذخایر سوخت دوم تا مرزهای اطمینانبخش و آغاز منسجم برنامههای تعمیراتی، نشان میدهد که سیستم برای مواجهه با روزهای سخت سال آرایش دفاعی مناسبی گرفته است. هرچند کسری ظرفیت گاز تحویلی، حاشیه امن خطوط انتقال را کاهش داده است، اما اتکا به ذخیرهسازی ۸۰ درصدی نفتگاز و ۷۰ درصدی مازوت، همراه با پایش مداوم فرکانس، ضریب ریسک بروز خاموشیهای فراگیر را به حداقل ممکن میرساند. زمستان امسال بیش از هر زمان دیگری به میدانی برای آزمودن انعطافپذیری زنجیره تأمین انرژی کشور تبدیل خواهد شد؛ میدانی که در آن، سرعت عمل در تعمیرات و هوشمندی در مدیریت مخازن، تعیینکننده تراز نهایی پایداری برق خواهد بود.