جهان اقتصاد بررسی میکند؛
قیمت یک دلار قیمت یک زندگی
راضیه احمدوند - روزنامه نگار
دلار فقط یک عدد روی تابلوی صرافی نیست. نرخ ارز وقتی تغییر میکند، موج آن از بازار ارز عبور میکند و خودش را در قیمت کالا، خدمات، مواد اولیه، لوازم خانگی، موبایل، خودرو و حتی تصمیمهای روزمره خانوار نشان میدهد.
لید: افزایش نرخ ارز برای مردم فقط به معنای گرانتر شدن خرید دلار نیست؛ یعنی مصرفکننده برای خرید بسیاری از کالاها باید پول بیشتری کنار بگذارد، تولیدکننده با هزینه بالاتری روبهرو میشود و فروشنده نیز در میان نوسان قیمتها، نمیداند کالای امروز را فردا با چه قیمتی میتواند جایگزین کند.
دلار در اقتصاد ایران مدتهاست از یک ارز خارجی فراتر رفته و به یکی از مهمترین شاخصهای انتظارات اقتصادی تبدیل شده است. مردم تغییرات آن را دنبال میکنند، فروشندگان به آن نگاه میکنند، تولیدکنندگان هزینههای خود را با آن میسنجند و حتی بسیاری از خانوارها برای تصمیمهای بزرگ زندگی، چشمانداز نرخ ارز را در نظر میگیرند.
اما مشکل از جایی شروع میشود که نوسان ارز از سطح بازار مالی به زندگی روزمره منتقل شود.
یک خانوار ممکن است هیچگاه دلار نخرد، اما افزایش نرخ ارز میتواند قیمت خرید گوشی تلفن همراه، لوازم خانگی، قطعات خودرو، برخی داروها، تجهیزات آموزشی یا حتی خدماتی را که به کالاهای وارداتی وابستهاند، تحت تأثیر قرار دهد.
برای تولیدکننده نیز ماجرا پیچیدهتر است. بخشی از مواد اولیه، ماشینآلات، قطعات یا تجهیزات مورد نیاز بسیاری از صنایع به واردات وابسته است. افزایش هزینه واردات، هزینه تمامشده تولید را بالا میبرد. تولیدکننده اگر این افزایش هزینه را به قیمت محصول منتقل کند، مصرفکننده با کالای گرانتر روبهرو میشود؛ اگر هم نتواند منتقل کند، حاشیه سودش کاهش پیدا میکند.
این همان حلقهای است که در نهایت به بازار مصرف میرسد.
فروشنده نیز در این میان گرفتار بلاتکلیفی میشود. وقتی قیمت ارز مرتب تغییر میکند، قیمت جایگزینی کالا اهمیت بیشتری پیدا میکند. فروشنده شاید کالایی را امروز با قیمت مشخص بفروشد، اما برای خرید همان کالا در روز بعد مجبور باشد هزینه بیشتری بپردازد. همین مسئله میتواند به افزایش احتیاط در فروش و کاهش تمایل به تخفیف منجر شود.
در طرف مقابل، مصرفکننده نیز رفتار خود را تغییر میدهد.
وقتی مردم انتظار افزایش قیمت دارند، بخشی از آنها خرید خود را جلو میاندازند. کالایی که قرار بود چند ماه بعد خریداری شود، همین امروز تهیه میشود. اما این رفتار نیز همیشه امکانپذیر نیست. خانوادهای که درآمد محدودی دارد، نمیتواند برای همه نیازهای آینده خود خرید زودهنگام انجام دهد.
در نتیجه، بازار به دو دسته تقسیم میشود؛ کسانی که توان خرید زودتر دارند و کسانی که ناچارند خرید را عقب بیندازند.
این وضعیت درباره کالاهای بادوام بیشتر دیده میشود. خرید یخچال، تلویزیون، گوشی، خودرو یا تجهیزات خانه دیگر صرفاً به نیاز بستگی ندارد؛ زمان خرید نیز به یک تصمیم اقتصادی تبدیل میشود.
دلار همچنین بر انتظارات مردم اثر میگذارد. وقتی نرخ ارز افزایش پیدا میکند، حتی کالاهایی که ارتباط مستقیمی با واردات ندارند ممکن است با موج افزایش قیمت مواجه شوند؛ زیرا فروشنده، تولیدکننده یا مصرفکننده انتظار دارد هزینههای آینده افزایش پیدا کند.
این همان بخشی است که کنترل بازار ارز را برای سیاستگذار مهم میکند.
البته کاهش نوسان ارز به معنای تثبیت مصنوعی قیمت یا نادیده گرفتن واقعیتهای اقتصادی نیست. بازار نیازمند یک چارچوب شفاف و قابل پیشبینی است؛ بهگونهای که فعال اقتصادی بتواند برای واردات، صادرات، تولید و فروش برنامهریزی کند.
چند نرخی بودن ارز نیز یکی از موضوعاتی است که سالها درباره پیامدهای آن بحث شده است. هرچه فاصله میان نرخهای مختلف بیشتر شود، انگیزه برای فعالیتهای غیرمولد و استفاده از تفاوت قیمت افزایش پیدا میکند و در مقابل، برنامهریزی برای فعال اقتصادی دشوارتر میشود.
اما در نهایت، مهمترین قربانی بیثباتی ارزی، قدرت خرید خانوار است.
حقوق یک خانواده ممکن است ثابت باشد، اما اگر قیمت کالاها سریعتر از درآمد رشد کند، خانواده عملاً فقیرتر میشود؛ حتی اگر رقم حقوق روی فیش حقوقی افزایش یافته باشد.
اینجاست که مسئله دلار از بازار ارز فراتر میرود و به مسئله معیشت تبدیل میشود.
مردم برای خرید دلار به بازار نمیروند، اما افزایش دلار ممکن است آنها را مجبور کند برای خرید کالاهای عادی پول بیشتری بپردازند.
به همین دلیل سیاست ارزی نمیتواند صرفاً با نگاه به قیمت اسکناس مدیریت شود. اثر آن باید در کارخانه، مغازه، حملونقل، تولید و مهمتر از همه در سبد خرید خانوار دیده شود.
بازار به ثبات نیاز دارد و خانواده نیز به درآمدی که بتواند با هزینهها حرکت کند.
اگر فاصله این دو بیشتر شود، هر نوسان ارزی میتواند یک موج تازه از افزایش قیمت ایجاد کند.
مسئله امروز فقط این نیست که دلار چند تومان است؛ مسئله این است که با همان درآمد، چند قلم کالا میتوان خرید.